خبرگزاری دید: اسلامآباد به دنبال تضعیف توان عملیاتی طالبان و محدود کردن ظرفیت استراتژیک آنها است و صرفاً مقابله با تهدیدهای امنیتی فوری نیست.

حملات اخیر پاکستان به مواضع و زیرساختهای طالبان در افغانستان، که به ادعای مقامات اسلامآباد صدها نفر از نیروهای شبهنظامی را هدف قرار داده است، نشان میدهد که این کشور بهطور جدی رویکرد خود نسبت به طالبان را تغییر داده است. تا پیش از این، استراتژی اسلامآباد عمدتاً بر مقابله با گروههای شبهنظامی پاکستانی در خاک افغانستان تمرکز داشت اما تحولات اخیر حاکی از آن است که اهداف پاکستان ممکن است فراتر از مبارزه با تروریسم باشد و به سمت بازآرایی قدرت و توازن جدید در افغانستان حرکت کند.
یکی از مهمترین نشانههای تغییر رویکرد پاکستان، مقیاس و شدت عملیاتهای نظامی این کشور است. حملات هوایی و زمینی علیه مراکز نظامی طالبان در ولایات شرقی و جنوب افغانستان، از جمله کابل، قندهار و زابل، نمونهای بیسابقه در تاریخ روابط دو کشور است. این اقدامات نه تنها اهداف شبهنظامیان پاکستانی را نشانه گرفته، بلکه زیرساختهای کلیدی و دیپوهای تسلیحاتی طالبان را هدف قرار داده است. این نشان میدهد که اسلامآباد به دنبال تضعیف توان عملیاتی طالبان و محدود کردن ظرفیت استراتژیک آنها است و صرفاً مقابله با تهدیدهای امنیتی فوری نیست.
تأیید این فرضیه را میتوان در واکنش جامعه بینالمللی نیز مشاهده کرد. کشورهای غربی، از جمله آمریکا و اتحادیه اروپا و همچنین برخی کشورهای منطقهای نظیر چین و ترکیه، اقدامات پاکستان را در قالب مبارزه با تروریسم به نوعی مشروع دانسته و از آن حمایت کردهاند. این حمایت نشان میدهد که اسلامآباد توانسته طالبان را در موضع انزوا قرار دهد و به نوعی مشروعیت بینالمللی برای فشار گستردهتر بر آنان به دست آورد. طالبان با وجود هشدارهای بینالمللی، نتوانستهاند راهحلی برای کاهش نگرانیهای پاکستان ارائه دهند و در نتیجه، عملیاتهای اسلامآباد بدون مانع عمده ادامه یافته است.
از منظر راهبردی، تغییر رویکرد پاکستان میتواند پیامدهای گستردهتری برای توازن قدرت در افغانستان داشته باشد. کاهش توان نظامی طالبان، محدود شدن ذخایر تسلیحاتی و فشار پیوسته بر زیرساختهای آنان، فرصتهایی را برای جریانهای مخالف طالبان فراهم میکند. برخی کشورها نیز ممکن است از این خلأ قدرت بهره ببرند، هرچند اقدامات مستقیم اسلامآباد در حمایت از مخالفان هنوز آشکار نشده است. با این حال، شواهد حاکی از آن است که پاکستان تماسها و مذاکرات خود با جبهه مقاومت و سایر جریانهای مخالف طالبان را آغاز کرده است؛ اقدامی که میتواند زمینهساز بازآرایی سیاسی یا حتی تغییر رژیم در بلندمدت باشد.
علاوه بر فشار نظامی، رویکرد دیپلماتیک پاکستان نیز جالب توجه است. اسلامآباد ظاهراً مذاکره و میانجیگری را کنار گذاشته و تمام تمرکز خود را بر عملیات نظامی و فشار استراتژیک قرار داده است. طالبان، در حالی که تلاش کردهاند از طریق کشورهای خلیج و چین و روسیه برای کاهش فشار اقدام کنند، با پاسخ سرد و بیتفاوتی پاکستان مواجه شدهاند. این امر نشان میدهد که اسلامآباد با دکترین تازه خود، نه تنها قصد عقبنشینی ندارد، بلکه احتمالاً اهداف بلندمدت سیاسی و امنیتی فراتر از مقابله با تروریسم را دنبال میکند.
با توجه به این تحولات، سناریوهای پیشرو متنوع هستند. یکی از محتملترین سناریوها، ادامه فشار نظامی برای ایجاد اختلافات داخلی در میان طالبان و حمایت محدود از گروههایی است که حاضر به همکاری با اسلامآباد باشند. سناریوی دیگر، بازآرایی قدرت در سطح سیاسی و استراتژیک افغانستان است، که میتواند طالبان را به تدریج از موقعیت تثبیتشده خود خارج کند و جریانهای مخالف را به بازیگرانی جدی تبدیل کند.
در مجموع، تحلیل تحولات اخیر نشان میدهد که اسلامآباد با عملیات گسترده و فشارهای استراتژیک خود، از مرزهای صرفاً مبارزه با تروریسم عبور کرده و به دنبال بازآرایی قدرت و تغییر توازن سیاسی و نظامی در افغانستان است. پیامدهای این سیاست، نه تنها برای طالبان، بلکه برای کل منطقه و معادلات امنیتی جنوب آسیا اهمیت بالایی دارد و نیازمند بررسی دقیق و مستمر است.
نویسنده: احسانالله صمیم – خبرگزاری دید