اجتماعادبیاتافغانستاندسته بندی نشدهفرهنگ و هنرگزارش

معرفی ۶ شاعر زن افغانستان| ادبیات افغانستان در قاب زنانه؛ روایت رنج، مقاومت و آفرینش

خبرگزاری دید: ادبیات افغانستان در گستره تاریخ، همواره آیینه‌ای از رنج‌ها، امیدها، جنگ‌ها، مهاجرت‌ها و رؤیاهای مردم این سرزمین بوده است. در میان این روایت‌های بزرگ، صدای زنان شاعر افغانستان جایگاهی یگانه و درخشان دارد؛ زنانی که در دل سنت‌های سخت‌گیرانه، ساختارهای مردسالار، جنگ‌های طولانی، تبعیض‌های اجتماعی و محدودیت‌های فرهنگی، توانسته‌اند صدای مستقل خود را در شعر تثبیت کنند. شعر آنان نه‌تنها روایتگر درد زن افغانستانی است، بلکه حامل زیبایی، عشق، آگاهی، مقاومت و آفرینش نیز هست.

معرفی ۶ شاعر زن افغانستان| ادبیات افغانستان در قاب زنانه؛ روایت رنج، مقاومت و آفرینش

از رابعه بلخی در قرن چهارم تا شاعران معاصر، مسیر شعر زنانه افغانستان مسیری پرفرازونشیب اما پیوسته بوده است؛ مسیری که در آن زن افغانستانی از حاشیه به متن آمده و توانسته است بخشی از هویت ادبی این سرزمین را شکل دهد. این گزارش، مرور کوتاهی است بر زندگی و آثار شش شاعر برجسته زن افغانستان، همراه با نمونه‌هایی از شعر آنان.

  1. رابعه بلخی ـ مادر شعر پارسی
    رابعه بلخی، نخستین زن شاعر پارسی‌گو و یکی از درخشان‌ترین چهره‌های ادبیات کهن افغانستان است. او در بلخ زاده شد و در دوره سامانیان می‌زیست؛ دوره‌ای که رودکی نیز در آن می‌درخشید. رابعه در شعر، نقاشی، سوارکاری و هنرهای ظریفه مهارتی کم‌نظیر داشت و پدرش او را «زین‌العرب» می‌نامید.

داستان عشق او به بکتاش و قتل تراژیکش به دستور برادر، یکی از غم‌انگیزترین روایت‌های تاریخ ادبیات فارسی است. از او تنها چند قطعه و غزل باقی مانده، اما همین مقدار اندک، جایگاه او را در شعر و ادبیات این خطه، به‌عنوان نخستین زن شاعر پارسی‌گو تثبیت کرده است.

نمونه شعر
عشق او باز اندر آوردم به بند
کوشش بسیار نامد سودمند

عشق دریایی کرانه‌ناپدید
کی توان کردن شنا ای هوشمند

  1. مخفی بدخشی ـ بانوی نجیب‌زاده شعر پارسی
    شاه‌بیگم زیب‌النسا مخفی بدخشی، دختر میر محمودشاه عاجز، از خاندان امیران بدخشان بود. او در سال ۱۲۵۵ خورشیدی، زمانی که خانواده‌اش در تبعید سیاسی به‌سر می‌برد، در شهر تاشقرغان ولایت بلخ چشم به جهان گشود.

او از نوجوانی به شعر روی آورد و با آن که زندگی‌اش با تبعید گره خورده بود، اما این سرنوشت مانع شکوفایی استعدادش نشد.

وی در ۲۶ جدی ۱۳۴۲ خورشیدی، در شهر فیض‌آبادِ بدخشان در ۸۵ سالگی درگذشت. از مخفی بدخشی یک دیوان شعر بر جای مانده است.

نمونه شعر
نهاده داغ به دل‌های ناتوان مخفی
رسانده تیر خطاها به استخوان مخفی

به تصویر جمالش پنجه بهزاد می‌لرزد
ز تحریک دو زلف عنبرینش باد می‌لرزد

سپاه غمزه‌اش چون صف کشید در دامن جلغر
چو برگ بید سر تا پای فیض آباد می‌لرزد

  1. خالده فروغ ـ مهم‌ترین شاعر زن معاصر افغانستان
    خالده فروغ، متولد ۱۳۵۱ کابل، استاد دانشگاه کابل و عضو انجمن قلم افغانستان است. او سال‌ها در رادیو افغانستان فعالیت کرد و پس از سقوط کابل به دست طالبان در دهه نود میلادی، به پاکستان مهاجر شد و مجله ادبی «صدف» را منتشر کرد. پس از بازگشت به افغانستان، برنامه ادبی «کاخ بلند» را در یک تلویزیون خصوصی اجرا می‌کرد.

شعر او ترکیبی از نیمایی و کلاسیک است و مضامین آن شامل نقد اجتماعی، نفی جنسیت‌زدگی، روایت جنگ، امید و آگاهی است. آثارش به زبان‌های مختلف ترجمه شده و او را از چهره‌های تحول‌خواه شعر زنان افغانستان می‌دانند. خالده فروغ با زبانی استوار و تصویری، توانسته است بخش‌هایی از واقعیت تلخ جامعه افغانستان را در شعر بازتاب دهد.

نمونه شعر
ای زندگی صدای مرا تا خدا ببر
روح ترانه‌های مرا تا خدا ببر

تنگ‌اند کوچه کوچه دستان تو و من
دستی برآر و مای مرا تا خدا ببر

  1. محجوبه هروی ـ بانوی استوار هرات
    محجوبه هروی، زاده بادغیس، از نخستین زنان شاعر افغانستان در دوران معاصر است. او از کودکی نزد پدرش علوم دینی، ادبیات و خوشنویسی آموخت و از چهارده‌سالگی شعر گفتن را آغاز کرد.

زندگی او آمیخته‌ای از انزوا، تلاش و مقاومت بود. محجوبه، با وجود محدودیت‌های شدید اجتماعی و مخالفت همسرش، به نوشتن ادامه داد و دیوانی با سه هزار بیت از خود به‌جا گذاشت. او در نوشته‌هایش از محرومیت زنان، تنهایی، عشق، رنج و امید سخن گفته است.

نمونه شعر
شهر بر من تنگ شد، آهنگ صحرا می‌کنم
روی صحرا را ز اشک خویش دریا می‌کنم

نیستم زاغ و زغن تا مایل سفلی شوم
من همای اوج قدسم، میل بالا می‌کنم…

  1. حمیرا نکهت دستگیرزاده ـ شاعر مهاجرت، هویت و زن
    حمیرا نکهت دستگیرزاده، متولد کابل، یکی از برجسته‌ترین شاعران زن افغانستان است. او پس از تحصیل در رشته حقوق، سال‌ها در رادیو و تلویزیون افغانستان فعالیت کرد و سپس در بلغاریا دکترای ادبیات فارسی گرفت.

نکهت دستگیرزاده از بنیان‌گذاران انجمن ادبی «انشا» در هالند بود و آثارش در قالب‌های سپید و غزل، بازتابی از جنگ، مهاجرت، تبعیض و امید است. شعر او زبانی صمیمانه، تصویری و آکنده از دردهای زنانه دارد.

نمونه شعر
می خوانم
با گلوی آبشار
می‌مانم در برابر آیینه‌های خورشید
روشن و بی‌غبار
تا بهار

  1. لیلا صراحت روشنی ـ شاعر درد، تبعید و آگاهی
    لیلا صراحت روشنی، شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار، یکی از چهره‌های مهم ادبیات زنان افغانستان است. او در چاریکار، مرکز ولایت پروان زاده شد و سال‌ها در مجلات ادبی و فرهنگی افغانستان فعالیت کرد.

پس از تسلط طالبان، به پاکستان و سپس به هالند مهاجرت کرد و نشریه «حوا در تبعید» را منتشر ساخت. شعر او سرشار از تصویرهای تازه، اندیشه‌های ژرف و روایت‌های زنانه است. صراحت روشنی با زبانی صمیمانه و اندوهگین، تجربه زن افغانستانی را در دل تاریخ روایت می‌کند.

نمونه شعر
به فصل مرجاني شهادت، چه ناله‌خيز است زمين كابل
تداوم مرگ شعله‌بنياد، شكسته قلب غمين كابل

شكسته بال ستارگانش، شكسته است آن غرور سركش
فکنده اهريمنان ظلمت بساطش اندر كمين كابل

جنون شكوفد ز ديدگانم شرر چو بارد ز آسمانش
دويده خون نفير زاغان به جام شام حزين كابل…

جمع‌بندی
زنان شاعر افغانستان، از رابعه بلخی تا شاعران معاصر، نه‌تنها بخشی از تاریخ ادبیات این سرزمین‌اند، بلکه روایتگر تاریخ پنهان زنان افغانستان نیز هستند. آنان توانسته‌اند تجربه زن افغانستانی را وارد ادبیات رسمی کنند، علیه تبعیض، خشونت و جنگ صدا بلند کنند، روایت‌های تازه‌ای از عشق، هویت و آزادی بیافرینند و ادبیات افغانستان را در سطح جهانی مطرح کنند.

ادبیات زنانه افغانستان، ادبیات رنج نیست؛ ادبیات ایستادگی، آفرینش و امید است. این زنان، با قلم خود، تاریخ را بازنویسی کرده‌اند؛ تاریخی که در آن زن افغانستانی، نه فقط قربانی، بلکه خالق روایت نیز هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا