خبرگزاری دید: اظهارات اخیر سفیر آمریکا در اسرائیل، مایک هاکبی، درباره «حق دینی» اسرائیل برای سیطره بر خاورمیانه، نشان میدهد که برنامههای گستردهای در حال طراحی است. این طرح شامل فلسطین، لبنان، سوریه، اردن و بخشهایی از مصر، عربستان و عراق میشود تا باور توراتی درباره «سرزمین از نیل تا فرات» تحقق یابد.

از اوایل قرن بیستم، جهان اسلام با تحولات ژئوپلیتیکی و سیاسی عمیقی مواجه بوده است که ریشه در سیاستهای قدرتهای جهانی دارد. یکی از راهبردیترین اهداف جنگهای جهانی اول و دوم، تضعیف یکپارچگی جهان اسلام از طریق سقوط امپراتوری عثمانی، تأسیس دولت اسرائیل و تجزیه خلافت اسلامی به کشورهایی کوچک و وابسته بود. این سیاست نه تنها مرزهای جدیدی ایجاد کرد، بلکه اختلافات قومی و مذهبی را در منطقه تثبیت و طولانی نمود و آثار آن تا امروز ادامه دارد.
امپراتوری عثمانی که بیش از شش قرن بخش وسیعی از جهان اسلام را تحت حاکمیت داشت، پس از جنگ جهانی اول فروپاشید. پیمان سایکس-پیکو (۱۹۱۶) و معاهده لوزان (۱۹۲۳) مرزهای جدید خاورمیانه را ترسیم کردند و خلافت اسلامی را به مجموعهای از کشورهای کوچک و وابسته تقسیم نمودند. این تقسیمات هدفمندانه برای مهار قدرت مسلمانان و ایجاد توازن میان دولتهای تازه تأسیس انجام شد و بذر اختلافات داخلی و قومی را کاشت؛ اختلافاتی که هنوز گریبانگیر منطقه است.
پس از جنگ جهانی دوم، با حمایت قدرتهای غربی بویژه بریتانیا، رژیم اسرائیل در سال ۱۹۴۸ در سرزمین فلسطین اشغالی تأسیس شد. این اقدام موجب جابهجایی گسترده جمعیت فلسطینیها، ایجاد منازعات منطقهای طولانیمدت و تثبیت نفوذ قدرتهای استکباری در خاورمیانه گردید. اسرائیل بهعنوان نقطهای حساس ژئوپلیتیکی، ابزاری برای کنترل منابع طبیعی و مسیرهای تجاری جهان اسلام محسوب میشود. همزمان، شیخنشینهای عربی شکل گرفتند و نسل جدید حاکمان آنها، میراثدار روابط پیشینیان خود با اسرائیل و سرویسهای اطلاعاتی آن کشور هستند و بهطور آشکار به حفظ بقای این رژیم متعهدند.
جنگهای دوسال اخیر در غزه نمونهای دردناک از استمرار فشار بر جهان اسلام و مردم فلسطین است. بمبارانها، محاصرهها و محدودیتهای انسانی بحران انسانی عمیقی ایجاد کرده و مشروعیت رژیم اسرائیل را تقویت کرده است. حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز تحت عنوان حمایت از امنیت و ثبات، عملاً قدرت نظامی اسرائیل و نفوذ استکباری در منطقه را بازتولید میکند. این اقدامات علاوه بر تهدید یکپارچگی جهان اسلام، امنیت و منابع شیخنشینها و کشورهایی که پیمان ابراهیم را امضا کردهاند را نیز در معرض خطر قرار میدهد.
اهداف استکبار جهانی امروز ادامه همان سیاستهای تاریخی است: ایجاد اسرائیل بزرگ، بهرهبرداری از منابع جهان اسلام و تجزیه کشورهای اسلامی به واحدهای قومی و منطقهای کوچک. این پروژه با بهرهگیری از اختلافات داخلی، نفوذ سیاسی و اقتصادی و فشارهای فرهنگی، مانع شکلگیری هویت مستقل و امنیت پایدار جهان اسلام میشود و راهبرد جمعی دفاع از منابع و امنیت منطقه را به چالش میکشد.
اظهارات اخیر سفیر آمریکا در اسرائیل، مایک هاکبی، درباره «حق دینی» اسرائیل برای سیطره بر خاورمیانه، نشان میدهد که برنامههای گستردهای در حال طراحی است. این طرح شامل فلسطین، لبنان، سوریه، اردن و بخشهایی از مصر، عربستان و عراق میشود تا باور توراتی درباره «سرزمین از نیل تا فرات» تحقق یابد. چنین صراحتی از سوی یک مقام رسمی آمریکایی، هشدار آشکاری برای جهان اسلام است و ضرورت واکنش جمعی و راهبردی و آگاهانه را برجسته میکند.
گامهایی که اسرائیل و در پشت آن آمریکا و بریتانیا دنبال خواهند کرد، شامل بمباران و تضعیف توان نظامی ایران، ضربه به ترکیه از طریق فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی، بلعیدن کامل فلسطین و سپس حرکت به لبنان و سوریه و در ادامه اردن، عراق و عربستان و نهایتاً مصر است. این سناریو نشان میدهد که طرحهای توسعهطلبانه نه تنها مردم فلسطین، بلکه تمام کشورهای اسلامی را هدف قرار داده است. در این میان، نقش برخی محورهای اماراتی در تضعیف هرگونه ائتلاف منطقهای که عربستان، مصر و ترکیه را در بر گیرد، آشکار است و نشاندهنده غفلت و همراهی برخی رهبران با طرحهای اشغالگران است.
تحلیل تاریخی و تحولات کنونی نشان میدهد که جهان اسلام همواره در معرض تهدیدات خارجی و داخلی بوده است. از فروپاشی عثمانی و تجزیه خلافت تا جنگهای غزه و لشکرکشیهای نظامی آمریکا، مسیر جهان اسلام با فشارهای استکباری همراه بوده است. مقابله با پروژه «اسرائیل بزرگ» و حفظ امنیت، منابع و یکپارچگی جهان اسلام نیازمند همگرایی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، بازخوانی نقش تاریخی و احیای هویت جمعی مسلمانان است. بیداری، آگاهی تاریخی و اتحاد استراتژیک تنها راه مقابله با تهدیدات تاریخی و مدرن و تضمین آیندهای امن و مستقل برای جهان اسلام است.
نویسنده: عبدالرؤوف توانا