دولت‌های عربی در سال‌های گذشته دستخوش تغییرات اساسی بودند. رهبران و رییس جمهورانی که هیچ کدام از ساکنان سرزمین‌شان حتا خواب سرنگونی‌شان را نمی‌دیدند، از بین رفتند


این نهایت سرنوشت خودکامه‌گی ست. نهایت سرنوشت کس یا کسانی که با مردمشان نیستند. هرچه بر اریکه قدرت و ابزار حکومت دسترسی داشته باشند، ارزشی ندارد اگر با مردمشان نباشند. صاحبان حکومت گاهی فراموش می‌کنند که این چوکی را از چه کسانی قرض گرفته‌اند. نتیجه این فراموشی حباب توهمی به نام برتری است، یا بهتر اگر بگویم: هیولای برتری؛ هیولایی که عاقبت قلب صاحبش را می‎خورد.
خاورمیانه و حوالی آن طی سال‎های گذشته بارها میدان کشاکش این هیولاها بوده است. اصلاً اگر بخواهند نامی تازه برای این مناطق بگذارند، به نظرم نام (خاور جنگ) صحیح‌تر باشد. خاور جنگی که سرشار از معادن و مخازن است، اما به جای آن که از این معادن برای گرمای خانه‌های‌شان استفاده کنند، از آن برای روشن نگه داشتن آتش جنگ استفاده می‌کنند. کشورهای عرب که منبع سرشار نفت جهان هستند، همیشه در بازی‌های منطقه نقش هیزم را دارند.
دولت‌های عربی در سال‌های گذشته دستخوش تغییرات اساسی بودند. رهبران و رییس جمهورانی که هیچ کدام از ساکنان سرزمین‌شان حتا خواب سرنگونی‌شان را نمی‌دیدند، از بین رفتند. از صدام حسین رهبر نظامی قدرتمند عراق گرفته تا جنرال معمرالقذافی که به «آگوستین پینوشه»( دیکتاتورچیلیایی) افریقا معروف بود، تا حسنی مبارک سیاستمدار سیّاس مصر و زین‌العابدین بن‌علی رییس جمهور تونس و اکنون علی‎عبدالله صالح رییس جمهور یمن. باقی صاحبان قدرت نیز یا به سرعت تغییر کردند، برکنار شدند و یا مقاومت کردند و کشورشان را به سمت بحران سوق دادند. مثل صدام حسین صاحب قدرت دیکتاتور عراق که در بُعد داخلی مردم‎اش را سرکوب می‎کرد و در بُعد خارجی جنگ با ایران و امریکا را رقم زد و باعث تباهی کشور خودش، همسایه‎اش سوریه و سربرآوردن هیولای داعش شد و یا پادشاه زیرک اردن که نخست‌وزیرش را در همان روزهای اول قدرت برکنار و با آوردن اصلاحات بنیادی، مردمش را آرام کرد.
خاصیت مشترک صاحبان قدرتِ سرنگون‌شده در کشورهای مذکور این است که تمام آن‌ها صاحبان قدرت نظامی و همچنان سابقه حکومت‌داری بیش از ده سال و بیست سال را داشته‌اند. صدام حسین (با ۲۴ سال سابقه) و معمرالقذافی دو جنرال قدرتمند عرب(با سابقه ۴۲ ساله) که صدام معروف به سردار نبرد قادسیه ( نبرد مشهور مسلمانان در فتح سرزمین‌های ایران) بود. علی‎عبدالله صالح نیز نظامی کهنه‎کار یمنی با سابقه ۳۵ ساله حکومت داری بود. حسنی مبارک نیز قبل از اریکه ۳۰ ساله بر قدرت، فرمانده نیروهای هوایی مصر بود. زین العابدین بن علی نیز قبل از تکیه زدن ۲۴ ساله بر اریکه قدرت، رییس امنیت ملی تونس بود.
این دو مورد بالا یکی از جنجالی ترین خواسته‎های علاقه‎مندان به قدرت در افغانستان می‎باشد. هر رییس جمهور و هر کاندید ریاست جمهوری در افغانستان، این دو آرزو را با خود دارد. قدرت نظامی و حکومت‎داری دراز مدت. حامد کرزی فکر می‌کند اگر چند سال دیگر نیز در قدرت باشد، وضعیت افغانستان را دگرگون می‎کند و در دوره ریاست جمهوری‌اش نیز همیشه با افراد قدرتمند نظامی هم‌پیمان می‌شد. اشرف غنی نیز می‌گوید اگر چند سال دیگر مهلت داشته باشد، زیر بناهای اقتصادی را تغییر می‌دهد و در حال حاضر تمامی چوکی‌های نظامی و امنیتی را در اختیار افراد نزدیک به خود و دوستانش قرار داده است. افرادی که قدرت و سابقه اقتدار نظامی ندارند، اما چون مورد اعتماد رییس جمهور هستند صاحب چوکی می‎شوند. ضعف‌های موجود در نهادهای امنیتی ناشی از عدم تجربه‎های استراتژیک و عدم تجربه در سطح بلند امنیتی در بین مقامات تازه قدرت گرفته است. برای مثال، معاون استراتژیک وزارت دفاع تمیم عاصی بیست و چند ساله است. کسی که سن جنگ از او بیشتر است. اما چون مورد اعتماد است باید باشد.
نفرت آدمی تمام می‎شود و دیکتاتورها می‌میرند! این جمله از سینماگر مشهور تاریخ، چارلی چاپلین است. این دیالوگ را در فیلم ( دیکتاتور بزرگ ) که نقش هیتلر را بازی کرده بود، در آخرین دقایق حکومت‎داری‌اش گفت. حال هر روزی که دیکتاتوری از سرزمینی حذف می‎شود، من این جمله را با خودم می‌خوانم؛ جمله‎ای که سرنوشت صاحبان قدرتی می‎شود، که دچار هیولای برتری می‎شود. صاحبان قدرتی که فکر می‎کنند به قدرت رسیدن آن‎ها نتیجه رای و تلاش مردم نه، بلکه نتیجه هوشیاری و برتری آن‎ها بوده است.
سخن من با صاحبان قدرت در افغانستان همین است. لازم نیست سال‎های طولانی در قدرت بماند، نتیجه این زیاده‎خواهی در قرن حاضر همان دیکتاتوری است. اکنون قرن زمامداری‎های طولانی مدت و رهبری ملی به سبک‎های گذشته نیست. صاحب‎قدرت حتا می‌تواند در طی مدت کوتاهی جاوید بماند، به شرط این‎ که در همان مدت کوتاه دست مردمشان را با خود داشته باشد. نلسون ماندلا رهبر محبوب افریقای جنوبی، پس از مبارزات طولانی و نفس‎گیرش تنها چهار سال بر کر ریاست جمهوری آن کشور تکیه زد.

آرزوی دیکتاتوری نکنید!
مصطفی هزاره – خبرگزاری دید


کد خبر: 19239