انقلاب اسلامی ایران؛ نماد مبارزه بیامان با سلطهگری جهانی
خبرگزاری دید: جمهوری اسلامی ایران نهتنها بهعنوان یک حامی مهم در مبارزه با اسرائیل و دیگر قدرتهای استکباری شناخته شد، بلکه توانست با این رویکرد خود به کشورهای تحتفشار مانند سوریه، یمن و عراق نیز کمک کند تا در برابر سلطهگریهای جهانی مقاومت کنند. این امر باعث شد که جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یکی از رهبران جنبشهای مقاومت در سطح منطقه و حتی در سطح جهانی شناخته شود.

انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ نهتنها یک تغییر رژیم داخلی در ایران بود، بلکه نقطهعطفی در تاریخ معاصر جهان به شمار میرود. این انقلاب، به رهبری امام روحالله خمینی(ره)، با شعاری بنیادین و بر پایه اصول استقلال و آزادی شکل گرفت. در قلب انقلاب اسلامی، مخالفت با سلطهگری و استکبار جهانی نه تنها بهعنوان یک هدف، بلکه بهعنوان یک اصل استراتژیک قرار داشت. امام خمینی(ره) و پیروان انقلاب اسلامی باور داشتند که ایران باید از سلطه قدرتهای خارجی، بهویژه ایالات متحده و کشورهای غربی، رها شود و در مسیر استقلال حقیقی گام بردارد.
یکی از جنبههای بارز انقلاب اسلامی ایران، تأکید بر مخالفت با سلطهگری جهانی بود. امام خمینی(ره) در اندیشههای خود، سلطهجوییهای قدرتهای جهانی را محکوم کرد و این ایده را بهعنوان یکی از ارکان انقلاب اسلامی مطرح ساخت. سخنان ایشان در سالهای اولیه انقلاب، بهویژه شعارهای معروف مانند «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، بهوضوح نشان میدهند که انقلاب اسلامی ایران از ابتدا با سیاستهای استعماری غرب و شرق مخالفت داشت. امام خمینی(ره) علاوه بر مخالفت با حکومت شاهنشاهی که نماینده سلطه غرب در ایران بود، بهویژه بر علیه امپریالیسم غربی، بهویژه ایالات متحده، و نیز استعمارگرانی نظیر بریتانیا و اسرائیل ایستاد.
در واقع، امام خمینی(ره) بر این باور بودند که سلطهگری جهانی یکی از موانع اصلی پیشرفت و استقلال ملتهاست و از همین رو، ایجاد یک جمهوری اسلامی در ایران بهعنوان یک نمونه موفق از مبارزه با این سلطهگری میتواند الهامبخش دیگر ملتها باشد.
از انقلاب اسلامی تا محور مقاومت
مبارزه با سلطهگری جهانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به یک استراتژی ثابت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شد. تأسیس «محور مقاومت» بهعنوان یک مفهوم اساسی در دکترین سیاست خارجی ایران، نمود عملی این مبارزه بود. محور مقاومت که شامل گروههایی مانند حزبالله لبنان، حماس در فلسطین، و دیگر گروههای مخالف اسرائیل و سلطهگریهای غربی است، از همان روزهای اولیه انقلاب اسلامی شکل گرفت و در دهههای بعد بهطور فزایندهای تقویت شد.
جمهوری اسلامی ایران نهتنها بهعنوان یک حامی مهم در مبارزه با اسرائیل و دیگر قدرتهای استکباری شناخته شد، بلکه توانست با این رویکرد خود به کشورهای تحتفشار مانند سوریه، یمن و عراق نیز کمک کند تا در برابر سلطهگریهای جهانی مقاومت کنند. این امر باعث شد که جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یکی از رهبران جنبشهای مقاومت در سطح منطقه و حتی در سطح جهانی شناخته شود.
مبارزه با سلطهگری جهانی در سیاست داخلی جمهوری اسلامی ایران نیز تجلی یافته است. ایران پس از انقلاب اسلامی، بهطور مستمر در تلاش بوده تا از سلطهجوییهای اقتصادی و سیاسی کشورهای غربی رهایی یابد. مهمترین نمونههای این امر، مقابله با تحریمهای اقتصادی، اقدام در جهت توسعه صنایع داخلی و خودکفایی، و تقویت بخشهای مختلف اقتصادی کشور بهویژه در عرصه انرژی هستهای است.
در عرصه بینالمللی نیز ایران همواره سیاستهای ضد استکباری خود را دنبال کرده است. از آن زمان که ایران بهطور رسمی تحت تحریمهای شدید اقتصادی قرار گرفت، تاکتیک مقاومت در برابر فشارهای غربی بیش از پیش تقویت شد. سیاستهای ایالات متحده در سالهای اخیر، نظیر خروج از توافق هستهای (برجام) و تحریمهای جدید، این روند را تسریع کرده است. با این حال، ایران توانسته است با اعمال سیاستهای مبتنی بر استقلال اقتصادی، ایجاد روابط با کشورهای غیرغربی، و تقویت جبهه مقاومت، از فشارهای خارجی تا حد زیادی عبور کند.
با همه موفقیتهایی که جمهوری اسلامی ایران در راستای مبارزه با سلطهگری جهانی بهدست آورده، این سیاستها بدون چالش نبودهاند و همواره برخی منتقدان داخلی و خارجی، برخی از ابعاد استکبارستیزی را بهویژه در زمینههای اقتصادی و دیپلماتیک، مورد نقد قرار دادهاند.
با این حال، انقلاب اسلامی ایران بهعنوان یک نماد برجسته از مبارزه بیامان با سلطهگری جهانی، به دنیای امروز همچنان پیامهایی قدرتمند ارسال میکند. این انقلاب در گذشته نهتنها در مبارزه با استبداد داخلی و فساد آن زمان در ایران بلکه در مقابله با سلطهجوییهای قدرتهای بزرگ جهانی موفق بوده است. استکبارستیزی در ایران بهعنوان یک اصل بنیادین، همچنان در سیاستهای داخلی و خارجی این کشور جریان دارد و تأثیر آن در دنیای معاصر بهویژه در خاورمیانه همچنان ادامه دارد.
این مبارزه برای استقلال و عزت ملتها، و مقابله با سیاستهای استعماری و سلطهگرایانه، نهتنها به یک رویکرد ملی، بلکه به یک جنبش جهانی تبدیل شده است که میتواند الهامبخش سایر ملتها در مبارزه با سلطهگری باشد.