خبرگزاری دید: «احزاب سیاسی افغانستان» همواره نقشی تعیینکننده در فرایند دولتسازی، نزاعهای قدرت، اصلاحات اجتماعی و شکلدهی به افکار عمومی داشتهاند. با این حال، ساختار قبیلهای جامعه، نفوذ نیروهای خارجی، ضعف نهادهای دموکراتیک و چرخههای جنگ داخلی، باعث شده که این احزاب کمتر بتوانند به شکل باثبات و کارآمد عمل کنند.

افغانستان در یکونیم قرن گذشته صحنه دگرگونیهای ژرف سیاسی بوده است؛ دگرگونیهایی که شکلگیری، قدرتیابی، فروپاشی و بازآرایی احزاب سیاسی را رقم زده است. «احزاب سیاسی افغانستان» همواره نقشی تعیینکننده در فرایند دولتسازی، نزاعهای قدرت، اصلاحات اجتماعی و شکلدهی به افکار عمومی داشتهاند. با این حال، ساختار قبیلهای جامعه، نفوذ نیروهای خارجی، ضعف نهادهای دموکراتیک و چرخههای جنگ داخلی، باعث شده که این احزاب کمتر بتوانند به شکل باثبات و کارآمد عمل کنند. در این گزارش با تمرکز بر «تاریخچه احزاب سیاسی در افغانستان» «فهرست احزاب سیاسی قدیم» «احزاب سیاسی جدید افغانستان» و «تحولات ساختاری پس از ۲۰۰۱» تصویری جامع از گذشته و حال سیاست حزبی ارائه میشود.
آغاز فعالیتهای حزبی در سده بیستم
فعالیت حزبی در افغانستان به اوایل سده بیستم و با اغماض به دوران امانالله خان بازمیگردد؛ دورهای که موجهای اصلاحطلبی، نوسازی اداری و ارتباط با جهان خارج، زمینه طرح ایدههای سیاسی نو را فراهم کرد. هرچند در آن زمان احزاب به مفهوم مدرن شکل نگرفتند، اما گروههای روشنفکری نطفههای نخستین کنش سازمانیافته سیاسی بودند.
از دهه ۱۳۳۰ خورشیدی، با قانون اساسی مشروطه، فضایی محدود برای فعالیتهای سیاسی ایجاد شد. نخستین احزاب سیاسی افغانستان در همین دوره شکل گرفتند؛ احزابی که بیشتر بر محور ایدئولوژیهای جهانی مانند پاناسلامیسم، ناسیونالیسم، سوسیالیسم و لیبرالیسم سازمان مییافتند.
دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰؛ اوجگیری احزاب ایدئولوژیک
دهه ۱۳۴۰ را میتوان نقطه اوج سیاست حزبی در افغانستان دانست. در این دوره دو جریان بزرگ ایدئولوژیک صحنه سیاست را قبضه کردند:
حزب دموکراتیک خلق افغانستان (چپ مارکسیستی)
این حزب با دو شاخه معروف خلق و پرچم، در فضای جنگ سرد و پشتیبانی اتحاد شوروی رشد کرد. اختلافات داخلی، فضای سیاسی را قطبی ساخت و سرانجام در سال ۱۳۵۷ با کودتای ثور به قدرت رسید؛ رویدادی که کشور را وارد دههها جنگ و مداخله خارجی ساخت.
احزاب اسلامگرا (راست مذهبی)
در واکنش به گسترش نفوذ کمونیسم، گروههای اسلامی مانند شورای اتفاق اسلامی، حرکت اسلامی، پاسداران جهاد اسلامی، جمعیت اسلامی، حزب اسلامی، حرکت انقلاب اسلامی و… شکل گرفتند. این گروهها در دهه ۱۳۶۰ با حمایت کشورهای منطقه و غرب علیه دولت کمونیستی و نیروهای شوروی جنگیدند.
دهه ۱۳۷۰؛ سقوط دولت کمونیستی و جنگهای داخلی
پس از خروج شوروی و سپس سقوط دولت نجیبالله، احزاب جهادی قدرت را به دست گرفتند، اما به دلیل اختلافات شدید قومی، مذهبی و ایدئولوژیک، کشور وارد جنگهای داخلی شد. کابل به میدان رقابت احزاب تبدیل شد و مشروعیت سیاسی آنان در ذهن شهروندان آسیب دید.
در این دوره احزاب مهم شامل جمعیت اسلامی، حزب وحدت اسلامی، جنبش ملی ـ اسلامی، حزب اسلامی حکمتیار، اتحاد اسلامی و گروههای متعدد کوچک بودند.
ظهور طالبان و فروپاشی ساختار حزبی
با تسلط طالبان در سال ۱۳۷۵ بر افغانستان، نظام حزبی در کشور عملاً فروپاشید. طالبان بهعنوان یک حرکت نظامی ـ مذهبی، فعالیت حزبی را تعطیل کرد. بسیاری از رهبران سیاسی یا به مقاومت پیوستند یا به کشورهای دیگر مهاجر شدند.
معرفی احزاب سیاسی افغانستان در گذشته
شورای اتفاق اسلامی، یک حزب فراگیر شیعی بود که به رهبری آیت الله سید علی بهشتی، با هدف مبارزه با اشغالگری شوروی پیشین و دفاع از سرزمین و باورهای اسلامی مردم افغانستان شکل گرفته بود.
با تداوم جهاد مردم افغانستان علیه دولت کمونیستی و اشغالگران متجاوز شوروی پیشین، در جامعه شیعه افغانستان، احزاب قدرتمند دیگری مانند حزب حرکت اسلامی، به رهبری آیت الله محسنی و سید حسین انوری، پاسداران جهاد اسلامی، به رهبری محمد اکبری و حضور چهرههای جوانی مانند سید مصطفی کاظمی نیز وارد میدان شدند.
جمعیت اسلامی افغانستان
تشکیلشده بر پایه اسلامگرایی میانهرو و نقشآفرین اصلی در مقاومت علیه دولت کمونیستی و طالبان. شخصیتهایی چون احمدشاه مسعود و برهانالدین ربانی، از چهرههای برجسته آن هستند.
حزب اسلامی (شاخههای مختلف)
از مهمترین احزاب اسلامگرا به رهبری گلبدین حکمتیار. این حزب در دوران جهاد نقش مهمی داشت، اما در دوره دولت مجاهدین وارد جنگ قدرت شد.
حزب دموکراتیک خلق افغانستان / حزب وطن
از مهمترین احزاب چپ افغانستان که با کودتای ۱۳۵۷ به قدرت رسید. پس از فروپاشی شوروی و تغییرات سیاسی، شاخههای مختلفی از آن ایجاد شد.
جنبش ملی ـ اسلامی افغانستان
به رهبری عبدالرشید دوستم، متکی بر پایگاههای قومی در شمال. این حزب یکی از بازیگران اصلی در دوران جنگ داخلی و مقاومت در برابر طالبان بود.
حزب وحدت اسلامی افغانستان
متکی بر حمایت جامعه هزاره و یکی از مهمترین نیروهای سیاسی در دهههای اخیر. رهبرانی چون عبدالعلی مزاری، محمدکریم خلیلی و محمد محقق از چهرههای برجسته آن هستند.
این احزاب اگرچه در برهههایی نقش مثبت ایفا کردند، اما تجربه جنگ، بیاعتمادی داخلی و رقابتهای خارجی مانع از شکلگیری یک نظام حزبی پایدار شد.
احزاب سیاسی جدید افغانستان
پس از سال ۲۰۰۱ و تأسیس دولت جدید، فصل تازهای برای احزاب گشوده شد. با تصویب قانون احزاب، امکان ثبت رسمی گروههای سیاسی بهطور گسترده فراهم شد و بیش از صد حزب کوچک و بزرگ اعلام موجودیت کردند. ویژگی بارز این دوره، فاصله گرفتن از ایدئولوژیهای کلاسیک و حرکت به سمت احزاب انتخاباتی بود.
ائتلافهای انتخاباتی
در نبود احزاب قدرتمند، سیاست افغانستان بیشتر بر ائتلافهای مقطعی استوار شد؛ از جمله شورای متحد ملی ائتلاف تحول و تداوم، ائتلاف بزرگ ملی و شورای حراست و ثبات.
احزاب جدید در تبعید پس از ۲۰۲۱
پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت، بسیاری از سیاستمداران به خارج رفتند و گروههای جدیدی برای «مقاومت سیاسی» تشکیل دادند. این احزاب بیشتر بر مبارزه مدنی، دیپلماسی بینالمللی و ایجاد بدیل سیاسی برای افغانستان متمرکزند.
چالشهای اساسی احزاب سیاسی افغانستان
قومیتمحوری
بیشتر احزاب بر پایه پایگاههای قومی شکل گرفتهاند و این مساله مانع شکلگیری یک نظام حزبی ملی شده است.
شخصمحوری بهجای ساختارمحوری
رهبر در اغلب احزاب نقش تعیینکننده دارد و ساختار حزبی ضعیف است. با تغییر یا اختلاف رهبران، احزاب دچار انشعاب میشوند.
وابستگی خارجی
حمایتهای منطقهای و جهانی در دهههای گذشته نقش مهمی در قدرتیابی احزاب داشته و استقلال سیاسی آنان را محدود کرده است.
ضعف نهادهای انتخاباتی و حقوقی
نبود رقابت سالم، فساد گسترده و عدم شفافیت باعث شده احزاب نتوانند برنامههای بلندمدت ارائه دهند.
محدودیتهای جدید تحت حاکمیت طالبان
طالبان عملاً فعالیت حزبی را متوقف کرده و فضای سیاسی را تکصدایی ساخته است. آینده احزاب در افغانستان کنونی، مبهم و وابسته به تحولات آینده است.
احزاب سیاسی جدید افغانستان (پس از ۲۰۰۱)
با وجود تنوع زیاد، میتوان احزاب جدید را به چهار دسته اصلی تقسیم کرد:
۱. احزاب مدنی ـ انتخاباتی
مانند حزب تفاهم ملی، حزب جنبش دموکراسی و دیگران. این احزاب از طبقه متوسط شهری، زنان و جامعه مدنی حمایت میکردند.
۲. احزاب قومی ـ منطقهای جدید
در ادامه سنت دهههای گذشته، برخی احزاب جدید حول محور هویت قومی شکل گرفتند، اما تلاش کردند رویکرد برنامهمحور نیز داشته باشند.
۳. احزاب اسلامگرای نواندیش
گروههایی که میکوشیدند نسخهای بومی و مدرن از اسلام سیاسی ارائه دهند و در فضای انتخاباتی مشارکت کنند.
۴. ائتلافهای فرامرزی در تبعید
پس از سقوط دولت جمهوری، احزاب و جریانهای تازهای در ترکیه، اروپا و آمریکا شکل گرفت که هدف شان ایجاد راهبرد سیاسی علیه طالبان است.
جمعبندی
تاریخ احزاب سیاسی افغانستان تاریخ پرفراز و نشیب تلاش برای ایجاد سازوکارهای مدرن سیاسی است. از احزاب ایدئولوژیک دوران جنگ سرد تا احزاب انتخاباتی دوره جمهوری و سپس تعطیلی فضای حزبی در دوره کنونی، سیاست افغانستان مسیر پیچیدهای را طی کرده است. با این حال، حضور پررنگ نخبگان تحصیلکرده، رشد جامعه مدنی و افزایش آگاهی عمومی، نشان میدهد که ظرفیت بازسازی نظام حزبی در آینده وجود دارد. تحقق این امر اما نیازمند آزادی سیاسی، قانونمندی، مشارکت فراگیر زنان و مردان و عبور از سیاست قومیتمحور است؛ عواملی که تا فراهم نشوند، احزاب سیاسی افغانستان همچنان گرفتار چرخه سردرگمی و بیثباتی باقی خواهند ماند.