اسلایدشوتحلیلتحلیل و ترجمهسیاستمنطقه

بازی «پلیس خوب» در اسلام‌آباد؛ چرا دیپلمات‌های پاکستانی از زبان نرم استفاده می‌کنند؟

خبرگزاری دید: پاکستان در بدترین وضعیت اقتصادی و امنیتی دهه‌های اخیر خود قرار دارد. از یک سو، فشار افکار عمومی بابت پرونده‌های فساد سیاسی و رسوایی‌های اخلاقی نخبگان (نظیر آنچه در پرونده اپستین و بازتاب‌های آن دیده شد) بالاست و از سوی دیگر، ایالت‌های مرزی عملاً به میدان جنگ تبدیل شده‌اند.

بازی «پلیس خوب» در اسلام‌آباد؛ چرا دیپلمات‌های پاکستانی از زبان نرم استفاده می‌کنند؟

در هفته‌های اخیر، فضای سیاسی پاکستان شاهد یک دوگانگی آشکار در قبال افغانستان بوده است. از یک سو، خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، با لحنی تند از احتمال حملات هوایی به خاک افغانستان سخن می‌گوید و از سوی دیگر، آصف درانی، نماینده ویژه پیشین این کشور، با ادبیاتی دیپلماتیک از ضرورت بازگشایی مرزها و پرهیز از لفاظی‌های تنش‌زا دم می‌زند. اما آیا این یک چرخش واقعی در سیاست خارجی اسلام‌آباد است؟ تحلیل عمیق فضای داخلی پاکستان نشان می‌دهد که این تضاد، نه یک اختلاف نظر ریشه‌ای، بلکه توزیع نقش‌ها در قالب بازی کلاسیک «پلیس خوب و پلیس بد» برای حفظ و بازسازی نفوذ از دست‌رفته در کابل است.

 پلیس بد: ارعاب برای امتیازگیری

جناح نظامی و تندرو در اسلام‌آباد که خواجه آصف نماینده صدای آن‌هاست، از تهدید به حملات هوایی به عنوان ابزاری برای فشار آنی بر کابل استفاده می‌کند. هدف این جناح، وادار ساختن حکومت طالبان به عقب‌نشینی در پرونده «تحریک طالبان پاکستان» (TTP) است. این لفاظی‌ها در عین حال مصرف داخلی نیز دارد؛ ارتش پاکستان که با انتقادات گسترده بابت ناکامی در تامین امنیت ایالت‌های خیبرپختونخوا و بلوچستان مواجه است، نیاز دارد تا دشمن را در خارج از مرزها بازتعریف کند تا از زیر بار مسئولیت داخلی شانه خالی کند.

پلیس خوب: نفوذ نرم و مهار هزینه‌ها

در مقابل، چهره‌هایی نظیر آصف درانی وظیفه دارند نقش «پلیس خوب» را ایفا کنند. هشدار درانی مبنی بر اینکه «تهدیدهای لفظی به سود اسلام‌آباد نیست»، برخاسته از یک نگاه دلسوزانه به کابل نیست؛ بلکه اعترافی است به محدودیت‌های ژئوپلیتیک پاکستان. اسلام‌آباد به خوبی می‌داند که حمله هوایی به افغانستان می‌تواند جبهه‌ای جدید و مدیریت‌ناپذیر بگشاید که اقتصادِ در حال فروپاشی پاکستان توان تحمل آن را ندارد.

دیپلمات‌هایی مثل درانی به دنبال «نفوذ هوشمند» هستند. آن‌ها پیشنهاد بازگشایی مسیرهای تجاری را مطرح می‌کنند تا از «اقتصاد» به عنوان یک اهرم فشار غیرنظامی استفاده کنند. در واقع، زبان نرم درانی تلاشی است برای بازسازی تصویر پاکستان در ذهن نخبگان و افکار عمومی افغانستان، تا در زمان مناسب، نفوذ سنتی این کشور که پس از تحولات ۲۰۲۱ آسیب دیده است، دوباره احیا شود.

چرا اکنون این دوگانگی تشدید شده است؟

پاکستان در بدترین وضعیت اقتصادی و امنیتی دهه‌های اخیر خود قرار دارد. از یک سو، فشار افکار عمومی بابت پرونده‌های فساد سیاسی و رسوایی‌های اخلاقی نخبگان (نظیر آنچه در پرونده اپستین و بازتاب‌های آن دیده شد) بالاست و از سوی دیگر، ایالت‌های مرزی عملاً به میدان جنگ تبدیل شده‌اند.

در چنین فضایی، حاکمیت پاکستان نمی‌تواند بر سر یک استراتژی واحد به توافق برسد. جناح دیپلماتیک نگران انزوای بین‌المللی و قطع شریان‌های ترانزیتی است، در حالی که جناح نظامی برای اعاده اعتبار خود به دنبال «نمایش قدرت» است. حرف‌های درانی در واقع بازتاب هراس بخشی از حاکمیت پاکستان از فروپاشی کامل نظم منطقه‌ای است که می‌تواند دامن‌گیر خود اسلام‌آباد شود.

با این حال، برای ناظران و خبرنگاران افغان، تفکیک میان این دو صدا حیاتی است. نباید تصور کرد که سخنان درانی نشان‌دهنده تغییر در دکترین امنیتی پاکستان نسبت به افغانستان است. هدف نهایی هر دو طیف در اسلام‌آباد، تبدیل افغانستان به عمق استراتژیک پاکستان و مهار تهدیدات بر اساس منافع خودشان است.

سخن از «دیپلماسی» و «تجارت» توسط درانی، تنها تغییر تاکتیک از «جنگ سخت» به «نفوذ نرم» است. پاکستان دریافته است که با تهدید و موشک نمی‌تواند کابل را کاملاً مطیع کند، لذا اکنون می‌کوشد با استفاده از چهره‌های میانه‌رو، مسیرهای نفوذ خود را از طریق دهلیزهای اقتصادی و گفتگوهای فنی باز نگه دارد. در نهایت، هم خواجه آصف و هم آصف درانی، دو روی یک سکه هستند که هدفشان نه ثبات واقعی در افغانستان، بلکه مدیریت بحران به نفع بقای سیاسی و امنیتی اسلام‌آباد است.

نویسنده:
سلیمان‌صابر – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا