خبرگزاری دید: شرایط فعلی می طلبد که گروه حاکم بدون دلبستگی و وابستگی به قدرتهای بیرونی، برای کسب مشروعیت به مردم رجوع کنند. حکمروایی برجغرافیای کشور با صدور فرمانهای مستبدانه و نادیده گرفتن حقوق مردم نتیجه نخواهد داد. حمایت کشورهای غربی هم از نظامهای سیاسی در کشور نتایج مطلوبی به دنبال نداشته است جز اینکه دامن اختلاف و برافروختن جنگ را در دو پهلویی و منفعت طلبی سیاست به دنبال داشته باشد.
آمریکا پس ازحادثهی ۱۱ سپتامبر برای نابودی طا-لبان و گروه تحت حمایتاش القاعده با تمام قوا به افغانستان حمله کرد . در واقع این دومین یورش یک ابرقدرت در سده اخیر به کشور بود.
بوش رئیس جمهور وقت آمریکا شعار خود برای آغاز این جنگ را تطبیق عدالت بی منتها و جنگ صلیبی علیه افغانستان عنوان کرد. جنگی که به گمان آنها معادلات منطقه و جهان را در امر نفوذ تروریزم و ترویج دموکراسی غربی در خاورمیانه یکطرفه می کرد.
بوش برای این تهاجم ۴شاخص یا فکت اساسی را مطرح کرد. ۱- نابودی تروریسم ۲- رواج دموکراسی غربی ۳- حکومت داری خوب ۴- مبارزه با مواد مخدر
اینها عناوین فریبندهای بودند که روان هر کسی را به خود معطوف میساخت. مردم افغانستان از سیطره چندین ساله گروه حاکم وقت خسته و درمانده بودند. این پیامها برای شهروندان کشور در آنزمان چون آبی بر روی آتش شد.
کنون سه سال است که ایالات متحده در یک توافق نامه پنهان از مردم افغانستان، کشور را به همان گروهی که به بهانه جنگ با او وارد شده بود واگذار کرده است. نتیجه این حضور ۲۰ ساله و همه جانبهی آمریکا و متحدانش در افغانستان ادامهی وضعیت اسفناک همان زمانیست که در ابتدا جنگ را بر کشور ما تحمیل نمود.
نابودی تروریسم
مبارزه با تروریسم اولین شعار ائتلاف جهانی غربی بود. جدای از اینکه آمریکا تا چه مقدار بر این امر صادق مینمود، بماند اما بیش از قبل کشور در معرض تهدید از سوی گروههای تروریستی قرار دارد. بر مبنای گزارش رسانههای داخلی و خارجی تهدید بالقوه جریانهای تروریستی از خاک افغانستان هر آن می تواند منجر به یک فاجعه انسانی هم درجغرافیای کشور و هم درمنطقه شود. در این هم شکی نیست که خود دولت آمریکا برای رسیدن به اهداف منطقهای خود بر ملیشه سازی از طریق حمایت گروههای تروریستی تلاش داشته و دارد. داعش میدان جنگی خود را کماکان نگاه داشته و از طرفی القاعده در پوشش حمایتی گروه حاکم روابط نزدیک خود را حفظ کرده است.
رواج دموکراسی
رواج دموکراسی غربی در جغرافیای افغانستان نتیجه نداد. سنتهای دیرینه و تاریخی مذهبی مردم، نفوذ دموکراسی غربی را نپذیرفتند. گرچه در این میان مصارف بسیاری به عناوین محتلف تحت پوشش پروژههای حقوق بشری، ارتقای ظرفیت زنان، جامعه مدرن و نوسازی زندگی نوین به اجرا درآمد اما جز اینکه محورهای تربیتی زندگی اجتماعی شهروندان کشور را با توجه به عنعنات و فرهنگ اسلامی به فروپاشی نزدیک ساخت نتیجهی ملموسی دیگری را در پی نداشت. گذار از یک زندگی سنتی به زندگی مدرن در جامعهی سنتی افغانستان با رویکرد ترویج دموکراسی غربی جوابگوی بسترهای فرهنگی و اجتماعی توده مردم افغانستان نبود. همانطور که مقامات آمریکایی به تکرار اعتراف نمودند که برای تحقق دموکراسی مورد نظرشان در افغانستان ناکام مانده اند.
حکومتداری خوب
شاخص دیگر ترسیم شده آمریکا؛ محقق ساختن حکومت داری خوب بود. عنوانی که در پروژههای سفارت امریکا در کابل هزینههای گزافی را به انجوها یا موسسات همکار داخلی کشور به خود اختصاص میداد اما در واقع هدف غربیها از ترسیم حکومت داری خوب؛ رواج یک نظام و سیستم اداری و مالی مافیایی بود که همهی امور مملکت را اداره می کرد. انتخاباتات مملو از تقلب و تاسیس حکومت بربنیاد شراکت،اختلاص مستشاران آمریکایی از کمک های بین المللی برای افغانستان، تحمیل تصامیم در واگذاری پروژه های کلان ملی و … خود نشان از نوع نگاه معیوب و غرض آلود ایالات متحده امریکا به حکومت داری خوب در کشور ما بود.
مبارزه با مواد مخدر
مبارزه با مواد مخدر؛ معضل دیگری که مافیای وابسته به بریتانیا و آمریکا آن را مدیریت میکرد. افغانستان کنون هم در صدر کشورهای تولید کننده مواد مخدر جهان قرار دارد. بستر پهناوری که پناه حمایتی گروههای تروریستی و مافیایی در کشور است و تا آنسوی مرزها دامنه دارد. حضور بزرگترین مافیاهای قاچاق مواد مخدر منطقه و جهان در کشور، خود گواه مطلب فوق است.
فصل ناتمام و بذرهای پاشیده
کنون هم به باور آنها افغانستان فصل ناتمام برای آمریکا ست. دانههای کاشته شدهای که برایشان ثمر خواهند داد. مگربا توجه به تجربهی گذشته و واقعیتهای عینی جامعه، ثمری جز تباهی و افراشتن سایه جنگ بر سر مردم کشور دیگر چه خواهد بود؟
با این تفاصیل هجوم و حضور چندین سالهی آمریکا به کشور هم درسی برای مردم ما خواهد بود تا به نسخههای دو پهلوی سیاسی آمریکا و غرب خوشبین نبوده و هم عبرتی برای ایالات متحده باشد تا شکست را بپذیرند و خروج مفتضحانهی خود را با عبارت بذرهای پاشیده تعبیر نکنند.
شرایط فعلی می طلبد که گروه حاکم بدون دلبستگی و وابستگی به قدرتهای بیرونی، برای کسب مشروعیت به مردم رجوع کنند. حکمروایی برجغرافیای کشور با صدور فرمانهای مستبدانه و نادیده گرفتن حقوق مردم نتیجه نخواهد داد. حمایت کشورهای غربی هم از نظامهای سیاسی در کشور نتایج مطلوبی به دنبال نداشته است جز اینکه دامن اختلاف و برافروختن جنگ را در دو پهلویی و منفعت طلبی سیاست به دنبال داشته باشد.