نقش انقلاباسلامی در تغییر سبک زندگی و تربیت نسلهای خودباور
خبرگزاری دید: انقلاب اسلامی با بازتعریف سبک زندگی، نخستین ضربه را به «انفعال تاریخی» زد. در نگاه ما همسایگان، بزرگترین دستاورد این انقلاب، تربیت نسلی بود که سبک زندگی خود را نه بر اساس الگوهای تحمیلی شرق و غرب، بلکه بر پایه «خودباوری معنوی» بنا کرد. این انقلاب به انسانِ مسلمانِ منطقه یاد داد که میان «دینداری» و «تجدد» تقابلی نیست؛ بلکه میتوان با حفظ ریشههای ایمانی، به قلههای دانش و مدیریت مدرن دست یافت.

به عنوان یک روزنامهنگار افغانستانی که از جغرافیای پرآشوب و رنجدیده همسایه به تحولات ایران مینگرم، انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ را نه فقط یک رخداد سیاسی داخلی، بلکه آغازگر یک دگرگونی عمیق در «کیفیت انسانی» منطقه میبینم. برای ما که در افغانستان سالها با بحران هویت و مداخلات خارجی دستوپنجه نرم کردهایم، مفهوم «انسانسازی» در انقلاب اسلامی، معنایی فراتر از شعار دارد؛ این مفهوم به معنای تولد انسانی است که آموخت چگونه در میانهی آوارها، روی پای خود بایستد.
انقلاب اسلامی با بازتعریف سبک زندگی، نخستین ضربه را به «انفعال تاریخی» زد. در نگاه ما همسایگان، بزرگترین دستاورد این انقلاب، تربیت نسلی بود که سبک زندگی خود را نه بر اساس الگوهای تحمیلی شرق و غرب، بلکه بر پایه «خودباوری معنوی» بنا کرد. این انقلاب به انسانِ مسلمانِ منطقه یاد داد که میان «دینداری» و «تجدد» تقابلی نیست؛ بلکه میتوان با حفظ ریشههای ایمانی، به قلههای دانش و مدیریت مدرن دست یافت.
این تغییر سبک زندگی، از زندگیهای تجملاتی و وابسته، به سمت سادهزیستیِ کنشگرانه حرکت کرد. برای یک ناظر افغانستانی، دیدن نسلی که در ایران از دل محرومیتها برخاسته و به نخبگان علمی و فناوری تبدیل شدهاند، گواه این مطلب است که «کارخانه انسانسازی» انقلاب، موفق شده است «اراده» را جایگزین «ناامیدی» کند.
سبک زندگی که انقلاب اسلامی ترویج کرد، مبتنی بر مفهوم «ما میتوانیم» بود. این روحیه، تنها محصور در مرزهای ایران نماند. تربیت نسلهای خودباور در ایران، به نخبگان و جوانان افغانستانی و دیگر کشورهای منطقه این پیام را صادر کرد که استقلال، هزینه دارد اما ممکن است.
وقتی میبینیم چگونه یک جوان ایرانی در آزمایشگاههای نانو یا در عرصههای مدیریت بحران، بدون چشمداشت به کمکهای بینالمللی، بنبستشکنی میکند، در واقع شاهد خروجیِ همان مکتب تربیتی هستیم که انقلاب اسلامی بنیان گذاشت. این نسل، برخلاف الگوهای مصرفگرای غربی، تعریف جدیدی از «رفاه» ارائه داد؛ رفاهی که در آن «خدمت به خلق» بخشی از سبک زندگی روزمره است، نه یک فعالیت حاشیهای.
از زاویه دید یک خبرنگار همسایه، «انسانِ انقلاب اسلامی» کسی است که درد همسایه را درد خود میداند. تغییر سبک زندگی به سوی «مسئولیتپذیری فراملی»، یکی از درخشانترین ثمرات این تحول است. حضور نسلهای پرورده در این مکتب در عرصههای مهاجرت، همدلی با پناهجویان و ایستادگی در برابر افراطگرایی، نشاندهنده تربیت انسانی است که هویت خود را در پیوند با امت اسلامی تعریف میکند.
امروز نسلهای جدید در ایران، با وجود تمام فشارهای اقتصادی و رسانهای، همچنان حامل ژنِ «خودباوری» هستند. این نسل ثابت کرده است که سبک زندگی برآمده از انقلاب اسلامی، یک الگوی پویاست که میتواند در برابر طوفانهای فرهنگی عصر جدید، هویت خود را حفظ کرده و حتی به الگویی برای جوانان در کابل، بغداد و بیروت تبدیل شود.
انقلاب اسلامی ایران با تبدیل کردن «انسانِ وابسته» به «انسانِ خودباور»، مسیر تاریخ منطقه را تغییر داد. برای ما در افغانستان، این تجربه درسهای بزرگی دارد؛ اینکه کلید تغییر در جوامع ما، نه در دستان قدرتهای خارجی، بلکه در تحولِ جانی و فکری انسانهایی است که به کرامت خود ایمان آوردهاند. میراث ماندگار این انقلاب، نه فقط در ساختارها، بلکه در قلبها و ارادههای نسلی است که آموخته است آرمانخواهی را با واقعگرایی پیوند بزند و در این مسیر، هرگز از پا ننشیند.
نویسنده: واعظی – خبرگزاری دید