کارکرد «انتظار موعود» در عصر بحران و بنبست
خبرگزاری دید: انتظار موعود در چنین فضایی نقش یک چارچوب معنایی را بازی میکند؛ چارچوبی که آینده را قابل پیشبینی و قابل اعتماد میسازد، رنجهای امروز را در یک روایت کلان قابل فهم قرار میدهد و احساس بیهدفی را به امید و هدفمندی تبدیل میکند.

در جهانی که هر روز با جنگهای فرساینده، فقر ساختاری، بیثباتی سیاسی، بحران هویت و ناامنی روانی دستوپنجه نرم میکند، مفهوم «انتظار موعود» به یکی از مهمترین موضوعات اندیشه اجتماعی و الهیاتی تبدیل شده است؛ زیرا انتظار، برخلاف تصور سطحی، حالتی منفعلانه یا صرفاً احساسی برای منتظران ظهور منجی موعود نیست، بلکه یک نیروی اجتماعی، روانی و تمدنی است که میتواند در دل آشوب و اضطراب، معنا و مبنا و جهت و جایگاه ایجاد کند.
انتظار؛ سازوکار معنابخشی در جهانی بیمعنا
بحرانهای معاصر بیش از هر چیز، بحران معنا هستند. انسان امروز در میان انبوه اطلاعات، سرعت تحولات و فروریختن ارزشهای سنتی، با نوعی «سرگشتگی وجودی» مواجه است. انتظار موعود در چنین فضایی نقش یک چارچوب معنایی را بازی میکند؛ چارچوبی که آینده را قابل پیشبینی و قابل اعتماد میسازد، رنجهای امروز را در یک روایت کلان قابل فهم قرار میدهد و احساس بیهدفی را به امید و هدفمندی تبدیل میکند. این معنابخشی، نه یک توهم، بلکه یک سازوکار روانشناختی و اجتماعی است که در طول تاریخ، جوامع را در برابر فروپاشی درونی مقاوم کرده است.
انتظار؛ موتور اخلاقی در عصر خشونت
وقتی جهان به سمت بیرحمی، رقابت افراطی و خشونت ساختاری میرود، انتظار موعود یک اخلاق مقاومت ایجاد میکند. این اخلاق بر چند اصل استوار است: پایبندی به عدالت حتی در شرایط بیعدالتی، حفظ کرامت انسان حتی در زمانهای که انسانزدایی رایج است و امید به اصلاح جهان، نه تسلیم به فساد آن. انتظار، انسان را از تبدیل شدن به بخشی از چرخه خشونت بازمیدارد و او را به کنشگری اخلاقی دعوت میکند. این همان چیزی است که بسیاری از متفکران آن را «اخلاق مهدوی» یا «اخلاق انتظار» نامیدهاند.
انتظار؛ نیرویی برای پایداری روانی در برابر ناامنی
در دورهای که اضطراب جمعی، افسردگی اجتماعی و احساس بیثباتی به پدیدههای فراگیر تبدیل شدهاند، انتظار موعود یک سپر روانی ایجاد میکند. این سپر بر پایه چند سازوکار عمل میکند: ایجاد احساس کنترل در جهانی غیرقابل کنترل، تقویت تابآوری در برابر رنجها و شکستها و کاهش احساس تنهایی از طریق پیوند با یک آینده مشترک. به همین دلیل، انتظار نه یک فرار روانی، بلکه سازوکاری برای بقا است که انسان را در برابر فشارهای خردکننده جهان مدرن، مقاوم میسازد.
انتظار؛ عامل هویتسازی در عصر بیهویتی
یکی از بحرانهای بزرگ امروز، بحران هویت است. انسان معاصر میان هویتهای متکثر، سیال و گاه متناقض گرفتار شده است. انتظار موعود، یک هویت پایدار و جهتدار ارائه میدهد؛ هویتی که بر عدالت، معنویت و اصلاح جهان استوار است، هویتی که فرد را به یک جامعه جهانیِ منتظر پیوند میدهد و گذشته، حال و آینده را در یک روایت منسجم جمع میکند. این هویت، برخلاف هویتهای مصرفی و زودگذر، ریشهدار، پایدار و معنادار و به همان میزان، معنابخش به حیات جمعی و فردی است.
انتظار؛ نیرویی برای مقاومت اجتماعی و سیاسی
انتظار موعود در تاریخ، بارها به عنوان یک نیروی مقاومت در برابر ظلم و استبداد عمل کرده است. این انتظار، مردم را از پذیرش وضع موجود بازمیدارد، به آنان جرئت اعتراض و اصلاح میدهد، ساختارهای ناعادلانه را موقتی و قابل تغییر نشان میدهد. به همین دلیل، انتظار یک نیروی سیاسیِ رهاییبخش است، نه عاملی برای انفعال و استیصال.
انتظار؛ موتور حرکت تمدنی
در نگاه تمدنی، انتظار موعود یک نیروی پیشبرنده است. جامعه منتظر، جامعهای است که خود را برای آیندهای بهتر آماده میکند، به سمت عدالت، علم، اخلاق و پیشرفت حرکت میکند و از رکود، یأس و بیعملی دوری میکند.
انتظار، یک پروژه تمدنی است؛ پروژهای که هدف آن ساختن جهانی است که با ظهور موعود همخوان باشد.
انتظار؛ پیونددهنده فرد و جمع
در عصر فردگرایی افراطی، انتظار موعود یک پیوند اجتماعی ایجاد میکند. این پیوند، افراد را حول یک آرمان مشترک متحد میکند، احساس مسئولیت جمعی را تقویت میکند، شکافهای اجتماعی را کاهش میدهد. انتظار، یک «سرمایه اجتماعی» تولید میکند که در زمانه بحران، حیاتی است.
جمعبندی
انتظار موعود در عصر بحران، نه یک پناهگاه خیالی، بلکه یک نیروی واقعی و مؤثر است که معنا میبخشد، اخلاق میسازد، هویت ایجاد میکند، تابآوری روانی را تقویت میکند، مقاومت اجتماعی را سامان میدهد و جامعه را به سمت آیندهای بهتر هدایت میکند
در جهانی که هر روز بیشتر در گرداب بیثباتی فرو میرود، انتظار موعود میتواند همان نیرویی باشد که انسان را از فروپاشی درونی و اجتماعی نجات میدهد و او را به کنشگری امیدبخش و سازنده دعوت میکند.
نویسنده: راحل موسوی – خبرگزاری دید