اسلایدشوتحلیلتحلیل و ترجمهجهانسیاستمنطقه

میراث‌سلیمانی؛ از شخص به ساختار، از کاریزما به شبکه

خبرگزاری دید: میراث سلیمانی از الگوی «رهبری الهام‌بخش فردمحور» به سمت «حکمرانی شبکه‌ای و نهادینه» در حرکت است. این تحول ممکن است از شدت تصویر نمادین و شخصیتی بکاهد، اما در عوض ظرفیت پایداری بلندمدت و تاب‌آوری ساختاری را افزایش می‌دهد.

میراث سلیمانی؛ از شخص به ساختار، از کاریزما به شبکه

پرسش از «میراث سلیمانی» در واقع پرسش از سرنوشت یک الگوی امنیتی، میدانی و ژئوپلیتیکی است؛ الگویی که به‌طور کم‌نظیر با یک فرد گره خورد، اما در ادعا و عمل، در پی نهادینه‌شدن فراتر از فرد بود. ترور او این سؤال را به محور تحلیل‌های راهبردی بدل کرد که: آیا نقش سلیمانی قابل جایگزینی بود؟ و مهم‌تر از آن، آیا محور مقاومت پس از او در مسیر افول قرار گرفت یا وارد مرحله‌ای از تحول شد؟

تفکیک کلیدی: «شخص» در برابر «ساختار»
در سطح نخست، باید میان «جایگزینی یک فرد» و «تداوم یک کارکرد» تمایز روشنی قائل شد. سلیمانی از نظر شخصیت، کاریزما، تجربه میدانی و سرمایه نمادین، چهره‌ای استثنایی بود؛ محصول یک دوره تاریخی خاص، آمیزه‌ای از تجربه جنگ نامتقارن، شناخت عمیق از جوامع محلی و شبکه‌ای وسیع از ارتباطات سیاسی و اجتماعی در سراسر منطقه. به این معنا، او قابل تکثیر نبود و جایگزینی فردی با همان ترکیب کیفی، عملاً ناممکن است.

اما میراث او را نمی‌توان به «نبودنِ تکرارپذیرِ یک فرد» فروکاست. آنچه باقی ماند، صرفاً یک چهره نبود، بلکه یک «منطق کنش» و یک «معماری امنیتی ـ شبکه‌ای» بود؛ منطقی که از قضا برای بقا در غیاب بنیان‌گذار خود طراحی شده بود.

مدل شبکه‌ای مقاومت؛ از تمرکز به توزیع
هسته اصلی میراث سلیمانی را می‌توان در نهادینه‌سازی «مدل شبکه‌ای مقاومت» مشاهده کرد. او برخلاف الگوهای کلاسیک فرماندهی متمرکز، به‌تدریج بر چند محور تأکید کرد:
ـ تقویت لایه‌های میانی فرماندهی به‌جای تکیه مطلق بر رأس کاریزماتیک
ـ ایجاد پیوندهای افقی میان گروه‌ها و جبهه‌ها، نه صرفاً ارتباط عمودی با مرکز
ـ افزایش خودبسندگی نیروهای محلی در تصمیم‌گیری، سازماندهی و تأمین نیازها

این رویکرد باعث شد که پس از شهادت او، اگرچه خلأ نمادین و عاطفی قابل‌ توجهی شکل بگیرد، اما «ماشین میدانی» از کار نیفتد. استمرار عملیات‌های هماهنگ، واکنش‌های چندلایه به تهدیدات و تداوم هم‌سویی راهبردی میان بازیگران مختلف محور مقاومت، نشانه‌ای از این است که مدل او از سطح «شخص» به سطح «ساختار» ارتقا یافته است.

پساسلیمانی؛ صرف تداوم یا آغاز یک تحول؟
دوران پساسلیمانی را نمی‌توان صرفاً دوران «تداوم» نامید؛ این دوره، مرحله‌ای از «گذار و تحول» نیز هست. فقدان یک چهره فراملی با کاریزمای فشرده‌شده، ساختار محور مقاومت را به چند جهت سوق داده است:
ـ عقلانی‌تر شدن فرآیند تصمیم‌گیری و کاهش وابستگی به قضاوت یک فرد
ـ تقسیم نقش‌ها و حوزه‌های مسئولیت میان مجموعه‌ای از فرماندهان و نهادها
ـ کاهش شخصی‌سازی ساختار قدرت و میدان و حرکت به سمت الگوی مدیریتی جمعی‌تر

در این چارچوب، میراث سلیمانی از الگوی «رهبری الهام‌بخش فردمحور» به سمت «حکمرانی شبکه‌ای و نهادینه» در حرکت است. این تحول ممکن است از شدت تصویر نمادین و شخصیتی بکاهد، اما در عوض ظرفیت پایداری بلندمدت و تاب‌آوری ساختاری را افزایش می‌دهد.

بازدارندگی پس از ترور؛ پیچیده‌تر شدن معادله
از منظر بازدارندگی، ترور سلیمانی نه‌تنها معادله را فرو نریخت، بلکه آن را پیچیده‌تر و چندبعدی‌تر کرد. پاسخ‌های غیرمستقیم، زمان‌بندی‌شده و متنوع محور مقاومت ـ در سطوح و جغرافیاهای مختلف ـ نشان داد که «الگوی کنش سلیمانی» در ذهنیت راهبردی این محور تثبیت شده است.

به تعبیر دیگر، سلیمانی از یک «کنشگر زنده» به یک «الگوی رفتاری» تبدیل شده است؛ الگویی که بازیگران متعدد، بدون حضور فیزیکی او، بر مبنای آن محاسبه، تهدید و واکنش را تنظیم می‌کنند. این گذار، میراث او را از سطح فردی به سطح «نرم‌افزار راهبردی» ارتقا داده است.

جمع‌بندی؛ میراث میان تداوم و تحول
برای فهم میراث سلیمانی، باید از دوگانه‌های ساده «فروپاشی / تداوم» یا «قابل جایگزینی / غیرقابل جایگزینی» فراتر رفت. او نه اسطوره‌ای بود که با حذفش همه‌چیز در هم بریزد و نه مدیر تکنوکراتی که به‌سادگی قابل جایگزینی باشد.

سلیمانی مرحله‌ای از بلوغ محور مقاومت را نمایندگی می‌کرد؛ مرحله‌ای که در آن، مقاومت از یک مجموعه پراکنده، به شبکه‌ای با منطق مشترک، عمق راهبردی مشخص و معماری امنیتی واحد تبدیل شد. پس از او این جریان وارد فاز تازه‌ای شده است:
ـ همچنان بر همان منطق عمق راهبردی و امنیت شبکه‌ای استوار است
ـ اما با چهره‌ای کمتر فردمحور و بیشتر ساختاری عمل می‌کند

همین پیوند «تداوم منطق» با «تحول در شکل و مدیریت» است که میراث سلیمانی را به یک واقعیت زنده و اثرگذار در معادلات منطقه‌ای تبدیل کرده؛ واقعیتی که دیگر به‌اندازه گذشته به حضور یک فرد وابسته نیست، اما همچنان بر شالوده‌ای که او بنا کرد، استوار است.

بین الملل – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا