انجینر داوود: رییس‏ صایب مره تیر از ولایت بلخ.
رییس ‏جمهور: چرا چه شده؟
انجینر داوود: خیلی وقت اس مره به حیث والی جدید بلخ معرفی کردی ولی ولایتی وجود نداره.
رییس‏ جمهور: خب چند روز دگه هم حوصله کو عطا کنار رفتنی اس.
انجینر داوود: رییس‏ صایب استاد عطا کوتاه نمیایه و بر مه هم صبر نمانده.
رییس ‏جمهور: وقتی سیاست می‏کنی باید صبور و شکیبا باشی مره سیل کو کد بی بی گل ساختم و سوختم.
انجینر داوود: مردم سر ما خنده می‏کنن و در بین خود تصبره می‏کنن که انجینر داوود خیلی مسخره شد.
رییس ‏جمهور: عوض خودت کسی دیگر را معرفی کنم؟ (با بی بی گل پچ پچ می‌کند)
انجینر داوود: نی صایب نی فقط درد دل کدم همی نامشام خوب اس. لندن بیخی بیکار بودم چقه آدم بره کاباره و دیسکو.
رییس‏ جمهور: به جای تو به فکر کسی دگه می‏باشم. ( بی بی گل طرح ساخت کلیسا را می‌آورد)
بی بی گل: غنی جان همی طرح خووب است از برادرم خواستم که بکشه مشوره دوستای خارجی ماره هم دارم.
غنی به بی بی گل: میمانی که همرای والی صیب ما گپ بزنیم یا نی! امان از دست تو پیر شدی میر نی.
انجینر داوود: رییس صیب هر وخت از از دست بی بی گل خلاص شدی زنگ می‌زنم.
رییس ‏جمهور: صبر کو . مه یک طرح دارم. زمانی که مردم از یک والی خوششان آمد …… (صدا قطع و وصل میشه) دا وطن سوله غواررررررری.( جیغ‌های جادویی رییس صایب)
راویان اخبار نقل کردندی که استماع این جیغ ملکوتی چنان در درون اثر کرد مر داوود جان را که تاکنون در حالت سجود افتادندی و بر نخواستندی مگر به جیغ دیگر از حنجره رییس صیب.
اختر سهیل


کد خبر: 21573