خبرگزاری دید: تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که وقتی فساد سیستماتیک شود، هیچ نهاد دولتی قادر به انجام وظایف خود به شکل درست نیست و اعتماد عمومی به سرعت از بین میرود.

فساد به معنای سوء استفاده از قدرت برای منافع شخصی یا گروهی است و میتواند ستونهای حکومت، اقتصاد و جامعه را از درون فرسوده کند. این پدیده شامل رشوهخواری، سوء استفاده از منابع عمومی، خرید و فروش عدالت و نقض قوانین است. در افغانستان، فساد تهدیدی استراتژیک برای توسعه، ثبات و اعتماد مردم محسوب میشود.
تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که وقتی فساد سیستماتیک شود، هیچ نهاد دولتی قادر به انجام وظایف خود به شکل درست نیست و اعتماد عمومی به سرعت از بین میرود.
فساد رشد اقتصادی را کند میکند و سرمایهگذاری داخلی و خارجی را کاهش میدهد. منابع عمومی هدر میروند و پروژههای توسعهای یا ناقص اجرا میشوند یا کاملاً متوقف میشوند. در حوزه اجتماعی، فساد باعث کاهش کیفیت خدمات بهداشتی و آموزشی، افزایش فقر و نابرابری میشود. از نظر سیاسی نیز فساد مشروعیت حکومت را کاهش داده و اعتماد مردم را از بین میبرد.
خاطرنشان می شود که در افغانستان، فساد در خدمات عمومی باعث شد مردم دولت را به عنوان یک نهاد غارتگر ببینند و حس بیگانگی و انزجار نسبت به حکومت شکل گیرد. این بیاعتمادی زمینه را برای سقوط دولت و تسلط طالبان فراهم کرد.
فساد مشکلی جهانی است، اما شدت آن در کشورهای درگیر جنگ و توسعهنیافته بیشتر است. شاخص فساد (CPI) ابزار مهمی برای سنجش فساد است. این شاخص از ۰ تا ۱۰۰ نمره میدهد؛ هرچه عدد پایینتر باشد، فساد بیشتر است.
در سال ۲۰۲۴، افغانستان با نمره ۱۷ از ۱۰۰ و جایگاه ۱۶۵ از ۱۸۰ کشور در میان فاسدترین کشورهای جهان قرار گرفت.
در منطقه، کشورهایی مانند پاکستان و تاجیکستان با نمره ۲۵ تا ۳۳ توانستهاند با تقویت نهادهای نظارتی و شفافیت اداری وضعیت خود را بهتر کنند. کشورهای توسعهیافته مانند دنمارک و جاپان با نمره بالای ۸۰ نشان دادهاند که شفافیت و پاسخگویی، پایه توسعه پایدار و اعتماد عمومی است. مقایسه این کشورها با افغانستان، نشان میدهد که بدون اقدامات جدی و ساختاری، چرخه فساد در کشور ادامه خواهد داشت و ثبات سیاسی و اقتصادی به خطر خواهد افتاد.
فساد سیستماتیک یکی از عوامل اصلی فروپاشی دولت جمهوریت در سال ۱۴۰۰ بود که باعث شد مردم دولت را غیرقابل اعتماد ببینند. بنابراین حکومت کنونی افغانستان (حکومت طالبان) برای جلوگیری از تکرار تاریخ، باید اقدامات ساختاری انجام دهد.
استفاده از فناوری و پیادهسازی دولت الکترونیک (E-Gov) میتواند تماس مستقیم بین شهروند و کارمند فاسد را کاهش دهد و شفافیت را افزایش دهد. آموزش نسل جدید برای ایجاد فرهنگ مبارزه با فساد هم مهم است. این اقدامات همراه با تقویت نهادهای پاسخگو و نظارت مدنی میتواند چرخه فساد و بیاعتمادی را متوقف کند. همچنین استفاده از تجربه کشورهای موفق و همکاری بینالمللی در زمینه مبارزه با فساد نیز بسیار راهگشا است.
در نهایت باید گفت که فساد تهدیدی جدی برای هر کشوری است و در افغانستان آثار آن به وضوح دیده شده است. حکومت طالبان، با درک این واقعیت و اقدام جدی برای ایجاد نهادهای پاسخگو و شفاف، میتواند اعتماد مردم و جامعه جهانی را بازگرداند.
مبارزه با فساد نه تنها یک ضرورت ملی است، بلکه پایهای برای توسعه اقتصادی، عدالت اجتماعی و ثبات سیاسی است. ترکیب اقدامات ملی، شفافیت فناوری، آموزش نسل جدید، حمایت رسانهها و همکاری بینالمللی میتواند آیندهای روشن برای افغانستان بسازد و چرخه فساد و فروپاشی را متوقف کند.
گزارش: زهرا حسینی – خبرگزاری دید