خبرگزاری دید: پیام روشن است: پاکستان میخواهد نشان دهد که گزینه نظامی را به عنوان اهرمی برای فشار نگه داشته، اما همچنان به دنبال حل مسالمتآمیز اختلافهاست. این سیاست ترکیبی، یعنی هم بازدارندگی و هم گفتوگو، تلاش اسلامآباد برای مدیریت وضعیت بحرانی در مرزها و جلوگیری از تشدید تنشهاست.

روابط پاکستان و طالبان افغانستان در ماههای اخیر وارد مرحلهای حساس شده است؛ مرحلهای که در آن بیاعتمادی و نگرانیهای امنیتی قابل توجه است، اما کانالهای دیپلماتیک همچنان باز نگه داشته شدهاند. اسلامآباد بارها از فعالیت گروههای مسلح ضدپاکستانی که از خاک افغانستان علیه این کشور عمل میکنند، ابراز نگرانی کرده و هشدار داده که اگر کابل اقدامی برای مهار این گروهها نکند، گزینه نظامی روی میز خواهد بود. با این حال، مقامهای پاکستانی تأکید میکنند که اولویت آنها دیپلماسی است و درگیری نظامی تنها در صورت ضرورت و به عنوان آخرین گزینه اجرا خواهد شد.
این موضعگیری نشاندهنده یک راهبرد دوگانه است: از یک سو، پاکستان با مطرح کردن امکان اقدام نظامی، فشار امنیتی بر طالبان وارد میکند تا در کنترل گروههای مسلح همکاری بیشتری داشته باشند؛ و از سوی دیگر، با حفظ گفتوگوهای دیپلماتیک، تلاش میکند مانع تبدیل تهدیدها به درگیری گسترده شود. این رویکرد بیانگر واقعبینی اسلامآباد است؛ پاکستان نمیخواهد وارد جنگی طولانی و پرهزینه شود، اما حاضر هم نیست تهدیدهای امنیتی را نادیده بگیرد. به بیان دیگر، دیپلماسی در نگاه اسلامآباد تنها زمانی ارزشمند است که با اقدامات عملی و ملموس همراه باشد.
برای طالبان نیز شرایط پیچیده است. افغانستان تحت حکومت طالبان با مشکلات اقتصادی، سیاسی و بینالمللی گستردهای مواجه است و ایجاد تنش مستقیم با پاکستان میتواند اوضاع داخلی و روابط منطقهای را دشوارتر کند. با این حال، گروههای مسلح فعال در مناطق مرزی، بخشی از معادله داخلی و ایدئولوژیک طالبان هستند و مقابله با آنها تصمیمی ساده نیست. این واقعیت باعث شده که سطحی از ابهام و بیاعتمادی در روابط دو طرف تثبیت شود و پاکستان همواره نگران این باشد که تهدیدهای امنیتی ادامه یابد.
اظهارات اسلامآباد درباره ادامه دیپلماسی حتی در شرایط تنش را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. پیام روشن است: پاکستان میخواهد نشان دهد که گزینه نظامی را به عنوان اهرمی برای فشار نگه داشته، اما همچنان به دنبال حل مسالمتآمیز اختلافهاست. این سیاست ترکیبی، یعنی هم بازدارندگی و هم گفتوگو، تلاش اسلامآباد برای مدیریت وضعیت بحرانی در مرزها و جلوگیری از تشدید تنشهاست.
با این حال پرسش اصلی اینجاست که این وضعیت تا چه اندازه پایدار خواهد بود. دیپلماسی زمانی نتیجهبخش است که به تغییر رفتار طرف مقابل منجر شود. اگر از نگاه اسلامآباد تهدیدها ادامه یابد و نشانهای از اقدام واقعی کابل مشاهده نشود، اعتبار ابزارهای دیپلماتیک کاهش مییابد و احتمال اقدامات محدود نظامی افزایش پیدا میکند. چنین اقداماتی ممکن است به طور مستقیم به جنگ گسترده منجر نشوند، اما سطح تنش را بالا میبرند و امکان بروز واکنش متقابل طالبان را بیشتر میکنند. این چرخه فشار و واکنش، مدیریت روابط را برای هر دو طرف دشوار میکند و بیاعتمادی را عمیقتر میسازد.
علاوه بر این، تحولات منطقهای نیز نقش مهمی در این معادله دارند. کشورهای همسایه و بازیگران منطقهای هرگونه تغییر در روابط کابل و اسلامآباد را با دقت دنبال میکنند و هر اقدامی میتواند موازنه سیاسی و امنیتی در منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، پاکستان سعی میکند پیام مشخصی به ایران نیز منتقل کند: اسلامآباد از تصمیم تهران برای بهرسمیتشناسی طالبان به عنوان یک مسأله حاکمیتی یاد میکند و تلاش دارد وارد تنش یا فشار سیاسی بر تهران نشود. این نشان میدهد پاکستان در مدیریت روابط منطقهای، میخواهد میان مسائل امنیتی خود و حساسیتهای همسایگان توازن ایجاد کند.
در مجموع، روابط پاکستان و طالبان در بزنگاه اعتماد قرار دارد. دیپلماسی همچنان ادامه دارد، اما استمرار آن وابسته به اقدامات عملی دو طرف است. اگر همکاری در زمینه امنیت مرزی و کنترل گروههای مسلح تقویت شود، گفتوگو میتواند مانع تشدید بحران شود. اما اگر فاصله میان حرف و عمل باقی بماند، مسیر روابط ممکن است به سمت تنشهای جدیتر و اقدامات محدود نظامی حرکت کند. آینده این رابطه بیش از هر چیز به اراده دو طرف برای مدیریت عملی اختلافها و برقراری توازن میان فشار امنیتی و گفتوگوهای سیاسی بستگی دارد.
نویسنده: سلیمان صابر- خبرگزاری دید