خبرگزاری دید: از منظر حقوق بینالملل، این اقدام پاکستان نقض آشکار حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان است. هیچ قاعدهای در منشور ملل متحد یا حقوق بشردوستانه اجازه نمیدهد که یک کشور به بهانه تهدیدهای امنیتی، به صورت یکجانبه به مناطق مسکونی و مدارس دینی در خاک همسایه حمله کند. اینگونه رفتارهای تهاجمی، نه تنها تهدیدات امنیتی را کاهش نمیدهد، بلکه با ایجاد خشم و کینه در میان جوامع مرزی، بستر مناسبی را برای سربازگیری گروههای افراطی فراهم میکند.

شامگاه شنبه (۲ دلو ۱۴۰۴) آسمان ولایتهای ننگرهار و پکتیکا بار دیگر شاهد پرواز جنگندههایی بود که نه برای صلح، بلکه برای آوار کردن مرگ بر سر مردمی بیدفاع به پرواز درآمده بودند. حملات هوایی ارتش پاکستان به مناطقی در شرق افغانستان، بار دیگر تراژدی عمیقی را رقم زد که فراتر از بیانیههای نظامی و سیاسی، باید آن را یک جنایت انسانی تمامعیار دانست. در حالی که اسلامآباد مدعی است پناهگاههای گروههای تروریستی را با دقت هدف قرار داده، گزارشهای میدانی و تصاویر منتشر شده از ولسوالیهای بهسود و برمل، واقعیتی تلخ و متناقض را به تصویر میکشد، پیکرهای نوزادان و سالخوردگانی که تنها گناهشان، سکونت در جغرافیای تنشآلود مرزی است.
واقعیت این است که این حملات بیش از آنکه یک ضرورت نظامی برای تامین امنیت باشد، تلاشی مذبوحانه برای فرافکنی شکستهای امنیتی در داخل خاک پاکستان است. در ماههای اخیر، شهرهای مختلف پاکستان از اسلامآباد تا بنو و باجور، شاهد موجی از حملات انتحاری و ناامنی بودهاند. ارتش و نهادهای استخباراتی پاکستان که در مهار این تهدیدات در داخل مرزهای خود ناتوان ماندهاند، اکنون سادهترین راه را انتخاب کردهاند؛ بمباران روستاهای مرزی افغانستان برای تسکین افکار عمومی داخلی و فرار از پاسخگویی در قبال ضعفهای ساختاری خود.
در ولسوالی بهسود ننگرهار، هدف قرار گرفتن یک خانه مسکونی که منجر به کشته شدن ۱۶ عضو یک خانواده شد، سندی زنده بر ناکامی استخباراتی است که پاکستان آن را «عملیات دقیق» مینامد. وقتی یک نوزاد یک ساله و یک پیرمرد هشتاد ساله در شعلههای آتش ناشی از موشکباران جان میبازند، سخن گفتن از «مبارزه با تروریسم» به یک شوخی تلخ تبدیل میشود. این خونها، نه هزینهی مبارزه با افراطگرایی، بلکه خونبهای شکستِ همسایهای است که میخواهد ناتوانی خود در برقراری نظم داخلی را با نمایش قدرت هوایی در آسمان کشوری دیگر جبران کند.
از منظر حقوق بینالملل، این اقدام پاکستان نقض آشکار حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان است. هیچ قاعدهای در منشور ملل متحد یا حقوق بشردوستانه اجازه نمیدهد که یک کشور به بهانه تهدیدهای امنیتی، به صورت یکجانبه به مناطق مسکونی و مدارس دینی در خاک همسایه حمله کند. اینگونه رفتارهای تهاجمی، نه تنها تهدیدات امنیتی را کاهش نمیدهد، بلکه با ایجاد خشم و کینه در میان جوامع مرزی، بستر مناسبی را برای سربازگیری گروههای افراطی فراهم میکند. در واقع، ارتش پاکستان با این حملات، دقیقاً در مسیر ایجاد آشوب و بی ثبات حرکت میکند، مسئله ای که گروههای تروریستی آرزوی آن را دارند.
واکنش وزارت دفاع و هشدار به پاسخ متقابل، نشاندهنده لبهی تیز این تنشهاست. اگر اسلامآباد گمان میکند با بمباران هوایی میتواند کابل را به همکاری مجبور کند، به بیراهه رفته است. تاریخ روابط دو کشور ثابت کرده است که فشارهای نظامی همواره به نتایج معکوس منجر شده و تنها فاصله میان دو ملت را بیشتر کرده است. مقامات پاکستان باید به جای متهم کردن کابل به همکاری با دهلی یا دیگر بازیگران منطقهای، به این پرسش پاسخ دهند که چرا پس از چندین دهه سرمایهگذاری نظامی، هنوز قادر به تامین امنیت در داخل مرزهای خود نیستند؟
فاجعه ننگرهار و پکتیکا نباید در لابلای اخبار روزمره گم شود. نهادهای بینالمللی و حامیان حقوق بشر موظفند صدای این قربانیان بیصدا باشند. کشتار دستهجمعی غیرنظامیان، چیزی نیست که بتوان با یک بیانیه دیپلماتیک از کنار آن گذشت. سکوت در برابر این تجاوزات، به معنای تایید بدعتی خطرناک است که در آن هر کشوری میتواند شکستهای داخلی خود را با ریختن خون غیرنظامیان در خاک همسایه جبران کند.
در پایان، باید گفت که امنیت در منطقه از لوله تفنگ یا از بال جنگندهها به دست نمیآید. تا زمانی که پاکستان به جای بازنگری در سیاستهای امنیتی شکستخوردهاش، به دنبال مقصر در خارج از مرزها بگردد، این چرخه خونین ادامه خواهد داشت. مردم افغانستان سالهاست که تاوانِ اشتباهات و بازیهای استراتژیک همسایگان را با جان خود میدهند؛ اما فاجعه شب گذشته نشان داد که این صبوری مرزی دارد. آسمان افغانستان نباید حیاطخلوت پهپادهایی باشد که برای کشتن رویاهای کودکان به پرواز درمیآیند.
نویسنده: احسانالله صمیم- خبرگزاری دید