آخرین اخبارآسیای میانهافغانستانپاکستانتحلیلسیاست

اهمیت جیواستراتژیک واخان: فرصت‌ها و پیامدها برای منطقه

دهلیز واخان دارای اهمیت جیواستراتژیک و جیواکونومیک بزرگ برای افغانستان، چین و پاکستان است. با این حال، گشایش این دهلیز پیامدهای جدی برای بازیگران منطقه‌ای و جهانی دخیل در افغانستان به ویژه هند و ایالات متحده خواهد داشت

دهلیز واخان، نوار باریک از قلمرو ولایت بدخشان افغانستان، در چهارراه چهار کشور چین، پاکستان، افغانستان و تاجیکستان قرار دارد. دهلیز واخان حدود ۳۵۰ کیلومتر طول دارد و در انتهای شرقی آن ۱۶ تا ۶۴ کیلومتر عرض دارد، این دهلیز به دو شاخک تقسیم می‌شود که در اطراف قلمرو چین می‌پیچد و ۹۲ کیلومتر مرز بین دو کشور را تشکیل می‌دهد.

این راهرو تا حدی یک ساخته سیاسی از «بازی بزرگ» بین امپراتوری بریتانیا و روسیه است. در شمال، توافق‌نامه بین امپراتوری‌ها در سال ۱۸۷۳، منطقه تاریخی واخان را با تبدیل رودخانه‌های پنج و پامیر به مرز بین افغانستان و امپراتوری روسیه سابق عملاً تقسیم کرد. در جنوب، قرارداد خط دیورند در سال ۱۸۹۳ مرز بین هند بریتانیا و افغانستان را تعیین کرد. این امر باعث شد که یک نوار باریک از زمین تحت حاکمیت افغانستان به عنوان حایل بین دو امپراتوری باشد که در قرن بیستم به دهلیز واخان معروف شد.

واخان در منتهی الیه شمال شرقی افغانستان قرار دارد. این منطقه شامل سرچشمه‌های آمودریا (Oxus) است. کل جمعیت حدود ۱۰ میلیون و ۶۰۰ نفر تخمین زده می‌شود. اکثر ساکنان آن به زبان واخی صحبت می‌کنند. مردم واخان از کم‌بود تحصیلات، فقر، وضعیت بد صحی، ناامنی غذایی و اعتیاد به تریاک رنج می‌برند. این راهرو بیش از یک قرن است که به روی ترافیک عادی بسته شده و هیچ مسیر مدرنی وجود ندارد.

اگرچه زمین بسیار ناهمواری است، اما از نظر تاریخی از این دهلیز به عنوان مسیر تجاری استفاده می‌شد. مسیر تجاری از طریق این دره از زمان‌های قدیم برای مسافرانی که به آسیای شرقی، جنوبی و مرکزی می‌رفتند، از آن استفاده می‌کردند. به نظر می‌رسد که مارکوپولو به این سمت آمده است. کشیشان یسوعی پرتگالی بین سال‌های ۱۶۰۲ و ۱۶۰۶ از واخان به چین رفتند.

این کشور ۳۰۰ کیلومتر با پاکستان، در جهت شمال شرقی و غربی بیش از ۲۶۰ کیلومتر با تاجیکستان و ۷۴ کیلومتر با چین مرز مشترک دارد. واخان به مثابه پلی در میان ملت‌ها با رشته کوه‌های بزرگ در مسیر راه ابریشم ظاهر شد. این راهرو به دلیل این‌که بخشی از جاده باستانی ابریشم است، ارزش تاریخی زیادی دارد. حتی امروزه نیز پتانسیل زیادی برای ارتباط منطقه‌ای و گردشگری دارد. قلمرو واخان بسیار آرام و بدون مشکل نظم و قانون است.

تاریخ گواه این واقعیت است که اهمیت استراتژیک این منطقه، کشورهای اطراف را مجذوب این مسیر کرده است. این کشورها عبارتند از افغانستان، ترکیه، ایران و در این اواخر هند، پاکستان، روسیه و چین. این دهلیز در چارچوب دهلیز اقتصادی چین و پاکستان مورد توجه قرار گرفته است، هرچند در گذشته از سوی مقامات نادیده گرفته شده است. علاوه بر این، دهلیز واخان به عنوان یک مسیر تجاری مدت‌هاست که توسط اروپایی‌ها و چینی‌ها برای دسترسی به اقیانوس هند از طریق سواحل دریای عرب به‌عنوان نقطه اتصال حیاتی مسیر ابریشم مورد استفاده قرار می‌گیرد. واخان به دلیل تغییر خطوط منطقه‌ای اهمیت جیواستراتژیک زیادی برای افغانستان، چین و پاکستان دارد.

افغانستان

گشایش دهلیز واخان باعث افزایش نفوذ سیاسی افغانستان و ایجاد توازن در روابط این کشور با قدرت‌های بزرگ و کشورهای منطقه می‌شود. این امر دسترسی طا-لبان را به این مناطق افزایش می‌دهد و به آن در ایجاد زیرساخت‌ها و ارتقای معیارهای زندگی مردم فقیر در افغانستان کمک می‌کند. دهلیز واخان افغانستان را با چین و پاکستان ادغام خواهد کرد که تلاش‌های این کشور برای اتصال افغانستان به هند از طریق بندر چابهار را تضعیف خواهد کرد.

طرح کمربند و جاده چین با پیشنهاد تبدیل افغانستان به کانون منطقه‌ای تجارت ترانزیتی و طرح‌های پاکستان برای تبدیل بندر گوادر برای اتصال منطقه‌ای به ادغام افغانستان در طرح کمربند و جاده چین کمک می‌کند. علاوه بر این، چین با اتصال پکن از طریق شبکه‌های جاده‌ای در سراسر منطقه، فرصتی استثنایی خواهد داشت که برتری خود را در برابر رقبا به ویژه ایالات متحده در بازی جدید بزرگ آسیای مرکزی تثبیت کند. 

اهمیت جیوپولیتیکی واخان برای پاکستان

پاکستان می‌تواند تا حد زیادی از دهلیز واخان بهره‌مند شود زیرا ارتفاعات شمالی این کشور در امتداد چترال مسیر تجاری عالی است که پاکستان، افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی را از طریق واخان به هم متصل می‌کند.

گشایش دهلیز واخان همچنین به منافع امنیتی و استراتژیک پاکستان کمک خواهد کرد و با ایجاد امکان افزایش موضع نظامی و اقدامات متقابل در برابر نفوذ هند به گیلگیت-بالتستان از منطقه لاداخ کمک خواهد کرد؛ به شرط این‌که پاکستان به تمامیت و استقلال افغانستان و پایبندی به عدم مداخله در امور این کشور احترام بگذارد.

نتیجه

دهلیز واخان دارای اهمیت جیواستراتژیک و جیواکونومیک بزرگ برای افغانستان، چین و پاکستان است. با این حال، گشایش این دهلیز پیامدهای جدی برای بازیگران منطقه‌ای و جهانی دخیل در افغانستان به ویژه هند و ایالات متحده خواهد داشت. علاوه بر این، با افزایش نگرانی چین در مورد افراط‌گرایی در میان اویغورها در منطقه غربی و تسلط طا-لبان در همسایگی‌اش، شواهد بصری نشان‌های مرزی پاکستان که به تازگی توسط طا-لبان برداشته شده است، سئوالاتی را در مورد آینده این دالان باریک ایجاد می‌کند.

افغانستان در حال یافتن دوستان همسایگی خود است – در ماه اپریل، طا-لبان پروژه پارک صنعتی محله چینی‌ها را تصویب کرد تا در پایتخت کشور واقع شود. در ماه جولای، وزارت مالیه افغانستان برای خرید ۳۵۰ هزار تن نفت و گاز با ایران توافق کرد و از امضای قرارداد نفتی با روسیه و ترکمنستان خبر داد. ماه گذشته، نورالدین عزیزی وزیر تجارت و صنعت طا-لبان گفت که افغانستان امیدوار است به ابتکار کمربند و جاده چین و دهلیز اقتصادی چین و پاکستان بپیوندد.

اما به رسمیت نشناخته شدن رژیم طا-لبان از سوی جامعه بین‌المللی به ویژه همسایگانش پاکستان و چین به دلیل بی‌احترامی به حقوق بشر و انحراف طا-لبان از توافق‌نامه صلح دوحه، مسدود شدن حدود ۱۰ میلیارد دالر توسط ایالات متحده در بانک‌ها و امتناع از بازپرداخت به افغانستان برای خرید مواد غذایی و ساختن مکاتب، شفاخانه‌ها و جاده‌های تخریب شده و تحریم طا-لبان برای ورود به بسیاری از کشورهای غربی، چشم‌انداز سوددهی را به طور چشم‌گیر کاهش داده است.

اکنون توپ در زمین طا-لبان است، آن‌ها باید با بهبود اعتبار حقوق بشر به ویژه در مورد حقوق زنان، به نگرانی‌های بین‌المللی رسیدگی کنند. از آن‌جایی که طا-لبان یک واقعیت است، منزوی ساختن آن‌ها نتیجه معکوس خواهد داشت. بنابراین، جامعه بین‌المللی به ویژه همسایگان باید به توافق سیاسی با رژیم طا-لبان در افغانستان دست یابند. اگر جاده‌ای در سراسر واخان ساخته شود، تجارت و فعالیت‌های تجاری در منطقه، به ویژه برای پاکستان، آسیای مرکزی و افغانستان افزایش می‌یابد. این کشور می‌تواند کوتاه ترین مسیر تجاری برای رسیدن به آسیای مرکزی برای پاکستان و برای رسیدن به افغانستان برای چین باشد. این ارتباط تجاری قطعاً صلح، امنیت، ثبات سیاسی و شکوفایی اقتصادی را در منطقه به ارمغان می‌آورد، به ویژه مردم افغانستان را از فقر شدید بیرون می‌آورد و از بلایای انسانی در افغانستان جلوگیری می‌کند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا