نتایج یک نظرسنجی تازه خبرگزاری دید نشان میدهد که افکار عمومی، عقبنشینی دونالد ترامپ از اقدام نظامی علیه ایران را حاصل مجموعهای از عوامل امنیتی، سیاسی و راهبردی میدانند. این دادهها تصویری چندلایه از محاسبات پشتپرده در تصمیمگیری کاخ سفید ارائه میکند.

۱. ترکیب بازدارندگی ایران و فشارهای جهانی؛ مهمترین عامل (۳۰٪)
بیشترین سهم آراء به این تحلیل اختصاص یافته که عقبنشینی ترامپ نتیجه همزمان دو مؤلفه بوده است: یکی اقتدار و توان بازدارندگی ایران و دیگری فشارهای سیاسی و امنیتی بینالمللی بر واشنگتن.
این نگاه نشان میدهد که بخش قابل توجهی از پاسخدهندگان معتقدند تصمیم ترامپ نه صرفاً یک انتخاب تاکتیکی، بلکه نتیجه یک محاسبه پیچیده در برابر هزینههای سنگین منطقهای و جهانی ناشی از حمله نظامی به ایران بوده است.
۲. آگاهی از پیامدهای غیرقابل کنترل جنگ؛ دومین عامل اثرگذار (۲۹٪)
تقریباً یکسوم شرکتکنندگان بر این باورند که ترامپ بهخوبی از پیامدهای گسترده و غیرقابل پیشبینی یک جنگ تمامعیار با ایران آگاه بوده است.
این گروه معتقدند که ورود به چنین درگیریای میتوانست منطقه را به آشوب بکشاند، اقتصاد جهانی را دچار شوک کند و آمریکا را درگیر جنگی فرسایشی و پرهزینه سازد.
۳. قدرت دفاعی و بازدارندگی ایران؛ عامل مستقل و مهم (۲۸٪)
این بخش از پاسخدهندگان، توان نظامی و دفاعی ایران را بهعنوان دلیل اصلی عقبنشینی مطرح کردهاند.
از نگاه آنان، هزینههای احتمالی پاسخ ایران و توان ضربهزدن متقابل، تصمیمگیری نظامی را برای واشنگتن بسیار پرریسک کرده است.
۴. ناتوانی در جلب حمایت داخلی و بینالمللی؛ کمترین اما معنادار (۱۳٪)
گروهی دیگر معتقدند که ترامپ نتوانست حمایت کافی از سوی نهادهای داخلی آمریکا، متحدان اروپایی و بازیگران کلیدی منطقه بهدست آورد.
این تحلیل نشان میدهد که مشروعیتسازی برای اقدام نظامی، یکی از چالشهای جدی کاخ سفید و به نوبه خود مانع اقدام او برای حمله به ایران بوده است.
جمعبندی
برآیند این نظرسنجی نشان میدهد که افکار عمومی، عقبنشینی ترامپ از حمله نظامی به ایران را نه یک تصمیم لحظهای، بلکه نتیجه ترکیبی از بازدارندگی ایران، فشارهای بینالمللی و محاسبات سنگین هزینه ـ فایده میدانند.
این دادهها نشان میدهد که درک عمومی از بحرانهای ژئوپلیتیک، بهسمت تحلیلهای چندعاملی و واقعگرایانه حرکت کرده است.