خبرگزاری دید: شهادت سلیمانی نه تنها یک ضایعه انسانی بود، بلکه نماد مبارزه با سلطهگریهای غربی را تقویت کرد. در یمن، گروه انصارالله نیز از این حادثه بهعنوان فرصتی برای تقویت مبارزات خود علیه ائتلاف سعودی بهره برد. در افغانستان، گروههای مختلف و حتی طالبان و نیروهای مردمی که در سالهای گذشته بارها با چالشهای داخلی و خارجی روبهرو بودهاند، از این حادثه الهام گرفتند.

داغی که پس از رفتن قاسم سلیمانی بر دل میلیونها نفر نشست، تنها یک فقدان شخصی نبود. او نه تنها یک فرمانده، بلکه یک نماد از روحیه ایستادگی و مقاومت در برابر ظلم و سلطهگری بود. برای مردمان خاورمیانه، بهویژه کسانی که سالها با فشارهای خارجی و جنگهای نیابتی دست و پنجه نرم کردهاند، سلیمانی چیزی فراتر از یک چهره نظامی بود. او یک پناهگاه معنوی، یک رهبر الهامبخش و یک جرقه امید برای ادامه مبارزه علیه سلطهگران جهانی به حساب میآمد.
در روزهایی که سرزمینهای مختلف از لبنان تا عراق و سوریه و حتی افغانستان، با تهدیدات گوناگون روبهرو بودند، سلیمانی با دستان خود نه تنها خطوط جبهههای جنگ را میکشید، بلکه مرزهای روحی مقاومت را نیز رسم میکرد. او به میلیونها انسان آموخت که ایستادگی، حتی در برابر قدرتهای عظیم جهانی، تنها یک شعار نیست؛ بلکه راهی است که میتوان با ایمان و اتحاد در برابر چالشها ادامه داد. در میان مردم ایران و دیگر ملتهای منطقه، سلیمانی نماد افتخار، شجاعت و وفاداری به آرمانهای بزرگ انسانیت بود.
فرهنگ مقاومت در خاورمیانه و تأثیر شهادت سلیمانی
فرهنگ مقاومت بهعنوان یک مفهوم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ریشه در مبارزات ملتها و گروههای مختلف در برابر استعمارگریها و سلطهجوییهای خارجی دارد. در سالهای اخیر، ایران با توجه به سیاستهای ضد استعماری خود، این فرهنگ را در کشورهایی مانند عراق، لبنان، سوریه، یمن، فلسطین و حتی افغانستان ترویج کرده است. سردار سلیمانی بهعنوان یکی از مهمترین چهرهها در ترویج این فرهنگ شناخته میشد که با ایجاد ائتلافهای مقاومت در کشورهای مختلف و حمایت از گروههایی مانند حزبالله در لبنان، حشد الشعبی در عراق، انصارالله در یمن و حتی گروههای مقاومت در افغانستان، الگویی برای مبارزه با سلطهگران جهانی ایجاد کرده بود.
شهادت سلیمانی بهویژه پس از آنکه با یک حمله هوایی آمریکا در بغداد صورت گرفت، باعث شد تا شعلههای جدیدی از روحیه مقاومت در منطقه روشن شود. شهادتش بهعنوان یک شخصیت ملی و نماد مقاومت، موجب شد تا میلیونها نفر در کشورهای مختلف، نه تنها در ایران بلکه در عراق، لبنان، سوریه و افغانستان به خیابانها آمده و علیه اقدامات آمریکا و بهویژه سیاستهای واشنگتن در خاورمیانه اعتراض کنند. این واکنشها نشاندهنده عمق نفوذ فرهنگ مقاومت در این کشورها است. در عراق، به ویژه میان گروههای حشد الشعبی و نیروهای محور مقاومت ، این حادثه بهعنوان یک محرک برای تقویت مبارزات آنها علیه نیروهای خارجی و تحکیم وحدت ملی در برابر تهدیدات خارجی به شمار میآید. در لبنان، حزبالله نیز اعلام کرد که شهادت سلیمانی نه تنها یک ضایعه انسانی بود، بلکه نماد مبارزه با سلطهگریهای غربی را تقویت کرد. در یمن، گروه انصارالله نیز از این حادثه بهعنوان فرصتی برای تقویت مبارزات خود علیه ائتلاف سعودی بهره برد. در افغانستان، گروههای مختلف و حتی طالبان و نیروهای مردمی که در سالهای گذشته بارها با چالشهای داخلی و خارجی روبهرو بودهاند، از این حادثه الهام گرفتند.
تأثیر شهادت سلیمانی بر نسلهای جدید و سطح جهانی
یکی از نکات مهمی که پس از شهادت سلیمانی در بسیاری از کشورهای منطقه مشاهده میشود، افزایش آگاهی و عزم نسلهای جدید برای ادامه مسیر مقاومت است. در ایران و کشورهای همپیمان، سلیمانی بهعنوان یک الگوی مبارزاتی و مردمی مورد توجه قرار گرفت. جوانان، بهویژه در جوامع تحت فشار و آسیبدیده از بحرانهای منطقهای، به پیروی از او و دیگر رهبران مقاومت ترغیب شدند. در ایران، سلیمانی تبدیل به نمادی از مقاومت در برابر سلطهگری و قدرتهای بزرگ شد. برنامههای آموزشی و فرهنگی در مدارس و دانشگاهها، همچنان به ترویج یاد و راه او میپردازند. این امر نه تنها موجب تقویت احساس ملیگرایی و مقاومت در برابر فشارهای خارجی شده، بلکه به نوعی تأکیدی بر ضرورت حفظ استقلال و عزت کشورها در برابر سلطهگران جهانی است.
در افغانستان نیز، نسل جوان این کشور که همواره با مشکلات و چالشهای ناشی از دخالتهای خارجی روبهرو بوده است، در پی الگوبرداری از شخصیتهایی چون سلیمانی و دیگر رهبران مقاومت، به درک عمیقتری از استقلال و آزادی رسیدند. این جوانان با الهام از فرهنگ مقاومت، بهویژه در برابر تهدیدات خارجی و نیروهای اشغالگر، عزم خود را برای ساخت آیندهای آزاد و مستقل جزم کردند.
فرهنگ مقاومت که در کشورهای خاورمیانه بهشدت تقویت شد، بهطور غیرمستقیم بر سطح جهانی نیز تأثیرگذار بود. کشورهای مختلف و گروههای اجتماعی در سطح جهانی، این رویداد را بهعنوان یک نشانه از ضعف و شکست قدرتهای بزرگ در مواجهه با مقاومت ملتهای مستقل تلقی کردند. در کشورهای آفریقایی، آمریکای لاتین و حتی در برخی از کشورهای اروپایی، بهویژه در میان گروههای مخالف سیاستهای غرب، یاد شهادت سلیمانی بهعنوان نماد مبارزه علیه استعمار نوین گسترش یافت.
شهادت سلیمانی همچنین تأثیراتی عمیق بر روابط ایران با سایر کشورها داشت. این رویداد باعث شد تا ایران در عرصه جهانی، خود را بهعنوان یک قدرت مقاوم و مستقل در برابر فشارهای خارجی معرفی کند. حمایتهای مردمی در داخل و خارج از ایران نشاندهنده قدرت و اراده ملت ایران برای ادامه مسیر مقاومت بود.
شهادت سردار قاسم سلیمانی نه تنها یک نقطه عطف در تاریخ ایران، بلکه در تاریخ مقاومت خاورمیانه و جهان بود. این رویداد نه تنها موجب تقویت فرهنگ مقاومت در ایران و کشورهای همپیمان آن شد، بلکه بهطور گستردهتری الهامبخش نسلهای جدید در کشورهای مختلف برای پیروی از مسیر استقلال و مقابله با سلطهجوییهای جهانی گردید. در نهایت، شهادت سلیمانی بهعنوان نماد مقاومت در برابر سلطهگریهای خارجی، همچنان در ذهنها و قلبها باقی خواهد ماند و میتواند راهی برای ترویج عدالت و استقلال در برابر قدرتهای بزرگ باشد.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید