اسلایدشوتحلیلتحلیل و ترجمهسیاستمنطقه

انقلاب اسلامی ایران؛ تجربه‌ای متفاوت از مشارکت مردمی در منطقه

خبرگزاری دید: رهبری انقلاب نقش مهمی در جهت‌دهی به انرژی مردمی ایفا کرد. صورت‌بندی مطالبات متنوع اجتماعی در قالب مفاهیمی چون استقلال، آزادی و نفی سلطه خارجی، زبان مشترکی میان اقشار مختلف جامعه ایجاد کرد. این گفتمان مشترک، مانع از پراکندگی اعتراضات شد و به حرکت مردمی انسجام و جهت مشخص بخشید. به همین دلیل، مشارکت مردمی توانست از مرحله اعتراض فراتر رود و به یک خواست سیاسی منسجم تبدیل شود.

انقلاب اسلامی ایران؛ تجربه‌ای متفاوت از مشارکت مردمی در منطقه

انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ یکی از متفاوت‌ترین نمونه‌های تحول سیاسی در منطقه غرب آسیا به شمار می‌آید که با اتکا به مشارکت گسترده مردمی به پیروزی رسید. در منطقه‌ای که تغییر قدرت اغلب از مسیر کودتا، مداخله خارجی یا توافق نخبگان سیاسی رقم خورده است، انقلاب اسلامی الگویی متفاوت ارائه کرد و نشان داد که مردم می‌توانند نقش اصلی را در تغییر سرنوشت سیاسی خود ایفا کنند. همین ویژگی، این انقلاب را به تجربه‌ای متمایز و قابل تأمل در معادلات منطقه‌ای تبدیل کرده است.

در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، نارضایتی عمومی از ساختار سیاسی حاکم به‌تدریج در میان اقشار مختلف جامعه گسترش یافت. تمرکز قدرت، محدودیت‌های سیاسی، وابستگی به قدرت‌های خارجی و شکاف‌های عمیق اجتماعی و اقتصادی، زمینه‌هایی را فراهم کرد که اعتراض از سطح نخبگان فراتر رود و به مطالبه‌ای عمومی تبدیل شود. روحانیان، بازاریان، دانشجویان، کارگران و طبقه متوسط شهری، هر یک با انگیزه‌ها و دغدغه‌های متفاوت، در یک خواست مشترک برای تغییر وضع موجود به هم رسیدند.

ویژگی مهم این مشارکت مردمی، پیوند میان هویت دینی و کنش سیاسی بود که در بستر جامعه ایران شکل گرفت. مساجد، هیئت‌های مذهبی و مناسبت‌های دینی، به فضاهایی برای گفت‌وگو، بسیج اجتماعی و سازمان‌دهی اعتراضات تبدیل شدند. این شبکه‌های اجتماعیِ ریشه‌دار، امکان مشارکت گسترده و مداوم مردم را فراهم کردند و انقلاب را از یک حرکت مقطعی به یک جریان پایدار اجتماعی بدل ساختند. در این چارچوب، مردم نه به‌عنوان تماشاگر، بلکه به‌عنوان کنشگران فعال در صحنه حضور داشتند.

حضور مردم در روند انقلاب، تنها به راهپیمایی‌های خیابانی محدود نماند و اشکال متنوعی از کنش جمعی را دربر گرفت. اعتصابات گسترده در بخش‌های مختلف، نافرمانی‌های مدنی و مقاومت اجتماعی، ساختار قدرت پیشین را به‌تدریج تضعیف کرد و هزینه‌های استمرار وضع موجود را افزایش داد. تداوم این مشارکت، نشان‌دهنده آن بود که انقلاب اسلامی ایران حاصل یک موج احساسی زودگذر نیست، بلکه نتیجه یک فرآیند آگاهانه و تدریجی بسیج اجتماعی است.

در این میان، رهبری انقلاب نقش مهمی در جهت‌دهی به انرژی مردمی ایفا کرد. صورت‌بندی مطالبات متنوع اجتماعی در قالب مفاهیمی چون استقلال، آزادی و نفی سلطه خارجی، زبان مشترکی میان اقشار مختلف جامعه ایجاد کرد. این گفتمان مشترک، مانع از پراکندگی اعتراضات شد و به حرکت مردمی انسجام و جهت مشخص بخشید. به همین دلیل، مشارکت مردمی توانست از مرحله اعتراض فراتر رود و به یک خواست سیاسی منسجم تبدیل شود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نیز نقش مردم در تعیین سرنوشت سیاسی این کشور ادامه یافت. برگزاری همه‌پرسی و تأکید بر رأی عمومی برای تعیین نظام سیاسی، بازتاب تداوم همان منطق مشارکت مردمی بود. هرچند مسیر پس از انقلاب اسلامی با چالش‌ها و پیچیدگی‌های متعددی همراه شد، اما اصل اتکا به مردم به‌عنوان منبع مشروعیت سیاسی، همچنان به‌عنوان یکی از ارکان نظام جدید مورد توجه قرار گرفت.

برای مخاطبان منطقه‌ای، انقلاب اسلامی ایران از آن جهت اهمیت دارد که الگویی متفاوت از تغییر سیاسی را به نمایش گذاشت. این تجربه نشان داد که در برابر الگوهای رایج انتقال قدرت در منطقه، امکان شکل‌گیری تحولاتی مبتنی بر مشارکت مردمی و بسیج اجتماعی وجود دارد. از همین رو، انقلاب اسلامی ایران نه‌تنها یک رویداد ملی، بلکه تجربه‌ای اثرگذار در شکل‌دهی به گفتمان‌های سیاسی و اجتماعی منطقه محسوب می‌شود.

در نهایت، انقلاب اسلامی ایران را می‌توان نمونه‌ای دانست که نشان داد قدرت مردم، در صورت سازمان‌یافتگی و انسجام، قادر است معادلات تثبیت‌شده قدرت را به چالش بکشد. این تجربه تاریخی، همچنان به‌عنوان یک مرجع تحلیلی برای فهم نقش مردم در تحولات سیاسی منطقه باقی مانده است و اهمیت مشارکت مردمی را در تغییر مسیر تاریخ برجسته می‌سازد.

نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا