اسلایدشوتحلیلتحلیل و ترجمهجهانسیاست

نمایش قدرت یک‌جانبه آمریکا و پیامدهای فرساینده آن بر نظم جهانی

خبرگزاری دید: در دوران جنگ سرد، قدرت‌ها، در اوج رقابت، از عبور از این خطوط سرخ خودداری می‌کردند؛ زیرا می‌دانستند چنین اقدامی می‌تواند چرخه‌ای از اقدامات تلافی‌جویانه و بی‌ثبات‌کننده ایجاد کند، اما امروز، این بازدارندگی تاریخی، به‌ویژه توسط دولت دونالد ترامپ در آمریکا، در حال فرسایش است و اقداماتی از این دست، خطر باز شدن درهای یک دوره جدید از بی‌ثباتی را افزایش می‌دهد.

نمایش قدرت یک‌جانبه آمریکا و پیامدهای فرساینده آن بر نظم جهانی

تجاوز اخیر آمریکا به ونزویلا و بازداشت رئیس‌جمهور قانونی این کشور، بار دیگر چهره‌ای از واشنگتن را آشکار کرد که خود را فراتر از قواعد و هنجارهای بین‌المللی می‌بیند. چنین رویکردی نه یک حادثه مقطعی، بلکه ادامه یک الگوی تاریخی است که سال‌ها است ثبات جهانی را تهدید می‌کند. در جهانی که به‌طور فزاینده‌ای چندقطبی شده و قدرت‌های نوظهور سهم بیشتری از تصمیم‌سازی بین‌المللی را مطالبه می‌کنند، این نوع اقدامات می‌تواند پیامدهایی عمیق و زنجیره‌ای برای امنیت، دیپلماسی و نظم جهانی ایجاد کند.

فروریختن خطوط سرخ امنیتی و پیامدهای خطرناک آن
زمانی که یک قدرت بزرگ به خود اجازه می‌دهد رهبر یک کشور مستقل را در خارج از مرزهایش هدف قرار دهد یا بازداشت کند، عملاً یک «قاعده خطرناک» را در نظام بین‌الملل نهادینه و این پیام را به دیگر بازیگران منتقل می‌کند که چنین رفتارهایی قابل تکرار است و محدودیتی برای آن وجود ندارد. نتیجه این روند، تضعیف امنیت شخصی رهبران، دیپلمات‌ها و مقامات عالی‌رتبه در سراسر جهان است؛ موضوعی که می‌تواند بنیان روابط دیپلماتیک را بیش از پیش متزلزل کند.

در دوران جنگ سرد، قدرت‌ها، در اوج رقابت، از عبور از این خطوط سرخ خودداری می‌کردند؛ زیرا می‌دانستند چنین اقدامی می‌تواند چرخه‌ای از اقدامات تلافی‌جویانه و بی‌ثبات‌کننده ایجاد کند، اما امروز، این بازدارندگی تاریخی، به‌ویژه توسط دولت دونالد ترامپ در آمریکا، در حال فرسایش است و اقداماتی از این دست، خطر باز شدن درهای یک دوره جدید از بی‌ثباتی را افزایش می‌دهد.

یک‌جانبه‌گرایی مبتنی بر قدرت سخت
ایالات متحده در دهه‌های گذشته بارها نشان داده که در صورت تعارض میان منافع خود و قواعد بین‌المللی، اولویت را به قدرت نظامی و اطلاعاتی می‌دهد تا منافع خود را برتر از قواعد بین‌المللی قرار دهد. از پاناما و عراق گرفته تا عملیات‌های مخفیانه در کشورهای مختلف، این الگو بارها توسط آمریکا تکرار شده، اما تفاوت امروز در این است که جهان دیگر جهان تک‌قطبی دهه ۱۹۹۰ نیست. قدرت‌های نوظهور، بلوک‌های منطقه‌ای و بازیگران مستقل، اکنون توانایی بیشتری برای مقاومت، واکنش یا حتی مقابله به مثل دارند.

به همین دلیل، هر اقدام یک‌جانبه آمریکا می‌تواند پیامدهایی غیرقابل پیش‌بینی داشته باشد: کاهش اعتماد متحدان، افزایش همگرایی میان قدرت‌های مخالف، تشدید رقابت ژئوپلیتیک و تضعیف نهادهای بین‌المللی که ستون‌های نظم جهانی پس از ۱۹۴۵ بوده‌اند.

تقویت انسجام جنوب جهانی
یکی از پیامدهای مهم این رفتارها، افزایش همگرایی میان کشورهایی است که خود را در برابر اقدامات غیرقابل پیش‌بینی آمریکا آسیب‌پذیر می‌بینند. این کشورها سال‌ها است نسبت به دوگانه‌رفتاری واشنگتن در حوزه حقوق بین‌الملل انتقاد دارند. اکنون با برجسته شدن این الگو، انگیزه بیشتری برای ایجاد ائتلاف‌های مستقل، همکاری‌های امنیتی جدید و کاهش وابستگی به آمریکا پیدا می‌کنند.

این روند می‌تواند به تضعیف نقش آمریکا در سازمان‌های بین‌المللی و افزایش وزن سیاسی بلوک‌های جایگزین منجر شود؛ بلوک‌هایی که از آمریکای لاتین تا آسیا و آفریقا در حال شکل‌گیری‌اند.

تهدیدی برای دیپلماسی جهانی
اگر رهبران کشورها احساس کنند که مصونیت سیاسی دیگر تضمین‌شده نیست، مشارکت در نشست‌های بین‌المللی با تردید همراه خواهد شد. چنین فضایی می‌تواند به شکل‌گیری «نظام بین‌الملل مبتنی بر ترس» منجر شود؛ جایی که دیپلماسی جای خود را به احتیاط، بی‌اعتمادی و انزوا می‌دهد. این وضعیت نه‌تنها کارآمدی سازمان ملل را کاهش می‌دهد، بلکه خطر سوء محاسبه و بحران‌های ناگهانی را افزایش می‌دهد.

جهانی پیچیده‌تر از هر زمان دیگر
در جهانی که تعداد بازیگران قدرتمند افزایش یافته و رقابت‌ها چندلایه‌تر شده‌اند، هر اقدام یک‌جانبه می‌تواند پیامدهایی فراتر از تصور داشته باشد و ادامه این الگو نه‌تنها نظم موجود را تضعیف می‌کند، بلکه خود آمریکا را نیز در معرض واکنش‌هایی قرار می‌دهد که کنترل آن‌ها دشوار خواهد بود. در شرایط فرسایش قواعد، هر حرکت خارج از چارچوب می‌تواند دومینویی از بحران‌ها را رقم بزند.

تردیدی وجود ندارد که دونالد ترامپ خود را مأمور بازگرداندن آمریکا به «قله قدرت جهانی» می‌داند، اما شیوه‌های شتاب‌زده و رفتارهای غیرعقلانی او نه‌تنها کمکی به تحقق شعار «اول آمریکا» نمی‌کند، بلکه روند افول جایگاه بین‌المللی ایالات متحده را سرعت می‌بخشد و این کشور را بیش از پیش در مسیر انزوای جهانی و شیب تند و پرشتاب افول قرار می‌دهد.

ترامپ شاید در برخورد با دولت‌های ضعیف و شکننده، به‌ظاهر به دستاوردهایی کوتاه‌مدت و بی‌اعتبار برسد؛ دستاوردهایی که نه مشروعیت دارند و نه سودی پایدار برای آمریکا ایجاد می‌کنند، اما واقعیت این است که مواجهه او با قدرت‌های نوظهور و بازیگران تأثیرگذار نظام بین‌الملل، هزینه‌هایی سنگین و بلندمدت برای دولتش به همراه خواهد داشت؛ هزینه‌هایی که نتیجه نهایی آن، نه تحقق «اول آمریکا» بلکه تبدیل این شعار به «آخر آمریکا» در صحنه جهانی است.

واحد بین‌الملل – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا