خبرگزاری دید: از نگاه پاکستان، هرگونه نزدیکی کابل به دهلی نو تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی اسلامآباد محسوب میشود. این ادعا اگر فاقد شواهد روشن باشد، در فضای سیاسی پاکستان کارکرد داخلی دارد و میتواند حمایت افکار عمومی را برای اقدامات سختگیرانهتر جلب کند.

خبرگزاری دید: تحولات اخیر در مرز افغانستان و پاکستان نشان میدهد که روابط دو کشور وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «خطرناکترین مقطع پس از سقوط کابل» نامید. اعلام «جنگ علنی» از سوی وزیر دفاع پاکستان، حملات هوایی گسترده به کابل، قندهار و پکتیا و همزمان تندترین اظهارات سالهای اخیر از سوی آصفعلی زرداری، رئیسجمهور پاکستان، تصویری از بحرانی میسازد که دیگر صرفاً یک اختلاف مرزی نیست، بلکه به یک رویارویی تمامعیار سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیک تبدیل شده است.
پاکستان سالها است که حکومت طالبان را متهم میکند که به تحریک طالبان پاکستان (TTP) پناه و اجازه داده که این گروه از خاک افغانستان علیه پاکستان عملیات انجام دهد. این اتهام در سخنان اخیر زرداری به اوج رسید؛ جایی که او طالبان را «گروه مجرم و جنایتکار» خواند و مدعی شد کابل طی پنج سال گذشته در حملات تروریستی علیه پاکستان نقش مستقیم داشته است.
در مقابل، حکومت طالبان همواره این ادعاها را رد و پاکستان را متهم کرده که با حملات هوایی و توپخانهای، حاکمیت افغانستان را نقض کرده و به دنبال فشار سیاسی برای امتیازگیری است. این چرخه اتهام و انکار، طی ماههای اخیر بهطور بیسابقهای تشدید شده است.
اظهارات وزیر دفاع پاکستان مبنی بر اینکه «صبر ما به سر آمده؛ اکنون جنگ علنی میان ما و شما است» نقطه عطفی در این بحران است. این جمله نه یک واکنش احساسی، بلکه نشانهای از تغییر راهبردی در سیاست امنیتی اسلامآباد است. حملات هوایی به کابل و چند ولایت دیگر نیز نشان داد که پاکستان آماده است هزینههای سیاسی و منطقهای چنین تصمیمی را بپذیرد.
در سوی مقابل، طالبان نیز اعلام کرده که در عملیات مرزی، تعدادی از نظامیان پاکستانی را کشته و اسیر کرده و «پاسخ متقابل» خواهد داد. این وضعیت، خطر ورود دو طرف به یک چرخه احتمالا بیپایان، یا حداقل طولانی انتقامگیری نظامی را افزایش داده است.
از سوی دیگر، اظهارات خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، مبنی بر اینکه طالبان، افغانستان را «به مستعمره هند تبدیل کردهاند» نشاندهنده عمق نگرانیهای ژئوپلیتیک اسلامآباد است. از نگاه پاکستان، هرگونه نزدیکی کابل به دهلی نو تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی اسلامآباد محسوب میشود. این ادعا اگر فاقد شواهد روشن باشد، در فضای سیاسی پاکستان کارکرد داخلی دارد و میتواند حمایت افکار عمومی را برای اقدامات سختگیرانهتر جلب کند.
افزون بر این، آصفعلی زرداری، رئیسجمهور پاکستان نیز در سخنان خود تأکید کرد که تلاشهای دیپلماتیک و میانجیگری کشورهای دوست نتیجهای نداشته است. این جمله بهوضوح نشان میدهد که کانالهای ارتباطی رسمی میان کابل و اسلامآباد تقریباً مسدود شدهاند. در چنین شرایطی، هر حادثه مرزی حتی کوچک، میتواند به درگیری گسترده تبدیل شود.
در این میان اگرچه ایران با دعوت دو طرف به خویشتنداری و اعلام آمادگی برای تسهیل گفتوگو، تلاش کرده از گسترش بحران جلوگیری کند، اما واقعیت این است که شکاف میان دو کشور اکنون بسیار عمیقتر و گستردهتر از آن است که میانجیگری همسایگان بتواند آن را درز بگیرد.
نوع مواجهه چهار سال گذشته کابل ـ اسلامآباد که همواره با تنش، درگیریهای مکرر مرزی، اخراج اخباری مهاجران افغانستانی از پاکستان، قطع روابط تجاری و حملات هوایی و زمینی همراه بوده، نشان میدهد که کار از مذاکره و میانجیگری گذشته است؛ در غیر این صورت نشستهای قطر و ترکیه و استانبول باید به اندازهای کارساز واقع میشد که دستکم جنگ شب گذشته میان طالبان و پاکستان روی نمیداد. به همین دلیل است که به نظر میرسد تنش جاری میان افغانستان و پاکستان، پیامدهایی فراتر از مرزهای دو کشور دارد؛ زیرا افزایش این تنش که در شرایط حاضر دورنمای روشنی برای آن متصور نیست، میتواند پیامدهای زیر را در پی داشته باشد: بیثباتی در مرز ۲۶۰۰ کیلومتری و ایجاد موج جدیدی از مهاجرت، ناامنی و قاچاق، احتمال ورود بازیگران منطقهای مانند هند و چین بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، اتخاذ سیاستهای تهاجمیتر توسط طالبان تحت فشار داخلی و خارجی برای کسب مشروعیت داخلی و قرارگیری پاکستان در موقعیت دشوار ناشی از جنگ فرسایشی به دلیل مواجهه این کشور با بحرانهای متعدد اقتصادی، سیاسی و امنیتی.
جمعبندی
آنچه امروز میان افغانستان و پاکستان جریان دارد، صرفاً یک درگیری مرزی نیست، بلکه نشانهای از تغییرات عمیق در معادلات امنیتی جنوب آسیا است. اعلام «جنگ علنی» حملات هوایی، اتهامات تند و فروپاشی دیپلماسی، همگی نشان میدهند که دو کشور در مسیر خطرناکی قرار گرفتهاند؛ مسیری که اگر مدیریت نشود، میتواند به یک بحران منطقهای تمامعیار تبدیل شود.
در چنین شرایطی، نقش میانجیگران منطقهای و بینالمللی اهمیت دوچندان پیدا میکند، اما پرسش اصلی این است: آیا کابل و اسلامآباد هنوز ارادهای برای بازگشت به میز مذاکره دارند؟
واحد بینالملل- خبرگزاری دید