حضرت زینب سیاسیترین زن اسلام
خبرگزاری دید: حضرت زینب، سیاسیترین زن اسلام است نه به معنای بازی در قدرت، بلکه به معنای بازتعریف سیاست بر مدار حقیقت است. او نشان داد سیاست اصیل، افشاگری آگاهانه، مسوولیتپذیری اجتماعی و دفاع بیملاحظه از مشروعیت اخلاقی است.

حضرت زینب در صحنه کربلا صرفاً شاهد یک فاجعه نبود، بلکه کنشگری آگاه، سیاستمداری شجاع و معمار بیداری پس از عاشورا بود. او در دل خشونت و تحریف، حقیقت را با سیاست درآمیخت و از خطابه، ابزاری برای بازسازی آگاهی جمعی ساخت. خطبههای حضرت زینب آموزهای سیاسی و الهی را شکل داد که حتی در تاریکترین دوره اموی، وجدان خفته جامعه را به پرسش کشید.
خطبههای حضرت زینب بر سه محور اساسی استوار است: ولایت سیاسی امامان، نفی صلاحیت یزید برای حاکمیت اسلامی و تلاش برای اصلاح نگرش سیاسی جامعه. ایشان با افشای ویژگیهای اخلاقی و رفتاری یزید، مشروعیت حکومت او را از اساس زیر سؤال برد و نشان داد قدرتی که بر فساد ظلم و بیاعتنایی به شریعت بنا شده باشد، فاقد هرگونه حق حاکمیت است. در این نگاه سیاست از سطح زور و غلبه فراتر رفته و به داوری اخلاقی و دینی تبدیل میشود.
در برابر این حکومت نامطلوب، حضرت زینب الگوی حکومت مطلوب را برجسته میکند. او امام را حجت خدا، چراغ هدایت، پناهگاه مردم و معدن رسالت معرفی مینماید تا معیار حقیقی حاکمیت را به جامعه یادآوری کند. پیام روشن است: جامعهای که معیارهای خود را از دست بدهد حتی در برابر شریفترین انسانها میایستد و حرمت میشکند. حسین بن علی در این منطق شایستهترین و متقیترین انسان عصر خود برای تحقق حکومت محمدی است و فقدان او به معنای محروم شدن جامعه از سعادت حقیقی است.
بخش مهمی از سیاستورزی حضرت زینب متوجه خود جامعه است. او کوفیان را چه آنان که در جنگ شرکت کردند و چه آنان که با سکوت همراهی نمودند، به شدت مورد خطاب قرار میدهد و آنان را مکار، عهدشکن و منافق میخواند. حضرت با این موضعگیری مسوولیت را تنها متوجه حاکم جائر نمیداند، بلکه نقش مردم در تداوم ظلم را برجسته میسازد. پیام او صریح است: از حاکم ستمگر جز ستم برنمیآید این جامعه است که با بیتفاوتی و سکوت، راه را هموار میکند.
حضرت زینب در بخش دیگری از خطبه، به تبیین آثار و پیامدهای کردار یزید و همراهانش میپردازد و نشان میدهد چگونه فساد قدرت، به فروپاشی اخلاق عمومی، عادیسازی خشونت و زوال معیارهای حق میانجامد. این تحلیل سیاسی را میتوان با نظریه حکومت مطلوب در فلسفه سیاسی مقایسه کرد. اگر فارابی از مدینه فاضله و حاکم فاضل سخن میگوید، حضرت زینب همان تمایز را در میدان عمل و با زبان خطابه ترسیم میکند؛ تمایز میان حکومت حق و حکومت باطل بر اساس فضیلت عدالت و هدایت.
از این رو حضرت زینب، سیاسیترین زن اسلام است نه به معنای بازی در قدرت، بلکه به معنای بازتعریف سیاست بر مدار حقیقت است. او نشان داد سیاست اصیل، افشاگری آگاهانه، مسوولیتپذیری اجتماعی و دفاع بیملاحظه از مشروعیت اخلاقی است. میراث زینب این پیام ماندگار را در تاریخ ثبت کرد که هرگاه جامعه معیارهای خود را فراموش کند، صدای حق میتواند تاریخ را دوباره بیدار سازد.
نویسنده: زهرا فروغ – خبرگزاری دید