اسلایدشوافغانستانامنیت و حوادثتحلیلتحلیل و ترجمهجنگحکومتسیاستمنطقه

طالبان در آینه رسانه‌های پاکستان؛ پیروزی در جنگ و شکست در حکومتداری

خبرگزاری دید: اختلافات طالبان نه تنها سیاسی و جناحی، بلکه قومی نیز هست. پشتون‌محوری قندهاری‌ها باعث محرومیت تاجیک‌ها، ازبک‌ها و هزاره‌ها از مناصب کلیدی شده و باعث افزایش نارضایتی در شمال کشور شده است. این اختلافات با تمرکز قدرت در دست چند خانواده و فساد ادعایی، توانایی رژیم را در اداره کشور و پاسخ به چالش‌های اقتصادی، امنیتی و اجتماعی کاهش داده است.

طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، توانستند پیروزی بزرگی در میدان جنگ به دست آورند، اما همان پیروزی به معنای موفقیت در حکومتداری نیست. رسانه‌های نزدیک به ارتش پاکستان از جمله تریبون، تمرکز خود را بر اختلافات درونی طالبان، رقابت جناحی، گسل‌های قبیله‌ای و ناکامی‌های مدیریتی گذاشته‌اند و این شکاف‌ها را به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای ثبات افغانستان و امنیت منطقه برجسته می‌کنند.

تریبون نوشته است که طالبان هرچند فروپاشیده نشده است، اما با فشارهای داخلی جدی روبه‌رو است. اختلافات درونی جنبش، که زمانی یک ائتلاف نسبتاً همگون از جنگجویان، روحانیون، طلاب و قبایل بود، اکنون علنی و رو به گسترش است. تضاد اصلی میان جناح روحانیت قندهاری و شبکه نظامی حقانی قرار دارد. قندهاری‌ها بر مشروعیت دینی و کنترل نهادهای سیاسی تمرکز دارند، در حالی که حقانی‌ها با اتکا به سابقه میدانی خود، خواستار سهم بیشتری در مدیریت اجرایی کشور هستند. تلاش‌ها برای آشتی، از جمله دیدار میان ملا هبت‌الله و سراج‌الدین حقانی، با مشاجره و تهدید پایان یافته و شکاف‌ها همچنان پابرجاست.

اختلافات بلافاصله پس از ورود طالبان به کابل آشکار شد. قندهاری‌ها تلاش کردند حقانی‌ها را از مناصب کلیدی محروم کنند، از جمله کنترل وزارت داخله و استخبارات، که در نهایت به تقسیم قدرتی انجامید که معاونان قندهاری بر وزارتخانه‌های تحت مدیریت حقانی‌ها نظارت داشتند. این فرمول، گرچه جناح‌ها را تا حدی آرام کرد، اما اختلافات ادامه یافت، از جمله تخریب مدرسه پدر سراج‌الدین در سال ۲۰۲۴ و سفر او به دوبی در ژانویه ۲۰۲۵ به دلیل نارضایتی از حاشیه‌نشینی.

این رقابت‌ها با تمایزات قبیله‌ای و ایدئولوژیک تشدید شده‌اند. حقانی‌ها از قبیله زدران و عمل‌گراتر هستند، در حالی که قندهاری‌ها از تبار محمدزایی و سخت‌گیر و ایدئولوژیک‌اند. سیاست‌های رادیکالی قندهاری‌ها، مانند ممنوعیت آموزش دختران، محدودیت رسانه‌ها و کنترل اینترنت، باعث شده میانه‌روها و جناح‌های عمل‌گرا، از جمله اعضای شبکه حقانی و چهره‌هایی چون شیرمحمد عباس استانکزی، به حاشیه رانده شوند.

علاوه بر اختلافات جناحی، خویشاوندسالاری و تمرکز قدرت در چند خانواده بانفوذ، از جمله خانواده‌های امیرخان متقی، شهاب‌الدین دلاور، ملا یوسف وفا و خاندان ملا عمر، باعث افزایش نارضایتی‌ها شده است. این تمرکز قدرت و منابع، رقابت بر معادن، مسیرهای تجاری و درآمدهای قاچاق مواد مخدر را شدیدتر کرده و حتی جناح قندهاری‌ها را نیز با چالش روبه‌رو ساخته است.

رهبر عالی طالبان، ملا هبت‌الله، با تمرکز شدید قدرت و مدیریت خردمدیریتی، بخش عمده تصمیم‌گیری‌ها را در دست دارد. دخالت مستقیم او حتی در سطح ولسوالی‌ها و وزارتخانه‌ها باعث شده که نارضایتی‌ها در سطوح دوم و سوم رهبری افزایش یابد. هرچند سخنگوی طالبان گزارش‌ها درباره اختلافات را تکذیب می‌کند، حملات گروه‌های مقاومت ملی (NRF) و جبهه آزادی افغانستان (AFF) نشان می‌دهد که این اختلافات واقعی و قابل بهره‌برداری هستند. تنها در دسامبر ۲۰۲۵، این گروه‌ها بیش از ۱۶ حمله انجام دادند که موجب کشته‌شدن ده‌ها جنگجوی طالبان شد.

اختلافات طالبان نه تنها سیاسی و جناحی، بلکه قومی نیز هست. پشتون‌محوری قندهاری‌ها باعث محرومیت تاجیک‌ها، ازبک‌ها و هزاره‌ها از مناصب کلیدی شده و باعث افزایش نارضایتی در شمال کشور شده است. این اختلافات با تمرکز قدرت در دست چند خانواده و فساد ادعایی، توانایی رژیم را در اداره کشور و پاسخ به چالش‌های اقتصادی، امنیتی و اجتماعی کاهش داده است.

پیامدهای منطقه‌ای نیز نگران‌کننده است. رسانه‌های پاکستانی تأکید می‌کنند که اگر این اختلافات به درگیری مسلحانه تبدیل شود، گروه‌های فرامنطقه‌ای مانند داعش، القاعده و تحریک طالبان پاکستان (TTP) ممکن است از وضعیت بهره‌برداری کنند و با جناح‌های مختلف طالبان همکاری کنند. این وضعیت نه تنها امنیت افغانستان، بلکه امنیت همسایگان به‌ویژه پاکستان را به خطر می‌اندازد.

در نهایت، گزارش تریبون نشان می‌دهد که طالبان پیروزی خود در میدان جنگ را با ناکامی در حکومتداری معاوضه کرده‌اند. اختلافات جناحی، رقابت‌های قبیله‌ای، تمرکز قدرت در خانواده‌ها، سیاست‌های سخت‌گیرانه و حاشیه‌راندن میانه‌روها، انسجام جنبش را تهدید می‌کند. رسانه‌های پاکستانی با برجسته کردن این شکاف‌ها، هم نگرانی امنیتی منطقه‌ای را منتقل می‌کنند و هم به نوعی عملیات روانی برای بزرگنمایی اختلافات داخلی طالبان انجام می‌دهند.

نویسنده: سلیمان صابر – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا