سفر تازه خلیلزاد به افغانستان؛ خدمت به قبیله یا آشتی با امریکا؟
خبرگزاری دید: سفر تازه زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین امریکا در امور صلح افغانستان، به کابل سؤالاتی را برانگیخته است. زلمی خلیلزاد در دولت کنونی دونالد ترامپ مقام و مسوولیت سیاسی ندارد و سفر تازه وی به کابل در قالب یک هیات سیاسی آمریکایی پس از چهار سال، به طور حتم صرفا برای آزادی یک شهروند دوتابعیتی آمریکایی نبوده است، بلکه او بدون تردید، حامل پیام مهم ترامپ برای طالبان است.

بر اساس مشاهدات میدانی و گزارشهای تاییدنشده، طالبان این روزها در سطوح مختلف رهبری، درگیر اختلافات جدی و عمیق بر سر قدرت است؛ اختلافاتی که سبب تقسیم این گروه، به «طالبان قندهاری» و «طالبان کابلی» شده است.
نوع نگاه هردو جناح طالبان به مقوله قدرت و شیوه حکمرانی، موجب شکلگیری اختلافات درونی جریان حاکم بوده و بر اساس برخی گزارشها رهبران طالبان کابلی و در رأس، سراجالدین حقانی، در سفرهای چندگانهاش به برخی کشورهای عربی، ظاهرا دیدارهایی با مقامات آمریکایی و غربی داشته و تمایل خود به تعامل با جامعه بینالمللی به ویژه در ارتباط با بازگشایی مکاتب و دانشگاهها به روی دختران و زنان را نشان داده است.
به بیان دیگر، به نظر میرسد طالبان کابلی به ارتباط با آمریکا و غرب علاقهمندند و بر ایجاد تغییراتی در دیدگاههای سختگیرانه طالبان در قبال دختران و زنان افغانستان تاکید دارند.
در نقطه مقابل اما طالبان قندهاری قرار دارند که با اعتقاد راسخ به رهبری ملاهبتالله در تمام امور دینی و سیاسی، نشان میدهند که با آمریکا زاویه دارند و از جمله حضور پررنگ زنان و دختران در فعالیتهای آموزشی ـ اجتماعی را برنمیتابند.
در چنین شرایطی، سفر تازه زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین امریکا در امور صلح افغانستان، به کابل سؤالاتی را برانگیخته است. زلمی خلیلزاد در دولت کنونی دونالد ترامپ مقام و مسوولیت سیاسی ندارد و سفر تازه وی به کابل در قالب یک هیات سیاسی آمریکایی پس از چهار سال، به طور حتم صرفا برای آزادی یک شهروند دوتابعیتی آمریکایی نبوده است، بلکه او بدون تردید، حامل پیام مهم ترامپ برای طالبان است.
آنچه حضور خلیلزاد در ترکیب هیات امریکایی در سفر به کابل را موجه مینماید، توانایی او در انتقال پیام آمریکا به طالبان است که به ویژه در امضای توافقنامه صلح با این گروه، خودش را نشان داد. او به عنوان نماینده قبیله در عصر مدرن، زبان طالبان را به خوبی میفهمد و با روحیات و رویکردهای سیاسی سران این گروه نیز کاملا آشنا است و به همین دلیل، گزینه مناسبی برای انتقال پیام دونالد ترامپ به هردو جناح طالبان در کابل و قندهار است.
این پیام البته پیام کرنش امریکا در مقابل طالبان، یا علاقهمندی این کشور به احیای روابط با جریان حاکم بر افغانستان نیست، بلکه به احتمال زیاد نوعی هشدار به طالبان و یادآوری تکالیف خانگی شان است؛ اینکه طالبان اکنون باید بهای خدمت آمریکا برای رساندن دوباره این گروه به قدرت سیاسی در افغانستان را پرداخت کند.
چیزی که گمانه فوق را تقویت میکند، اشاره چندین باره ترامپ به بازپسگیری تسلیحات نظامی بهجامانده از امریکا در افغانستان و در اختیار گرفتن دوباره میدان هوایی بگرام میباشد.
در این میان حلقه رهبری طالبان که در قندهار متمرکز است، حس خوبی نسبت به خلیلزاد دارند؛ چون او را همقبیلهای میدانند که خدمت بزرگی به قبیله کرده است. با این حال، حلقه رهبری قندهار، اگرچه به دلایلی از آمریکا دلخور است، اما در عین حال به دنبال تنش در روابط با آمریکا نیست.
با آن که تاکنون جزئیاتی از دیدارهای خلیلزاد با رهبران طالبان منتشر نشده، اما قدر مسلم این است که او به سران این گروه هشدار داده است که آمریکا از عملکردشان راضی نیست. به همین دلیل این احتمال وجود دارد که آمریکا با اعزام این هیأت عالیرتبه به افغانستان طالبان را تحت فشار قرار داده باشد که در بازیها و بحرانهای منطقهای، جانب منافع آمریکا را بگیرد و در تحولات منطقهای، به عنوان نیروی نیابتی این ابرقدرت، نقشآفرینی کند.
در این صورت افغانستان همچون دوره بیست ساله گذشته به قلمروی برای تهدید منافع کشورهای منطقه و همسایگان تبدیل خواهد شد و این خود منشأ درگیریهای تازهای در افغانستان میگردد.
در هر صورت، با توجه به تجربه تلخی که مردم افغانستان از مذاکرات صلح خلیلزاد با طالبان دارد، حضور او در ترکیب هیات عالیرتبه آمریکایی که سه روز پیش به کابل سفر کرد، به هیچ وجه خوشیمن نیست؛ زیرا او مسوول و مسبب مستقیم فاجعه فروپاشی دولت افغانستان و بحرانهای انسانی و اقتصادی پس از آن است که دامنه وسیعی دارد و ممکن است چندین نسل از مردم افغانستان را متأثر کند.
نویسنده: حفیظالله رجبی – خبرگزاری دید