اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهسیاست

سفر «شخصی» با پیام‌های سیاسی؛ خلیل‌زاد و بازتعریف رابطه کابل–واشنگتن

خبرگزاری دید: خلیل‌زاد با رد این تصور که افغانستان دیگر هیچ اهمیتی برای امریکا ندارد، تلاش می‌کند نگاه واقع‌گرایانه‌تری ارائه کند. افغانستان دیگر اولویت استراتژیک واشنگتن نیست، اما از منظر امنیتی همچنان اهمیت دارد. تأیید پروازهای اطلاعاتی امریکا در حریم هوایی افغانستان، نشانه‌ای روشن از این واقعیت است.

سفر «شخصی» با پیام‌های سیاسی؛ خلیل‌زاد و بازتعریف رابطه کابل–واشنگتن

سفر زلمی خلیل‌زاد به کابل، هرچند از سوی او «شخصی» خوانده می‌شود، اما محتوای اظهاراتش نشان می‌دهد که این سفر بیش از آن‌که یک اقدام فردی باشد، حامل پیام‌های سیاسی چندلایه برای طالبان، واشنگتن و افکار عمومی افغانستان است. خلیل‌زاد که یکی از معماران اصلی توافق دوحه و چهره‌ای جنجالی در تحولات دو دهه اخیر افغانستان به شمار می‌رود، اکنون می‌کوشد نقش خود را از «میانجی دوران جنگ» به «پیام‌رسان دوران پس از خروج» بازتعریف کند.

او در گفت‌وگویش با طلوع نیوز به‌روشنی می‌گوید که سطح روابط کنونی افغانستان و امریکا ضعیف‌تر از آن چیزی است که دو طرف به آن نیاز دارند. این اعتراف، در واقع بیان رسمی وضعیتی است که پس از سقوط جمهوریت شکل گرفته است؛ نه قطع کامل رابطه و نه عادی‌سازی روابط. امریکا، امارت اسلامی را به رسمیت نشناخته، اما افغانستان را نیز از محاسبات امنیتی خود کنار نگذاشته است. این وضعیت خاکستری، بستر اصلی پیام‌های خلیل‌زاد را می‌سازد.

برجسته‌سازی موضوع بازداشت دو شهروند امریکایی در افغانستان، یکی از مهم‌ترین محورهای سخنان او است. خلیل‌زاد این پرونده را «دردسر» برای افغانستان می‌خواند و تأکید می‌کند که حل آن به نفع کابل است. این موضع، بیش از آن‌که دفاع از شهروندان امریکایی باشد، تلاشی برای هشدار به طالبان است؛ استفاده از ابزار بازداشت و فشار، نه‌تنها امتیاز دیپلماتیک ایجاد نمی‌کند، بلکه مسیر هرگونه تعامل را مسدود می‌سازد. هم‌زمان، اشاره به بررسی پرونده محمدرحیم، زندانی افغان در گوانتانامو، نشان می‌دهد که امریکا نیز می‌کوشد توازن نمادینی در این گفت‌وگو حفظ کند؛ توازنی که بدون آن، مذاکره معنایی نخواهد داشت.

خلیل‌زاد با رد این تصور که افغانستان دیگر هیچ اهمیتی برای امریکا ندارد، تلاش می‌کند نگاه واقع‌گرایانه‌تری ارائه کند. افغانستان دیگر اولویت استراتژیک واشنگتن نیست، اما از منظر امنیتی همچنان اهمیت دارد. تأیید پروازهای اطلاعاتی امریکا در حریم هوایی افغانستان، نشانه‌ای روشن از این واقعیت است. امریکا بدون حضور نظامی مستقیم، می‌خواهد تهدیدهای بالقوه را مدیریت کند؛ رویکردی که نشان می‌دهد حاکمیت طالبان هنوز با محدودیت‌های جدی در عرصه بین‌المللی روبه‌رو است.

بازگشت خلیل‌زاد به روایت ۴۸ ساعت پایانی جمهوریت نیز قابل تأمل است. او فروپاشی نظام پیشین را حاصل هم‌زمانی مذاکرات سیاسی و پیشروی نظامی طالبان می‌داند؛ روایتی که تلاش می‌کند مسئولیت شکست را میان عوامل مختلف تقسیم کند و نقش تصمیم‌های امریکا را کم‌رنگ‌تر جلوه دهد. این بازخوانی، نه‌تنها تاریخی، بلکه سیاسی است و نشان می‌دهد که مناقشه بر سر «چه کسی افغانستان را باخت» هنوز پایان نیافته است.

در موضوع آموزش دختران، خلیل‌زاد صریح‌تر سخن می‌گوید و محدودیت‌ها را به زیان افغانستان و جایگاه جهانی امارت اسلامی می‌داند. این بخش از سخنان او، همسو با اجماع جهانی است و یادآور این نکته که مشروعیت بین‌المللی طالبان، بیش از هر چیز، به سیاست‌های داخلی آنان گره خورده است؛ نه به معامله‌های امنیتی یا توافق‌های پشت‌پرده.

در مجموع، سفر به‌اصطلاح «شخصی» خلیل‌زاد را باید تلاشی برای سنجش فضا و ارسال پیام دانست: امریکا آماده تعامل محدود و مشروط است، اما کلید این تعامل در دست طالبان قرار دارد. این‌که امارت اسلامی حاضر است بهای مشروعیت بین‌المللی را بپردازد یا نه، پرسشی است که پاسخ آن آینده رابطه کابل–واشنگتن را رقم خواهد زد.

نویسنده: احسان‌الله غوری – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا