اسلایدشوتحلیلتحلیل و ترجمهتروریسمجهانسیاستمنطقه

دوبی؛ خطرناک‌تر از جزیره فساد آمریکا و قلب اقتصادی مثلث صهیونیسم عربی ـ عبری ـ غربی

خبرگزاری دید: اگر در جزیره اپستین، شبکه‌ای برای نفوذ به رهبران شکل گرفته بود، در دوبی نیز فضای مشابهی وجود دارد: یک مرکز مالی و اقتصادی که می‌تواند به‌عنوان نقطه اتصال سرمایه‌های جهانی به رژیم‌ها و جریان‌های سیاسی مختلف عمل کند. در این چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند سرمایه‌های ورودی به دوبی به منافع رژیم صهیونیستی یا شبکه‌های وابسته به آن بازمی‌گردد.

دوبی؛ خطرناک‌تر از جزیره فساد آمریکا و قلب اقتصادی مثلث صهیونیسم عربی ـ عبری ـ غربی

پرونده جفری اپستین در آمریکا، به نمادی از فساد ساختاری تبدیل شد؛ نمادی که نشان داد چگونه ثروت، نفوذ سیاسی و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند یک فرد را سال‌ها در حاشیه امن نگه دارند. این رسوایی، برای بسیاری از مردم جهان، نشانه‌ای از ضعف نظارت، مصونیت نخبگان و شکنندگی اخلاق در مرکز قدرت جهانی بود.

اما اگر بخواهیم این پدیده را به‌عنوان یک الگو بررسی کنیم، باید بدانیم که فساد ساختاری تنها مختص غرب نیست. برخی مراکز اقتصادی و مالی در خاورمیانه، به‌ویژه دوبی، به‌عنوان نقاطی با شفافیت محدود و روابط سیاسی–اقتصادی پیچیده، از سوی ناظران بین‌المللی به‌عنوان «مراکز خطرناک برای فحشا، فساد و پول‌شویی» معرفی شده‌اند. در این مقاله، این دو پدیده به‌صورت مقایسه‌ای بررسی می‌شوند تا نشان دهد چرا برخی تحلیلگران می‌گویند «دوبی خطرناک‌تر از جزیره فساد آمریکا است».

۱. شفافیت مالی: «مناطق خاکستری» در برابر «نهادهای مدعی پاسخگویی»
در آمریکا، پرونده اپستین در نهایت به سیستم قضایی سپرده شد و بخشی از ابعاد آن در رسانه‌ها و دستگاه قضایی آشکار شد. هرچند این پرونده نشان‌دهنده ضعف نظارت و برخوردهای نامتوازن است، اما حداقل یک روند قضایی و رسانه‌ای در آن فعال شد.
در مقابل، یکی از ویژگی‌های برجسته برخی مراکز مالی در خلیج فارس، از جمله دوبی، ضعف شفافیت در ساختار مالکیت و جریان سرمایه است. در این فضا، وجود شرکت‌های صوری، عدم الزام به افشای مالکیت نهایی، و امکان جابجایی سرمایه‌ها بدون رصد کامل، زمینه‌ساز فعالیت‌های مشکوک می‌شود. این موضوع نه به معنای اثبات جرم برای یک کشور، بلکه به معنای وجود «فضای خطرناک‌تر برای فساد» است.

۲. شبکه‌های نفوذ: «ارتباط با قدرت» در دو سطح
در پرونده اپستین، شبکه نفوذ او با چهره‌های سیاسی و اقتصادی در سطح جهانی نشان داد که فساد می‌تواند از طریق روابط شخصی و اجتماعی وارد ساختارهای قدرت شود.
در دوبی، مسئله مهم‌تر، ارتباط میان قدرت سیاسی، سرمایه‌گذاری خارجی و نقش این شهر در معادلات ژئوپولیتیک است. دوبی به دلیل موقعیت استراتژیک و زیرساخت‌های مالی، به نقطه اتصال سرمایه‌ها از شرق و غرب تبدیل شده و مرکز جذب سرمایه‌های مشکوک و اتاق خلوت برای چپاولگران و رهبران فراری و جنایتکاران تاریخ شده است. فحشا در دوبی کمتر از جزیره اپستین نیست؛ حاکم دوبی خود یکی از فارغان مکتب جفری اپستین است.

۳. ژئوپلیتیک و ائتلاف‌های منطقه‌ای: «مثلث قدرت» در خاورمیانه
یکی از ویژگی‌های مهم خاورمیانه امروز، شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید و بازآرایی ژئوپولیتیک است. روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل و قدرت‌های غربی، در چارچوب منافع استراتژیک و امنیتی شکل گرفته است. در این چارچوب، دوبی به‌عنوان یک مرکز اقتصادی و تجاری، نقش مهمی در شبکه‌های اقتصادی منطقه‌ای دارد.
این وضعیت باعث شده برخی تحلیلگران دوبی را «قلب اقتصادی مثلث صهیونیسم عربی-عبری-غربی» بنامند؛ یعنی نقطه‌ای که سرمایه، امنیت و سیاست در هم تنیده می‌شوند. وقتی سرمایه و امنیت در یک نقطه به هم می‌رسند، احتمال استفاده از آن برای اهداف سیاسی یا فشارهای پنهان افزایش می‌یابد.
دوبی امروز به شریان حیاتی رژیم اسرائیل تبدیل گردیده و اکثر پروژه‌های صهیونیستی در جهان اسلام به‌وسیله دوبی رهبری و هدایت می‌شود.

۴. درآمدهای جزیره فساد در آمریکا و مسیرهای قدرت
یک نکته مهم این است که درآمدهای حاصل از شبکه‌های فساد، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم در تقویت جریان‌های سیاسی و امنیتی مرتبط با صهیونیسم، به‌ویژه اسرائیل، هزینه می‌شود. درآمدهای دوبی نیز در خدمت مثلث صهیونیسم عبری، عربی و غربی قرار دارد.

۵. سرمایه‌های دوبی و مسیرهای ژئوپولیتیک
اگر در جزیره اپستین، شبکه‌ای برای نفوذ به رهبران شکل گرفته بود، در دوبی نیز فضای مشابهی وجود دارد:
یک مرکز مالی و اقتصادی که می‌تواند به‌عنوان نقطه اتصال سرمایه‌های جهانی به رژیم‌ها و جریان‌های سیاسی مختلف عمل کند.
در این چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند سرمایه‌های ورودی به دوبی به منافع رژیم صهیونیستی یا شبکه‌های وابسته به آن بازمی‌گردد.

۶. مصونیت نخبگان؛ خطر مشترک در شرق و غرب
هر دو پدیده، اپستین در آمریکا و نگرانی‌ها درباره مراکز مالی کم‌شفاف در خلیج فارس، به یک خطر مشترک اشاره دارند: مصونیت نخبگان.
در هر جایی که نخبگان سیاسی و اقتصادی از نظارت مستقل مصون باشند، فساد ساختاری شکل می‌گیرد و اعتماد عمومی از بین می‌رود.
در آمریکا، این مصونیت در قالب شبکه‌های نفوذ و تأثیر بر روند قضایی دیده شد.
در دوبی و برخی مراکز مشابه، مصونیت در قالب ضعف شفافیت و امکان جابجایی سرمایه بدون رصد کامل نمود پیدا می‌کند.

جان کلام:
فساد در هر جایی که باشد، فساد است؛ اما سطح خطر آن بسته به ساختار نظارتی و شفافیت متفاوت است. پرونده اپستین نشان داد که حتی در کشورهایی با ساختار قضایی پیشرفته، شبکه‌های فساد می‌توانند رشد کنند. اما در فضای کم‌شفاف‌تر، مانند برخی مراکز مالی منطقه‌ای، احتمال رشد این شبکه‌ها و فرار از نظارت بیشتر است.

اگر درآمدهای جزیره فساد در آمریکا به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم در تقویت برخی جریان‌های سیاسی یا امنیتی هزینه شود، و اگر سرمایه‌های ورودی به دوبی نیز به‌صورت نامشخص در مسیرهای ژئوپولیتیک جریان یابد، این نشان‌دهنده یک واقعیت است:

فساد و قدرت، در هر نقطه‌ای که شفافیت نباشد، می‌توانند به یک ابزار در خدمت منافع قدرت‌های بزرگ تبدیل شوند.

نویسنده: عبدالرؤوف توانا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا