خبرگزاری دید: بلوچستان از نظر جغرافیایی و اقتصادی برای پاکستان اهمیت راهبردی دارد؛ بندر گوادر، بهعنوان هاب ترانزیتی و محور پروژههای توسعهای چینی موسوم به «یک کمربند، یک جاده» از اهمیت ویژهای برخوردار است. حملات هماهنگ به این مناطق میتواند پروژههای سرمایهگذاری خارجی و همکاریهای منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد و تصویر پاکستان را بهعنوان کشوری با امنیت پایدار تضعیف کند.

موج تازهای از حملات هماهنگ جدایی طلبان بلوچ به ۱۲ شهر ایالت بلوچستان پاکستان، شامل کویته، نوشکی، مستونگ، تُمپ، دالبندین و گوادر، بار دیگر توجه تحلیلگران منطقهای و امنیتی را به این ایالت حساس و استراتژیک جلب کرده است. عملیاتی که با عنوان «طوفان سیاه ۲٫۰» انجام شد، شامل انفجارهای پیدرپی، تیراندازیهای سنگین، حملات انتحاری و درگیریهای مستقیم میان نیروهای امنیتی و جدایی طلبان و شورشیان است. پیامدهای این حملات نه تنها ابعاد امنیتی، بلکه ابعاد سیاسی و اقتصادی عمیقی برای پاکستان و منطقه دارد.
بلوچستان، با وجود دارا بودن منابع طبیعی فراوان، موقعیت استراتژیک در کنار دریای عرب و مرز با ایران و افغانستان، همواره با مشکلات امنیتی و اقتصادی مواجه بوده است. سابقه طولانی جداییطلبی و حضور گروههای مسلح بلوچ نشان میدهد که نارضایتیها ریشه در محرومیت اقتصادی، ضعف حضور دولت مرکزی و سیاستهای تبعیضآمیز تاریخی دارد. حملات اخیر، با همزمانی در ۱۲ شهر مهم، نشان میدهد که افراد بلوچ توان عملیاتی قابل توجهی دارند و میتوانند هماهنگی میان گروههای مختلف خود ایجاد کنند؛ این امر، قدرت دولت مرکزی پاکستان در مدیریت بحرانهای امنیتی را به چالش جدی میکشد.
یکی از پیامدهای فوری این حملات، ایجاد اختلال در زیرساختهای حیاتی ایالت است. توقف فعالیت راهآهن و تصرف یا آسیب رساندن به پاسگاهها و مراکز امنیتی، اقتصاد محلی و جابهجایی کالا و مسافر را مختل کرده و نشاندهنده ضعف سیستمهای امنیتی و حفاظتی در برابر حملات هماهنگ است. این وضعیت میتواند نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی را افزایش دهد و شورشهای آینده را تشدید کند، زیرا مردم محلی اغلب در صف نخست آسیبهای ناشی از بیثباتی قرار میگیرند.
ابعاد سیاسی حملات اخیر نیز قابل توجه است. بلوچستان از نظر جغرافیایی و اقتصادی برای پاکستان اهمیت راهبردی دارد؛ بندر گوادر، بهعنوان هاب ترانزیتی و محور پروژههای توسعهای چینی موسوم به «یک کمربند، یک جاده» از اهمیت ویژهای برخوردار است. حملات هماهنگ به این مناطق میتواند پروژههای سرمایهگذاری خارجی و همکاریهای منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد و تصویر پاکستان را بهعنوان کشوری با امنیت پایدار تضعیف کند. به علاوه، واکنش نسبتاً کند و سکوت مقامات رسمی پاکستان تاکنون، ممکن است نارضایتیهای سیاسی و اجتماعی داخلی را تشدید کرده و مشروعیت دولت مرکزی را زیر سؤال ببرد.
از منظر امنیتی، این حملات نشان میدهد که نیروهای شورشی توانستهاند تاکتیکهای پیشرفته و هماهنگی منطقهای ایجاد کنند و از ضعفهای حفاظتی بهره ببرند. اگر دولت پاکستان نتواند پاسخ سریع و مؤثر به این موج حملات بدهد، احتمال گسترش ناآرامیها به مناطق دیگر و افزایش تلفات غیرنظامی و امنیتی وجود دارد. این وضعیت میتواند زمینه را برای مداخلات خارجی یا نفوذ گروههای فرامرزی فراهم کند، که در نهایت ثبات بلوچستان و کل پاکستان را به خطر میاندازد.
با توجه به این واقعیتها، آینده بلوچستان در گرو سه عامل کلیدی است: اول، افزایش توان عملیاتی و پاسخگویی نیروهای امنیتی با استفاده از فناوریهای نوین و مدیریت اطلاعاتی دقیق؛ دوم، توجه به مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم ایالت و کاهش نارضایتیهای تاریخی؛ سوم، تقویت روند سیاسی و گفتوگو با گروههای محلی برای یافتن راهحلهای مسالمتآمیز و کاهش جذابیت شورش و خشونت.
در نهایت، حملات همزمان به ۱۲ شهر بلوچستان تنها یک بحران امنیتی نیست، بلکه آزمونی برای حکومت مرکزی پاکستان و سیاستگذاران منطقهای است. آینده ایالت بلوچستان و مشروعیت دولت پاکستان، در درجه اول به توانایی آنها در مدیریت بحران، کاهش نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی و ایجاد ثبات پایدار در این منطقه حساس بستگی دارد. ناتوانی در این زمینه میتواند منجر به گسترش بیثباتی، افزایش حضور گروههای مسلح و کاهش سرمایهگذاری خارجی شود و بلوچستان را به یک نقطه حساس و پرخطر در جنوب آسیا تبدیل کند.
نویسنده: سلیمانصابر – خبرگزاری دید