خبرگزاری دید: یکی از ویژگیهای مهم گفتمان انقلاب اسلامی ایران، ظرفیت آن برای تغییر معادلات اجتماعی و سیاسی در سطح وسیع است. انقلاب اسلامی به اقشار کمدرآمد و مردم از طبقات پایینتر این فرصت را داد که خود را به عنوان یک نیروی اجتماعی قدرتمند در دنیای سیاست معرفی کنند.

انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ یکی از مهمترین تحولات قرن بیستم بود که نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی تأثیرات عمیقی برجای گذاشت. در این میان، یکی از مفاهیم کلیدی که در توصیف این انقلاب مورد استفاده قرار گرفت، مفهوم «انقلاب مستضعفان» بود. اما این گفتمان در ایران چگونه شکل گرفت؟ چه عواملی باعث شد که گروههای مختلف اجتماعی، از جمله اقشار کمدرآمد و پایینتر از طبقات بالای اجتماعی، به عنوان پیروان اصلی انقلاب شناخته شوند؟ در این یادداشت قصد داریم به این سوالات پاسخ دهیم و نگاهی بیرونی به آنچه در ایران رخ داد، داشته باشیم.
اگر بخواهیم مفهوم «مستضعفان» را در چارچوب انقلاب اسلامی ایران تحلیل کنیم، باید به شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دهههای ۴۰ و ۵۰ اشاره کنیم. ایران در آن زمان شاهد شکافهای عمیق طبقاتی بود. در یک سو، طبقهای از نخبگان اقتصادی و سیاسی قرار داشتند که از حمایتهای حکومت پهلوی برخوردار بودند، و در سوی دیگر، بخش بزرگی از جمعیت که در فقر و حاشیهنشینی زندگی میکردند. این شکافها نه تنها در ابعاد اقتصادی بلکه در ابعاد فرهنگی و اجتماعی نیز مشهود بود.
واژه «مستضعف» در ادبیات دینی جمهوری اسلامی ایران ریشه دارد و غالباً به معنای طبقات ضعیف و محروم در جوامع بشری است. این مفهوم در سالهای منتهی به انقلاب به یکی از ارکان اصلی گفتمان آیتالله خمینی(ره) تبدیل شد. روحانیون با اتکا به آموزههای اسلامی، انقلاب را نه تنها یک حرکت ضد استبدادی، بلکه یک جنبش عدالتخواهانه در برابر طبقات مرفه و سلطنتی دانستند. این ایدئولوژی توانست بسیاری از اقشار کمدرآمد و مردم از طبقات پایینتر را که احساس میکردند از سوی حکومت مرکزی به حاشیه رانده شدهاند، جذب کند.
یکی از ویژگیهای منحصر به فرد انقلاب اسلامی ایران، توانایی رهبری دینی در بسیج گروههای مختلف اجتماعی بود. مساجد، هیئتها و دیگر نهادهای دینی به مکانهایی برای سازماندهی و فعالیتهای انقلابی تبدیل شدند. این فضاها نه تنها نقش معنوی بلکه نقش سیاسی نیز ایفا میکردند و بسیاری از مردم از اقشار مختلف، بهویژه کسانی که در حاشیههای شهری زندگی میکردند، به میدانهای مبارزه سیاسی فرا میخواندند.
در واقع، انقلاب اسلامی ایران، برخلاف دیگر انقلابهای دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ که عمدتاً از سوی طبقات نخبه و چپگرا هدایت میشد، بهطور گستردهای از سوی تودهها و اقشار کمدرآمد هدایت شد. در این راستا، گفتمان «مستضعفان» توانست طبقات کمدرآمد شهری و روستایی را با خود همراه کند. این گروهها که غالباً در نواحی حاشیهنشین زندگی میکردند، خود را به عنوان بخش بزرگی از قدرت اجتماعی میدیدند که میتوانند رژیم شاه را سرنگون کنند.
نکته جالب در این انقلاب این است که بسیاری از تحلیلگران غربی و نخبگان سیاسی در کشورهای دیگر، از جمله کشورهای منطقه، به شدت درک درستی از این انقلاب نداشتند. در حالی که بسیاری از جنبشهای انقلابی در دیگر کشورها معمولاً بر اساس ایدئولوژیهای چپگرایانه یا ملیگرایانه شکل میگرفتند، انقلاب ایران از ابتدا بهطور عمده یک حرکت دینی و فرهنگی بود که قدرت دین را به عنوان موتور محرکه تودهها در نظر میگرفت. این مسئله باعث شد تا نگاهها به انقلاب اسلامی ایران پیچیدهتر و متنوعتر شود.
از سوی دیگر، باید به تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی میان ایران و دیگر کشورهای اسلامی توجه کرد. در کشورهای همسایه، مانند افغانستان، انقلابها معمولاً از سوی گروههای مسلح و با تأکید بر مخالفت با استعمار یا استعمارگران خارجی شکل میگرفتند. اما در ایران، انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه یک جنگ مسلحانه باشد، یک مبارزه سیاسی و اجتماعی در برابر سلطنت و فساد داخلی بود. این تفاوتها باعث میشود که انقلاب اسلامی ایران یک پدیده منحصر به فرد در تاریخ انقلابها باشد.
یکی از ویژگیهای مهم گفتمان انقلاب اسلامی ایران، ظرفیت آن برای تغییر معادلات اجتماعی و سیاسی در سطح وسیع است. انقلاب اسلامی به اقشار کمدرآمد و مردم از طبقات پایینتر این فرصت را داد که خود را به عنوان یک نیروی اجتماعی قدرتمند در دنیای سیاست معرفی کنند. این مسئله میتواند برای دیگر جنبشهای اجتماعی، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، بهعنوان الگویی برای پیگیری مطالبات اجتماعی و اقتصادیشان باشد.
در نهایت، انقلاب اسلامی ایران و گفتمان «مستضعفان» نه تنها یکی از تحولهای مهم تاریخ معاصر ایران است، بلکه میتواند بهعنوان یک مدل برای دیگر جنبشهای اجتماعی در جهان عرب و مسلمان نیز شناخته شود. این انقلاب نشان داد که حتی در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران خارجی آن را غیرممکن میدانستند، یک گفتمان مذهبی–اجتماعی میتواند به نیروهای مردمی تکیه کرده و به پیروزی برسد.
انقلاب اسلامی ایران از زاویهی «انقلاب مستضعفان» نه تنها یک پدیده سیاسی بلکه یک گفتمان اجتماعی–مذهبی بود که توانست اقشار کمدرآمد و مردم از طبقات پایینتر را در بطن مبارزه برای تغییرات بنیادین قرار دهد. از بیرون مرزهای ایران، این انقلاب یک نمونه بینظیر از چگونگی بسیج گروههای اجتماعی در برابر رژیمهای دیکتاتوری است. در این معنا، انقلاب اسلامی ایران هم برای ناظران خارجی و هم برای کشورهای مشابه میتواند درسهایی بزرگ و قابل تأمل داشته باشد.
نویسنده: سلیمان صابر- خبرگزاری دید