اما جامعه‌ افغانی، حتی فرهنگیان آن در عرصه‌ کاربرد وسایل ارتباطی به‌معنای علمی و راهبردی آن ضعیف هستند. اگرچه قرن بیست و یک، عصر انفجار اطلاعات و جامعه‌ اطلاعاتی است و با این‌که از ابزارهای مهم ارتباطی کار می‌گیریم، نتوانستیم بهره‌ درست بگیریم.


مارشال مک‌لوهان از نظریه‌پردازان برجسته‌ علوم ارتباطات اجتماعی، نظریه امتداد را مطرح کرد و گفت:« هر وسیله‌ ارتباطی امتداد یکی از حواس انسان است. به ‌عنوان مثال خط امتداد چشم و رادیو امتداد شنوایی است.» این مفهوم، پیام بزرگی را می‌رساند، یعنی ارتباطات به معنی گسترش و توسعه‌ ظرفیت انسانی است.
انسان‌ها در طول تاریخ، از ابزارهای خیلی سنتی تا وسایل بسیار مدرن برای انتقال پیام از منبع به مقصد استفاده کرده اند. این ابزارها اکنون چنان گسترده و در زندگی ما ریشه‌دار شده است که وظایف شان فقط انتقال پیام نیست، بل‌که دگرگونی و تغییرات اجتماعی و فرهنگی را نیز به‌ بار می‌آورند.
این اهمیت بلند باعث شد که « ۱۷ می» به‌عنوان روز جهانی ارتباطات و جامعه‌ اطلاعاتی نام‌گذاری شود. از این روز همه‌ساله در سطح جهان تجلیل و تحلیل می‌شود. محورهای مهم در این عرصه وجود دارد؛ ارتباطات و زندگی، ارتباطات و سیاست، ارتباطات و سلامت، ارتباطات و فناوری، ارتباطات و محیط زیست، ارتباطات و علم و…
مهم این‌ است که از ابزارهای نوین ارتباطی در راستای تقویت ارزش‌های انسانی و اجتماعی استفاده کرد. از این وسایل می‌توان در عرصه‌ی توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و علمی نیز بهره‌ بسیار برد. اغلب کشورهای دنیا، استراتژی‌های ارتباطی در بخش‌های گوناگون دارند. وزارت‌خانه‌های کشورهای توسعه‌یافته دارای استراتژی‌های ارتباطی است. آنان با استفاده از امکانات و ظرفیت‌های ارتباطی خدمت می‌کنند و تاثیر می‌گذارند. این موضوعات به تخصص در عرصه‌ی ارتباطات نیاز دارد.
اما جامعه‌ افغانی، حتی فرهنگیان آن در عرصه‌ کاربرد وسایل ارتباطی به‌معنای علمی و راهبردی آن ضعیف هستند. اگرچه قرن بیست و یک، عصر انفجار اطلاعات و جامعه‌ اطلاعاتی است و با این‌که از ابزارهای مهم ارتباطی کار می‌گیریم، نتوانستیم بهره‌ درست بگیریم. سیستم ارتباطی دولتی افغانستان خیلی ضعیف است و شاید یکی دو نهاد مهم در این کشور راهبرد ارتباطی در سطح کلان داشته باشد. منظور من در این‌جا توجه روی ارتباط یا عدم ارتباط نیست، بل‌که داشتن استراتژی مشخص ارتباطی در یک نهاد خاص دولتی است. چنین مسئله باعث می‌شود که ما نتوانیم از سرمایه‌های فرهنگی مان به‌صورت اساسی استفاده کنیم.
این مسئله به دو مورد خیلی مهم بر می‌گردد؛ دانش ارتباطی و اراده‌ کاری. نهادهای اکادمیک در سطح خرد و بزرگ باید روی دانش ارتباطی جوانان کار فوق‌العاده کنند. این کار از طریق تدریس، برگزاری نشست‌های علمی و تولید اثرهای علمی تحقق می‌یابد. در صورتی‌که اراده‌ای برای این کار باشد، می‌توان در چند سال نتیجه‌ ملموسی گرفت.
در غیر آن، ما از دنیا عقب خواهیم بود؛ چرا که توسعه بدون درنظرداشت ارتباطات در شرایط حاضر ممکن نیست.
سیدعبدالبصیر مصباح، استاد دانشگاه و پژوهشگر ارتباطات


کد خبر: 29755