اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهسیاستمنطقه

تجربه افغانستان چراغ راه ثبات ایران

خبرگزاری دید: دفاع از ثبات ایران نه یک موضع سیاسی، بلکه یک ضرورت انسانی و منطقه‌ای است. ایران اگر آرام باشد، افغانستان نیز از امنیت و تجارت و همسایگی سالم بهره‌مند می‌شود، اما اگر ایران دچار آشوب شود، موج بی‌ثباتی همچون طوفانی سراسر منطقه را درمی‌نوردد.

تجربه افغانستان چراغ راه ثبات ایران

وقتی از بیرون به ایران می‌نگرم، از سرزمینی سخن می‌گویم که اگرچه درگیر چالش‌ها و مطالبات اجتماعی است، اما همچنان ستون‌های اصلی دولت، هویت ملی و انسجام سرزمینی‌اش پابرجا است. برای من که سال‌ها در افغانستان شاهد فروپاشی این ستون‌ها بوده‌ام، تفاوت میان اعتراض مدنی و اغتشاش سازمان‌یافته، نه یک بحث نظری، بلکه تجربه‌ای زیسته و تلخ است؛ تجربه‌ای که بهای آن را با خون، آوارگی و ویرانی پرداخته‌ایم.

اعتراض، حق طبیعی هر ملت است؛ صدایی که می‌خواهد شنیده شود، مطالبه‌ای که می‌خواهد اصلاحی را رقم بزند و دادخواستی که برای عبور از هرگونه نارسایی و بحرانی باید وجود داشته باشد، اما اغتشاش، چیز دیگری است: اغتشاش نه فریاد مردم، بلکه پژواک پروژه دخالت بیگانگان، سازمان‌های اطلاعاتی و شبکه‌های جنگ روانی است؛ همان‌ها که در افغانستان با شعار آزادی و دموکراسی آمدند، اما در عمل جز ویرانی، تفرقه و تروریزم و جنگ داخلی، چیزی برای ما باقی نگذاشتند.

در ایران نیز این دو مفهوم باید با دقت از همدیگر تفکیک شود. اعتراض، اگر در چارچوب قانون و با هدف اصلاح باشد، نه‌تنها تهدید نیست، بلکه می‌تواند موتور پیشرفت باشد، اما اغتشاش، هنگامی آغاز می‌شود که مطالبه اجتماعی به ابزار فشار خارجی تبدیل شود؛ زمانی که رسانه‌های بیگانه، اتاق‌های فکر امنیتی و شبکه‌های نفوذ، بر موج نارضایتی سوار می‌شوند تا ثبات یک کشور را هدف بگیرند.

من به‌عنوان یک افغانستانی، با تمام وجود می‌دانم که بی‌ثباتی چگونه آغاز می‌شود. نخست با چند تجمع پراکنده، سپس با تحریک احساسات، بعد با ورود پول و سلاح و در نهایت با شکاف‌های عمیق قومی، مذهبی و سیاسی. این همان مسیری است که افغانستان را از کشوری با ظرفیت‌های عظیم فرهنگی و اقتصادی، به میدان رقابت قدرت‌های جهانی تبدیل کرد و امروز، هر بار که در ایران شعله‌ای از اغتشاش برافروخته می‌شود، صدای قدم‌های همان قدرت‌ها را می‌شنوم که می‌خواهند این بار از مسیر دیگری وارد منطقه شوند.

ایران اگر دچار بی‌ثباتی شود، نه تنها خود آسیب می‌بیند، بلکه کل منطقه در معرض یک زلزله ژئوپلیتیک قرار می‌گیرد. دشمنان ایران به‌خوبی می‌دانند که ایرانِ ضعیف، ایرانِ گرفتار در آشوب و هرج‌ومرج، ایرانِ دچار جنگ داخلی، بهترین فرصت برای بازطراحی نقشه منطقه است؛ همان نقشه‌ای که در افغانستان، عراق، سوریه و لیبی آزموده شد و نتیجه‌اش چیزی جز ویرانی نبود.

از نگاه من، دفاع از ثبات ایران نه یک موضع سیاسی، بلکه یک ضرورت انسانی و منطقه‌ای است. ایران اگر آرام باشد، افغانستان نیز از امنیت و تجارت و همسایگی سالم بهره‌مند می‌شود، اما اگر ایران دچار آشوب شود، موج بی‌ثباتی همچون طوفانی سراسر منطقه را درمی‌نوردد. تجربه ما نشان داده که وقتی پای دشمنان خارجی به یک کشور باز شود، پیامدی جز قربانی شدن مردم و غارت منابع و نابودی تاریخ و فرهنگ و زبان و هویت تاریخی آن مردم ندارد.

بنابراین، تفکیک اعتراض از اغتشاش، برای ایران یک ضرورت حیاتی است. اعتراض باید شنیده شود، مدیریت شود و به اصلاح کاستی‌ها و ناراستی‌ها و نارسایی‌ها منجر گردد، اما اغتشاش باید مهار شود؛ زیرا اغتشاش نه صدای مردم، بلکه صدای بیگانه است که از حلقوم آشنای ایرانیان فریب‌خورده بیرون می‌آید و این کشور را در آستانه ورود به سرنوشت سوریه و لیبی و لبنان و افغانستان و عراق نزدیک می‌کند.

در پایان، به‌عنوان کسی که زخم‌های جنگ و دخالت و دست‌درازی خارجی را بر تن و جان خود دارد، می‌گویم: مردم ایران باید قدر ثبات و امنیت خود را بدانند. ثبات، گوهری است که وقتی از دست رفت، بازگرداندنش دهه‌ها زمان، هزاران قربانی و میلیاردها هزینه می‌طلبد. ایران اگر امروز با عقلانیت، انسجام و هوشیاری، میان اعتراض و اغتشاش مرز بکشد، نه‌تنها آینده خود را حفظ کرده، بلکه از تکرار تراژدی‌هایی جلوگیری می‌کند که ما در افغانستان هنوز هم درگیر آن هستیم و و احتمالا سال‌های زیادی همچنان باید درگیر بمانیم.

نویسنده: احمدرضا همتی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا