او اعلان کرد که کاندیدای ریاست جمهوری خواهد بود و این اعلان برخاسته از کاری بود که او در طی مدت کوتاه پس از ماموریت دولتی خود انجام داد و تا سرحد عقب نشینی حکومت و متقاعد سازی کمیسیون انتخابات از آن نتیجه گرفت.


به نظر بنده حوزه مقاومت حوزه یک قوم، یک جغرافیا و یک جریان مشخص نیست؛ بلکه حوزه مقاومت به یک حوزه فکری فرهنگی افغانستان شمول اطلاق می شود که با محوریت سردار مقاومت ملی کشور شهید احمدشاه مسعود با مشخصات ویژه دفاع از افغانستان در پرتو هم نگری و اجماع ملی در یک مقطع حساس از تاریخ کشور شکل گرفت و پس از چندی و با تغییر اوضاع سیاسی در کشور هرچند در صورت تحول پیداکرد، اما در مفهوم به حیث یک حوزه ارزشی تا امروز باقی مانده و به احتمال قوی تا آینده های دور کشیده خواهد شد.
بدون تردید با رفتن تعدادی از رهبران پیشگام این حوزه، کلیت استخوان بندی آن دچار شکست و ریخت فراوان گردید و این شکست و ریخت در هردو صورت عینی و ذهنی دامنگیر رهبران و رهروان امروزین آن گردیده است.
ذکر روز شمار و سال شمار وقایع پس از شهادت قهرمان ملی اینجا جایش نیست، ولی ضروری است حد اقل در چند و چون تجلیل از وقایع بزرگ پس از شهادت ایشان به نتایج خوبی برای اثبات ادعای مان برسیم.
به طور نمونه، مراسم سالگشت های شهادت و در گذشت شخصیت های نام دار این حوزه حتی می تواند حامل پیام های تکان دهنده‌ای در جهت تداوم این گسست عینی و ذهنی حوزه مقاومت باشد.
اینکه هرکسی ساز خودش را می نوازد، این که شخصیت ها دست آویز فخر فروشی بی موجب عده‌ای از نزدیکان آن ها می شود، این که تجلیل افراطی و تحلیل افراطی شخصیت و کارکرد رفته گان جای بحث منطقی درباب آن ها را می گیرد و اینکه هرکسی……..
بنده با توجه به آخرین مراسم سالگشت شهادت قهرمان ملی و استاد شهید دریافتم که ما وقتی می توانیم تجلیل درست از شخصیت های مان بکنیم که بی تعارف و جدی در صدد بازنگری رفتارهای یک ساله شخصیت ها و نهاد های موجود مربوط به حوزه مقاومت باشیم و نقد بی وقفه استراتژی ها و برنامه های از آغاز تا امروز کلیت حوزه مقاومت را در دستور کار تا رسیدن به یک نتیجه مثبت قرار بدهیم.
این باز نگری در قدم اول به این مقصد باید صورت بگیرد که چرا ما پس از مسعود نتوانسته ایم و نمی توانیم نفر اول باشیم و یا حرف اول را بزنیم؟
به نظر من عامل های درونی بسیاری در حوزه مقاومت باعث گردیده است تا این مأمول محقق نه شود که مهمترین آن مصلحت اندیشی های غیر ضروری ناشی از خارجی زدگی مفرط رهبران و پرداختن به مسائل سطحی و کوچک ذات البینی در بدل قربانی کردن آن سودای سربالایی بوده است که بر مبنای آن حوزه مقاومت شکل گرفته بود.
این عامل ها به صورت خودکار باعث عدم هماهنگی و وحدت نظر برای نیل به مقصد دست برتر بودن شده است، هرچند عوامل بیرونی را نیز نمی شود به سادگی از کنارش رد شد.

ناکار آمدی حکومت وحدت ملی و خلاصه شدن هنر رهبران آن در «جیغ و فیشن» یکبار دیگر فرصتی را مهیا کرده تا اگر بتوان از تجربه های تلخ گذشته آموخت و برای رسیدن به هدف کلان این حوزه که تصاحب زعامت کشور ازطریق دمکراتیک است، گام برداشت.
آیا این بار یک چنین خوابی تعبیر مثبت خواهد یافت یا بازهم قصه همان خواهد شد که بود؟
با مطالعه دقیق از نتیجه کار کرد رهبران موجود این حوزه، به این نتیجه می رسیم که آدم های متعهد، بابرنامه و سخت کوش در حوزه مقاومت که جایگاه بلند مردمی داشته باشند اندک اند و این تعداد اندک هم در ساختن محوریت واحد و جامع الاطراف کارایی چندانی نداشته اند. حالا اگر کسی از این ها بتواند یک چنین کاری را بکند، آینده در قلمرو او شکل خواهد گرفت.
گذشته از انتقادات غرض آلود و بی معنا و با دید منطقی و معقول در طی ماه های پس از کناره گیری آقای نور از ولایت بلخ، نشانه هایی از یک خوشبینی در سیاست ها و برخوردهای او با حکومت و با جریان ها و شخصیت های سیاسی دیده می شود.
او با تشکیل ایتلاف ملی و با راه اندازی برنامه های بهترِ رسیدن به انتخابات شفاف، هرچند چالش زا برای حکومت و کمیسیون انتخابات، دیده می شود که آن هدف بزرگ و فراموش شده را رصد می کند و به همان سمت به پیش می رود.
او اعلان کرد که کاندیدای ریاست جمهوری خواهد بود و این اعلان برخاسته از کاری بود که او در طی مدت کوتاه پس از ماموریت دولتی خود انجام داد و تا سرحد عقب نشینی حکومت و متقاعد سازی کمیسیون انتخابات از آن نتیجه گرفت.
پس او با ایتلاف بزرگی که از همه شخصیت ها و اقوام شکل داده است، می تواند بخت بالنده حوزه مقاومت در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸ باشد.
برناصالحی


کد خبر: 35468