آزادی بیاناسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهحقوق بشرسیاست

جامعه‌ای در حال خاموشی؛ افغانستان بدون رسانه آزاد

خبرگزاری دید: خاموشی رسانه‌ها تأثیر مستقیمی بر جامعه دارد. در نبود جریان آزاد اطلاعات، شایعه جای خبر را می‌گیرد، روایت رسمی بی‌رقیب می‌ماند و شهروندان توان تحلیل و قضاوت آگاهانه را از دست می‌دهند. جامعه‌ای که دسترسی به اطلاعات مستقل ندارد، در برابر تصمیم‌های قدرت آسیب‌پذیرتر است و امکان شکل‌گیری گفت‌وگوی عمومی در آن کاهش می‌یابد.

جامعه‌ای در حال خاموشی؛ افغانستان بدون رسانه آزاد

افغانستان امروز با بحرانی مواجه است که کمتر دیده می‌شود اما اثرات آن عمیق و بلندمدت است و آن خاموشی تدریجی رسانه‌ها و فروپاشی فضای اطلاع‌رسانی مستقل است. در حالی که بحران‌های سیاسی، اقتصادی و انسانی این کشور همچنان ادامه دارد، نبود رسانه‌های آزاد باعث شده جامعه نه‌تنها از پاسخ‌گویی قدرت، بلکه از دسترسی به روایت‌های متنوع و واقعیت‌های میدانی محروم بماند. آنچه در حال رخ دادن است، صرفاً محدودسازی چند رسانه یا بازداشت چند خبرنگار نیست؛ بلکه فرسایش آگاهی عمومی و خاموش شدن یکی از مهم‌ترین ابزارهای نظارت اجتماعی است.

پس از بازگشت طالبان به قدرت، فضای رسانه‌ای افغانستان به‌طور نظام‌مند تحت فشار قرار گرفت. دستورالعمل‌های مبهم، سانسور محتوایی، تهدیدهای امنیتی و مداخله مستقیم نهادهای طالبان در کار رسانه‌ها، بسیاری از روزنامه‌ها، رادیوها و تلویزیون‌ها را به تعطیلی کشاند. رسانه‌هایی که باقی مانده‌اند، اغلب ناچارند در چارچوب روایت رسمی حرکت کنند و از پرداختن به موضوعات حساس از وضعیت حقوق زنان گرفته تا بحران‌های اقتصادی و اختلافات درون قدرت خودداری کنند. نتیجه این وضعیت، جایگزینی روزنامه‌نگاری انتقادی با اطلاع‌رسانی خنثی، تکراری و بی‌خطر است.

یکی از پیامدهای اصلی این فشارها، گسترش خودسانسوری در میان خبرنگاران است. بسیاری از روزنامه‌نگاران برای حفظ امنیت شخصی و شغلی خود، پیشاپیش خطوط قرمز نانوشته را رعایت می‌کنند. در چنین فضایی، ترس به بخشی از فرایند تولید خبر تبدیل شده و خبرنگار دیگر نه ناظر قدرت، بلکه مصرف‌کننده دستورالعمل‌ها است. این خودسانسوری، شاید کمتر دیده شود، اما از سانسور رسمی خطرناک‌تر است؛ زیرا به تدریج فرهنگ پرسشگری را از درون تضعیف می‌کند.

وضعیت زنان خبرنگار، نماد برجسته این خاموشی است. زنانی که پیش از سال ۲۰۲۱ در خط مقدم رسانه‌های تصویری، رادیویی و آنلاین حضور داشتند، اکنون یا از کار منع شده‌اند، یا به حاشیه رانده شده‌اند، یا کشور را ترک کرده‌اند. حذف صدای زنان از رسانه‌ها، تنها حذف یک گروه حرفه‌ای نیست؛ بلکه حذف بخشی از تجربه اجتماعی، روایت‌های متفاوت و نگاه انتقادی به قدرت است. رسانه‌ای که صدای نیمی از جامعه را بازتاب ندهد، به‌طور طبیعی ناقص و غیرواقعی خواهد بود.

خاموشی رسانه‌ها تأثیر مستقیمی بر جامعه دارد. در نبود جریان آزاد اطلاعات، شایعه جای خبر را می‌گیرد، روایت رسمی بی‌رقیب می‌ماند و شهروندان توان تحلیل و قضاوت آگاهانه را از دست می‌دهند. جامعه‌ای که دسترسی به اطلاعات مستقل ندارد، در برابر تصمیم‌های قدرت آسیب‌پذیرتر است و امکان شکل‌گیری گفت‌وگوی عمومی در آن کاهش می‌یابد. این وضعیت، نه‌تنها مانع اصلاح و پاسخ‌گویی می‌شود، بلکه خطر تکرار بحران‌ها را افزایش می‌دهد.

در سطح بین‌المللی نیز، کاهش توجه رسانه‌ای به افغانستان با محدودیت رسانه‌های داخلی هم‌زمان شده است. وقتی خبرنگاران داخلی خاموش می‌شوند و رسانه‌های خارجی دسترسی محدود دارند، افغانستان به کشوری کم‌صدا در افکار عمومی جهانی تبدیل می‌شود. این کم‌صدایی، فشارهای سیاسی و حقوق بشری بر طالبان را کاهش می‌دهد و امکان فراموش‌شدن تدریجی بحران‌ها را فراهم می‌کند.

با این حال، خاموشی رسانه‌ها به معنای پایان کامل صدا نیست. بخشی از خبرنگاران افغان در تبعید، تلاش می‌کنند روایت‌های مستقل را زنده نگه دارند؛ هرچند فاصله جغرافیایی، محدودیت منابع و فشارهای سیاسی، کار آنها را دشوار کرده است. آینده رسانه در افغانستان به میزان زیادی به تداوم این تلاش‌ها و همچنین به توجه جامعه جهانی به حق دسترسی مردم افغانستان به اطلاعات آزاد وابسته است.

در نهایت، بحران رسانه در افغانستان تنها یک مسئله حرفه‌ای نیست؛ این بحران، نشانه‌ای از وضعیت کلی جامعه است. جامعه‌ای که رسانه آزاد ندارد، به‌تدریج توان دیدن، شنیدن و پرسیدن را از دست می‌دهد. خاموشی رسانه‌ها، خاموشی جامعه است—خاموشی‌ای که شاید آرام و تدریجی باشد، اما پیامدهای آن عمیق و ماندگار خواهد بود.

نویسنده: سلیمان صابر – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا