مسلما اعمال فشار امریکا به پاکستان در مورد روابط اقتصادی، سیاسی، امنیتی و … همواره موثر بوده اما بعد از اعلام استراتژی امریکا در جنوب آسیا و افزایش توجه به هند به عنوان یک متعهد راهبردی خود در جنوب آسیا، پاکستانی ها را وادار کرده تا در راستای ائتلاف سازی و توجه به گزینه‌ جایگزین به بازیگرانی مثل روسیه،‌ چین و ایران توجه بیش‌تری داشته و سطح روابط را افزایش دهند.


یک پژوهشگر و کارشناس ارشد مسائل منطقه‌ای با تاکید بر استفاده از ظرفیت‌های دو بندر چابهار و گوادر اظهار کرد:‌ سفر وزیر امور خارجه ایران به پاکستان می‌تواند در فعال‌کردن حوزه دیپلماسی اقتصادی بین دو کشور اثرگذار بوده و سطح روابط اقتصادی را به پیش ببرد.
فرزاد رمضانی بونش در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که یکی از اولویت‌های مهم سفر وزیر امور خارجه ایران به اسلام‌آباد، توجه به گسترش مناسبات اقتصادی ایران و پاکستان است، گفت: باید در نظر داشت بسترها و فرصت‌های روابط ایران و پاکستان بسیار زیادتر از وضعیت موجود است، به عبارت دیگر وضعیت همسایگی و بازار دو طرف می‌تواند سطح روابط را در گام اول در راستای تحقق هدف ۵ میلیارد دالری که اعلام شده افزایش دهد.
وی افزود: آنچه در واقعیت وجود دارد، این است که سطح روابط اقتصادی در وضعیت کنونی مناسب نیست، لذا سطح روابط اقتصادی را از سوی ایران و پاکستان ناکافی و درصد پایین می‌توان ارزیابی کرد و این سفر می‌تواند به نوعی در فعال‌تر کردن حوزه دیپلماسی اقتصادی بین دو کشور تاثیرگذار باشد و سطح روابط اقتصادی را گام به گام جلو ببرد.
این پژوهشگر مسائل منطقه‌ای همچنین با بیان این‌که موضوع خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان می‌تواند یکی دیگر از محورهای مورد بحث باشد، اظهار کرد: طی یک دهه گذشته مساله خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان مد نظر مقامات دو کشور بوده، اما با موانع مختلف داخلی دو کشور همچنین مسائل منطقه‌ای، بین المللی، تحریم و یا اعمال فشار امریکا موجب شده تا روند دسترسی کامل به خط لوله انتقال گاز با چالش‌ها و موانعی رو به رو شود.
رمضانی بونش در ادامه با اشاره به این‌ که دو دیدگاه در مورد مساله خط لوله گاز وجود دارد، گفت: نخست این‌ که پاکستان همچنان در روند انتقال گاز تعلل می‌کند از سوی دیگر از منابع گازی دیگری همچون قطر هم استفاده می‌کند البته ما می‌توانیم بحث شکایت از پاکستان را در عدم تعهد به قرارداد هم مد نظر قرار دهیم.
وی درباره این‌ که آیا خط لوله گازی تاپی( ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند) بر این مساله تاثیرگذار است؟ ابراز کرد:‌ به نظر می‌رسد این مساله ارتباط کمی با یکدیگر دارد، اما مهم‌ترین علت تعلل پاکستان در این زمینه اعمال فشار امریکایی‌ها است گرچه پاکستان مانند هر بازیگر قدرت‌مندی تلاش می‌کند تا مسیرهای دیگری را برای واردات گاز داشته باشد.
این پژوهشگر مسائل منطقه‌ای همچنین به مسائل مورد بحث در دو حوزه بندر چابهار و گوادر اشاره کرد و گفت: این دو بندر به‌عنوان دو رقیب منطقه‌ای مطرح شده‌ است، اما رایزنی مناسب و استفاده از ظرفیت‌های مکمل می‌تواند به افزایش سطح روابط کمک کرده و یکسری فرصت‌های تعامل مشترک اقتصادی را فراهم کند.
رمضانی بونش در ادامه با اشاره به این که وزیر امور خارجه ایران در مرکز مطالعات استراتژیک اسلام‌آباد سخنرانی خواهد کرد، اظهار کرد: مرکز مطالعات استراتژیک اسلام‌آباد یکی از مراکز مهم است و مباحثی مانند امنیتی و سیاسی هم می‌تواند مد نظر قرار بگیرد.
وی همچنین بیان کرد: بعد از این که کمک‌های اقتصادی از سوی امریکا به پاکستان قطع شد، این کشور تلاش کرده از گزینه‌های دیگری در حوزه روابط خارجی همچون روسیه، چین یا ایران هم استفاده کند، بنابراین در وضعیت کنونی پاکستانی‌ها گسترش روابط با ایران در حوزه سیاسی و راهبردی را به عنوان یکی از گزینه‌های خودشان می‌دانند.
این پژوهشگر مسائل منطقه‌ای در پایان درباره این ‌که آیا سطح روابط اقتصادی پاکستان با امریکا می‌تواند در نوع روابط تجاری و اقتصادی با ایران اثر داشته باشد؟ گفت: مسلما اعمال فشار امریکا به پاکستان در مورد روابط اقتصادی، سیاسی، امنیتی و … همواره موثر بوده اما بعد از اعلام استراتژی امریکا در جنوب آسیا و افزایش توجه به هند به عنوان یک متعهد راهبردی خود در جنوب آسیا، پاکستانی ها را وادار کرده تا در راستای ائتلاف سازی و توجه به گزینه‌ جایگزین به بازیگرانی مثل روسیه،‌ چین و ایران توجه بیش‌تری داشته و سطح روابط را افزایش دهند.
منبع : تارنمای شخصی فرزاد رمضانی بونش


کد خبر: 25569