آزادی بیاناسلایدشوتحلیلتحلیل و ترجمهجهانحقوق بشرسیاست

گسترش سرکوب در اروپا؛ امنیت بهانه محدودیت آزادی‌ها شده است

خبرگزاری دید: در روند شکل‌گیری دولت‌های مدرن، امنیت سه بُعد مکمل داشت: نظامی، پولیسی و حقوقی. امنیت نظامی برای مقابله با تهدیدات وجودی بود؛ امنیت پولیسی، نظم اجتماعی و حفاظت از اموال و اشخاص را تضمین می‌کرد و امنیت حقوقی با جهان‌شمولی قانون، استقلال قضا و تضمین آزادی‌ها و برابری، بنیان دولت مدرن را شکل می‌داد.

گسترش سرکوب در اروپا؛ امنیت بهانه محدودیت آزادی‌ها شده است

در ماه‌های اخیر، سراسر اروپا شاهد یورش سازمان‌یافته دولت‌ها به آزادی‌های بنیادین بوده است؛ آزادی انجمن‌ها، تجمع‌ها، اتحادیه‌ها، دانشگاه‌ها و حتی آزادی عقیده و بیان. در فرانسه، ساکنان محله‌های مردمی هدف اصلی این فشارها هستند؛ همان کسانی که برای ابتدایی‌ترین حقوق خود مبارزه می‌کنند. در بریتانیا فعالان فلسطینی بازداشت می‌شوند و در کالدونیای جدید، پاریس هر شکل مخالفت را جرم‌انگاری کرده است. وضعیت‌های استثنایی به‌تدریج به قاعده تبدیل شده و حالت اضطراری به هنجاری پایدار بدل گشته است؛ بی‌آن که نیرویی بازدارنده بتواند این روند را مهار کند. همه این اقدامات با نام «امنیت» توجیه می‌شود؛ امنیتی که معنای آن به سطحی صرفاً نظامی و پولیسی فروکاسته شده است.

اسطوره امنیت
روح زمانه امروز بی‌تردید امنیت‌محور است. خوزه آنتونیو کاست، سیاستمدار راست‌گرای تندرو اهل چیلی، در شب پیروزی انتخاباتی‌اش اعلام کرد: «بدون امنیت، صلحی وجود ندارد؛ بدون صلح، دموکراسی وجود ندارد و بدون دموکراسی، آزادی وجود ندارد.» این لفاظی‌ها یادآور کارزارهای تهاجمی مشابه در دیگر نقاط جهان است: از سیاست‌های نایب بوکله در السالوادور تا قتل‌های فراقضایی دولت ترامپ در سواحل ونزویلا، و نیز تشدید قوانین کیفری در ایتالیا و سویدن. در فرانسه نیز مقامات سابق وزارت داخله با هشدارهای مکرر، این گفتمان را تقویت می‌کنند.

این مواضع که زمانی در انحصار راست محافظه‌کار بود، اکنون بخش بزرگی از طیف سیاسی را دربر گرفته است. رسانه‌ها نیز با تمرکز بر دو موضوع پربازدید ـ بزهکاری و مهاجرت ـ این گفتمان را بازتولید می‌کنند. هر انتقادی از این روند فوراً «غیرمسوولانه» خوانده می‌شود. با این حال، داده‌های مربوط به بزهکاری ـ جز در مواردی بسیار محدود ـ نشان‌دهنده ثبات یا حتی کاهش آن است. این واقعیت، ادعای «تمدن‌زدایی» را که امانوئل مکرون مطرح کرده بود، بی‌اعتبار می‌کند، اما این داده‌ها در برابر قدرت اسطوره امنیت چندان شنیده نمی‌شود.

تحول تاریخی مفهوم امنیت
در روند شکل‌گیری دولت‌های مدرن، امنیت سه بُعد مکمل داشت: نظامی، پولیسی و حقوقی. امنیت نظامی برای مقابله با تهدیدات وجودی بود؛ امنیت پولیسی نظم اجتماعی و حفاظت از اموال و اشخاص را تضمین می‌کرد و امنیت حقوقی با جهان‌شمولی قانون، استقلال قضا و تضمین آزادی‌ها و برابری، بنیان دولت مدرن را شکل می‌داد.

اگرچه منتقدانی مانند مارکس و بنیامین نشان داده بودند که قانون بیشتر حافظ منافع طبقات مالک است، اما در قرن‌های نوزدهم و بیستم، قدرت‌گیری طبقات فرودست و شکل‌گیری اتحادیه‌ها و احزاب کارگری، دامنه امنیت حقوقی را گسترش داد. این روند به پیدایش امنیت اجتماعی و دولت رفاه انجامید؛ امنیتی که هدفش کاهش خطرات زندگی ـ از بیکاری و بیماری تا پیری و فقر ـ بود.

فرسایش امنیت اجتماعی
اما جهانی‌سازی بازارها، سلطه سرمایه‌داری مالی و رقابت فزاینده شرکت‌ها، این ساختارها را تضعیف کرده است. سیاست‌های نئولیبرالی با شعار «مقررات‌زدایی» و «انعطاف‌پذیری» عملاً ناامنی را گسترش داده‌اند. کاهش مالیات‌ها و افزایش بدهی دولت‌ها بهانه‌ای برای ریاضت اقتصادی شده و خدمات عمومی رو به زوال گذاشته است. نتیجه، گسترش فقر و نابرابری در درآمد، سلامت و حتی امید به زندگی است.

این ناامنی اجتماعی گسترده، بستر اصلی گفتمان امنیت‌محور امروز است. ترس از آینده، افراد را منزوی می‌کند و توان اقدام جمعی را کاهش می‌دهد. رقابت بر سر منابع محدود ـ کار، مسکن، مزایا ـ زمینه‌ای برای پذیرش اسطوره امنیت فراهم می‌کند و ترس از آینده را به ترس از «دیگری» تبدیل می‌سازد.

اسطوره‌سازی و دشمن‌سازی
ارنست کاسیرر یادآور می‌شود که اسطوره‌ها در دوره‌های بحران رشد می‌کنند؛ زیرا وعده کنترل بر جهانی نامطمئن را می‌دهند و دشمنانی مشخص معرفی می‌کنند. در گفتمان عمومی امروز، پناهندگان به «پناهجویان جعلی» دریافت‌کنندگان کمک‌های اجتماعی به «کلاهبرداران بالقوه» و مسلمانان به «رادیکال‌ها» تبدیل شده‌اند. ارزش‌های همبستگی و برابری جای خود را به مسوولیت فردی، مجازات و رقابت داده‌اند.

در این چارچوب، امنیت نظامی و پولیسی بر سایر ابعاد امنیت غلبه یافته است. دشمنان جدید ـ از اسلام‌گرایی تا قاچاق مواد مخدر ـ به‌عنوان تجسم شر معرفی می‌شوند و اقدامات استثنایی علیه آنها توجیه می‌شود. سوء ظن از افراد فراتر رفته و گروه‌های اجتماعی را دربر گرفته است؛ از محله‌های فقیرنشین تا مهاجران و دریافت‌کنندگان خدمات اجتماعی.

نتیجه: جامعه‌ای قطبی و امنیتی
در حالی که امنیت اجتماعی و حقوقی در برخی حوزه‌ها پیشرفت کرده، در بسیاری زمینه‌ها عقب‌نشینی کرده است. مشروط شدن این امنیت‌ها، توان آنها برای ایجاد انسجام اجتماعی را کاهش داده و جامعه را قطبی‌تر کرده است. اسطوره امنیت با برجسته کردن تفاوت‌های جزئی میان محرومان، نقش ساختارهای نابرابری‌ساز را پنهان می‌کند و شهروندان را به «خوب» و «بد» تقسیم می‌کند.

ارنست کاسیرر فیلسوف برجسته آلمانی، هشدار می‌دهد که اسطوره‌ها تنها بر سطح اندیشه اثر نمی‌گذارند، بلکه در عمق احساسات نفوذ می‌کنند. در شرایط بی‌ثباتی و شکنندگی اجتماعی، موفقیت سیاسی گفتمان امنیت‌محور قابل درک است، اما نیروهای مترقی زمانی در بن‌بست قرار می‌گیرند که اهمیت امنیت اجتماعی را نادیده می‌گیرند. وعده امنیت، در ظاهر برای مقابله با فقر و بی‌ثباتی است، اما در عمل به تفرقه میان گروه‌هایی می‌انجامد که برای حفظ حمایت‌های جمعی تلاش می‌کنند.

واحد بین‌الملل – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا