حکومت هم تلاش کرد که یک پارلمان نامشروع و تا حدودی «بله گوی» را حفظ کند و در صورت لزوم از آن به عنوان ابزار بهره ببرد که برده است.


حکومت وحدت ملی از ناکام‌ترین و در عین حال بدنام‌ترین حکومت‌ها در تاریخ سیاسی افغانستان به شمار می‌رود. حکومتی که عمر آن از مرز سه سال عبور کرده، اما هیچ دستارودی ندارد. ناامنی، فساد اداری و انحصار گرایی از بحران‌هایی است که نظام حکومت‌داری کشور را فلج کرده است. هفته گذشته محمد اشرف غنی زنگ هشتمین سال کاری و سومین سال غیر قانونی ادامه کار مجلس نماینده‏گان را نواخت. اشرف غنی با حضور یافتن در مجلس نماینده‏گان، همچون گذشته گپ‌های کلان کلان زیاد زد. ازجمله یکی این که انتخابات پارلمانی سال آینده در زمان معین آن برگزار خواهد شد. غنی، تاکید کرد که انتخابات آینده به گونه شفاف برگزار خواهد شد و این مسئله برای حکومت هم خیلی مهم است. غنی در حالی یکبار دیگر وعده‌های میان خالی می‌دهد که گوسفند بازی انتخابات ریاست جمهوری دور قبل یاد هیچ کس نرفته است. اخیراً برخی از اعضای کمیسیون انتخابات گفته‌اند این نهاد انتخاباتی آماده‏گی برگزاری انتخابات را در تاریخ معین ندارد.
برخی از احزاب سیاسی نیز نگران‌اند که حکومت ناامنی و نبود بودجه را بهانه می‌کند تا مانع برگزاری انتخابات پارلمانی در سال آینده شود.
آقای غنی گفته بود که عزت و جایگاه پارلمان را اعاده می‌کند. آقای غنی گفته بود که تعامل حکومت و پارلمان را سازنده و منطقی خواهد ساخت. اما دیده شده که رییس جمهور غنی زیر قول خود زد. نه تنها تعامل سازنده و منطقیِ میان پارلمان و حکومت شکل نگرفت که پارلمان، بیشتر از گذشته در اذهان عمومی ذلیل شد. به همین دلیل است که هیچ نوع حساسیت عمومی برای برگزاری انتخابات پارلمانی دیده نمی‌شود. وضعیت به گونه‌ای شده است که بود و نبود پارلمان برای افکار عمومی یکسان است. حکومت هم تلاش کرد که یک پارلمان نامشروع و تا حدودی «بله گوی» را حفظ کند و در صورت لزوم از آن به عنوان ابزار بهره ببرد که برده است.
از وظایف شورای ملی، نظارت از کار حکومت‌داری است اما رییس جمهور در این سه سال سه بار پارلمان را افتتاح کرد، اما هیچ امر مهم و سرنوشت‌سازی را با این نهاد در میان نگذاشت. حتا قوانین مصوب پارلمان، از جمله قانون ثبت احوال نفوس را که نزدیک است منجر به یک جنگ قومی شود، به هیچ گرفت و نماینده‌گان مجلس را به اشیای زینتی نظام تقلیل داد. شوربختانه پارلمان افغانستان عوض نظارت از عملکرد حکومت، در مواردی به دفاع آن پرداخت.
رییس جمهور غنی می‌توانست طرح صلحی را که در نشست «پروسه‌ کابل۲» ارایه کرد، ابتدا در پارلمان بخواند. رییس جمهور می‌توانست این طرح را به نحوی در پارلمان تصویب کند. ایشان می‌توانست جلسه‌ اضطراری پارلمان را پیش از نشست «پروسه‌ کابل۲» برگزار کند، طرح صلح را در آن بخواند و به نحوی پشتیبانی پارلمان را از طرح متذکره کسب کند. این امر به طرح صلح، سنگینی و صلابت بیشتر سیاسی می‌داد. اما طرح به زبان انگلیسی در «پروسه‌ کابل۲» ارایه شد. بعداً رییس جمهور برای توضیح بیشتر این طرح با یک رسانه‌ انگلیسی زبان مصاحبه کرد و نخواست برای صلح در داخل کشور پشتوانه‌ لازم سیاسی جلب کند.
اما حامد کرزی، جرگه‌ مشورتی صلح برگزار کرد که در آن اعضای پارلمان و سنا حضور داشتند. او در آنجا طرح صلح خود را به خوانش گرفت و برهان‌الدین ربانی، رییس جمهور پیشین و یکی از مخالفان شناخته‌شده‌ طالبان را به عنوان رییس جرگه‌ مشورتی صلح برگزید. این اقدام خیلی زیرکانه بود.
رییس جمهور غنی، اما این زیرکی سیاسی را به خرج نداد و تمام تلاشش، اقناع حامیان بین‌المللی افغانستان بود. تلاش برای اقناع بین‌المللی حامیان افغانستان و کار مشترک با آنان برای آماده‌سازی طرح صلح، اقدام به جا و ضروری است. اما در کنار آن، ایجاب می‌کرد که ریاست جمهوری برای این طرح پشتوانه‌ سیاسی کافی در داخل کشور نیز ایجاد کند و پارلمان را به نحوی در آن دخیل سازد. اگر پشتوانه‌ کافی سیاسی برای طرح صلح ایجاد می‌شد، سیاست‌مداران شناخته شده، در محافل عمومی نسبت به آن ابراز نگرانی نمی‌کردند.
اختر سهیل


کد خبر: 25511