این زمین در ساحه «کوه قروغ» قرار داشته و گفته می‌شود که طی مراحل قانونی آن برای توزیع به مهاجران بازگشته به کشور اجرا شده است، ولی گویا همانند تبانی‌های قبلی حکومت در قبال حزب اسلامی حکمتیار این زمین نیز با پوشش مهاجران به اعضای حزب اسلامی توزیع خواهد شد.


اسنادی به رسانه‌ها رسیده است که حاکی از توزیع زمین زیر پوشش مهاجران به اعضای حزب اسلامی است.
این زمین در ساحه «کوه قروغ» قرار داشته و گفته می‌شود که طی مراحل قانونی آن برای توزیع به مهاجران بازگشته به کشور اجرا شده است، ولی گویا همانند تبانی‌های قبلی حکومت در قبال حزب اسلامی حکمتیار این زمین نیز با پوشش مهاجران به اعضای حزب اسلامی توزیع خواهد شد.
همچنان گفته می‌شود که کریم خلیلی رییس شورای عالی صلح نیز، در توزیع زمین به اعضای حزب اسلامی و آماده‌سازی زمینه برای آن نقش داشته و تلاش کرده است.
کریم خلیلی از آغاز حکومت وحدت ملی با تیم رییس جمهور یک‌جا پیش رفته و در برخی از تصمیمات سوال برانگیز تیم حاکم شریک بوده است.
با این همه، اسناد توزیع زمین به اعضای حزب اسلامی، در کوه قروغ کابل در حالی رسانه‌ای می‌شود که قبلاً نیز گفته‌هایی مبنی بر توزیع زمین در ولسوالی‌های موسهی، چهارآسیاب و ده سبز کابل به اعضای وفادار به حکمتیار وجود داشت.


اکنون سوال این است که چرا این زمین زیر پوشش مهاجران، برای اعضای حزب اسلامی توزیع می‌شود و حزب اسلامی حکمتیار چه شاهکاری کرده که چنین مورد التفات و عنایات شاهانه مقام عالی ریاست جمهوری قرار می‌گیرد.
برای سپردن زمین مهاجران به اعضای حزب اسلامی که متاسفانه اکنون نیز به رغم تسلیم شدن حکمتیار به روند صلح، همچنان در سنگرهای جنگ و مخالفت با نظام قرار دارند، می‌توان چند گزینه را بررسی کرد.
۱- بدون شک تسلیم شدن حکمتیار به روند صلح طرحی بود که از سوی حلقات قوم‌گرای اطراف رییس جمهور ریخته شد تا از یک طرف هژمونی از دست رفته قومی احیا شود و از سوی دیگر در برابر منتقدان روز افزون حکومت، اهرم فشاری وجود داشته باشد.
۲- تبانی حکومت با حکمتیار برای در دست گرفتن اکثریت در پارلمان و گماشتن مهره‌های مورد اعتماد خود در پست‌های حساس حکومتی، بی‌خود نیست که حکمتیار با چشمان بسته از ساختار فعلی کمیسیون انتخابات راضی است و پافشاری دارد که برای مهاجران نیز صندوق رای گذاشته شود( مهاجران در واقع اعضای وفادار به حکمتیار هستند) و انتخابات پارلمانی در ساحات ناامن نیز برگزار گردد.
۳- حکمتیار چهره‌ای است که ریاست جمهوری حساب کلانی روی او باز کرده و چنین می‌انگارد که با اتکا به قدرت سنتی او می‌تواند عمر خودش را طولانی‌تر بسازد؛ از همین خاطر است که در حق او بخشش‌های شاهانه دارد و سنگ تمام می‌گذارد.
۴- حکمتیار به طور سنتی مخالف جریان‌های سیاسی و اهرم‌های فشار جبهه موسوم به ایتلاف شمال است، پس چنین چهره‌ای برای سیاست‌مداران سکولار که هیچ نوع پایگاه اجتماعی ندارند به گنجی باد آورده می‌ماند.
۵- فساد در حکومت وحدت ملی به اوج رسیده و به رغم سروصداهای رسانه‌ای حکومت در رسانه‌ها مبنی بر مبارزه با فساد، این پدیده در تمام رگ‌های نظام جریان یافته و از مقام عالی ریاست جمهوری گرفته تا دور افتاده ترین دفتر اداری کشور در قله‌های واخان وجود دارد. بی‌خود نیست که کود ۹۱ پول‌های بی حساب و کتاب به حکمتیار می‌بخشد و اداره اراضی، وزارت انکشاف شهری و شهرداری کابل برای اعضای حزب اسلامی زمین توزیع می‌کنند.
اکنون کم کم سناریو طوری توسعه پیدا می‌کند که تمام سروصداهای برگشت مهاجران، تاکیدات موکد حکمتیار مبنی بر صندوق گذاشتن به مهاجران، سناریوی جلسات پی هم برای توزیع زمین برای مهاجران و فرافکنی‌های ناشیانه ریاست اجرایی به یک ‌بازی ختم می‌شود؛ توزیع زمین به حکمتیار و ساختن سنگری از «منگلی‌»های قرن بیست و یکمی.


کد خبر: 27334