هرچند ژست دموکرات آقای غنی خیلی‌ها را فریفته می‌کند و «جیغ بنفش» او در مورد مسایل ظاهراً ملی، دل اطرافیانش را شاد. ولی چیزی که باید موشکافی و تشریح شود این است که چرا این رییس‌جمهور احمدزی‌تبار چنین ماهرانه در دو نقش کاملاً متضاد بازی می‌کند.


رییس‌جمهور محمد اشرف غنی در مراسم انتقال مسئولیت نیروهای مرزی از وزارت داخله به وزارت دفاع، با انتقاد از مخالفان سیاسی حکومت گفت که به آزادی بیان باور دارد ولی عملکرد سه ساله حکومت به ویژه چند ماه اخیر، خلاف آن را نشان می‎دهد.
این حرف آقای غنی شبیه همان مَثَل معروف « کج دار و نریز» است.
هرچند ژست دموکرات آقای غنی خیلی‎ها را فریفته می‎کند و « جیغ بنفش» او در مورد مسایل ظاهراً ملی، دل اطرافیانش را شاد. ولی چیزی که باید موشکافی و تشریح شود این است که چرا این رییس‌جمهور احمدزی‎تبار چنین ماهرانه در دو نقش کاملاً متضاد بازی می‎کند.
آقای غنی از دو شخصیت «اسکیزوفرنیایی» رنج می‎برد و این دو شخصیتی اسکیزوفرنیایی چیزی است که او را در گفتار و کردار دو چهره کاملاً متفاوت می‎بخشد.
از یک‎سو، «محمد اشرف» وابسته به نظام قبیله‎ای و گیرمانده در این نوع نظام اجتماعی است که شخصیت درونی، طرز فکر اجتماعی و نوع دید سیاسی او را می‎سازد و از جانب دیگر « آقای غنی » تماشاگر نوع نظام دموکراسی غربی بوده که « آرمان‎شهر» تخیلی قلعه ذهن او را شکل می‎دهد.
بدون شک، «آقای غنی» آدم تحصیل کرده و دارای درجات بلند علمی است. او کسی است که در دانشگاه‎های معتبر « دود چراغ » خورده و تدریس کرده است؛ پایان‎نامه مدرک دکترا نوشته و روی مردم‌شناسی تحقیق کرده است. اما « محمد اشرف » جوانک « یرغمل » احساساتی وابسته به نظام قبیله است که هرچه جز قبیله و هر صدایی جز « هی هی » رییس قبیله را نوعی « هژمونی » ویرانگر مجسم می‎کند.
می‎توان چنین نتیجه گرفت که در ژرفای وجود غنی؛ همان قبیله فرمان می‎راند و در ذهن غرب دیده‎اش باور به دموکراسی جریان آرام خود را می‎پیماید. پس به « آزادی بیان » باور دارد ولی شما هم حرفی نزنید!
ظاهر شکوهمند – خبرگزاری دید

 


کد خبر: 18970