خبرگزاری دید: همزمان با ادامه جنگ آمریکا و ایران، پرسشها درباره هزینههای این جنگ در کنگره، رسانهها و افکار عمومی آمریکاییان، افزایش یافته و مجموعهای از تخمینهای مالی منتشر شده است. بر اساس ارزیابی اندیشکده «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی» (CSIS) تنها ۱۰۰ ساعت نخست جنگ حدود ۳.۷ میلیارد دالر هزینه داشته است؛ یعنی روزانه نزدیک به ۹۰۰ میلیون دالر. از این رقم، بخش عمده یعنی ۳.۵ میلیارد دالر هنوز در بودجه رسمی وزارت جنگ آمریکا پیشبینی نشده است.

این هزینهها در سه بخش اصلی دستهبندی میشوند:
۱) عملیات و پشتیبانی با مجموع حدود ۱۹۶ میلیون دالر،
۲) جایگزینی مهمات مصرفشده با حدود ۳.۱ میلیارد دالر،
۳) جبران خسارات جنگی و تعمیر زیرساختها با حدود ۳۵۰ میلیون دالر.
بخش اعظم این هزینهها خارج از بودجه مصوب بوده و احتمالاً نیازمند تخصیص بودجه تکمیلی از سوی کنگره خواهد بود.
چگونگی برآورد هزینهها
وزارت دفاع آمریکا برخلاف جنگهای گذشته در خاورمیانه، اطلاعات محدودی درباره جزئیات عملیات منتشر کرده است. گزارشهای روزانه تنها به فهرست داراییهای درگیر و تعداد تقریبی اهداف اشاره میکنند. با این حال، اظهارات دورهای وزیر دفاع، رئیس ستاد مشترک و فرمانده سنتکام، دادههای تکمیلی برای تحلیل فراهم کرده است. CSIS بر اساس این اطلاعات، هزینهها را در سه دسته عملیات و پشتیبانی، مهمات مصرفشده و فرسایش نیروها تخمین زده است.
هزینههای عملیات و پشتیبانی
این بخش بر پایه برآوردهای دفتر بودجه کنگره از هزینههای عملیاتی واحدهای مختلف، از ناوشکنها تا هواپیماها، محاسبه شده و ۱۰ درصد نیز برای پوشش هزینههای ناشی از سرعت بالای عملیات افزوده شده است. این افزایش شامل سورتیپروازهای بیشتر، ساعات طولانیتر حرکت ناوها، افزایش سطح هشدار و پرداختهای اضافی به پرسونل است.
در ۱۰۰ ساعت نخست، عملیات هوایی از پایگاههای زمینی ۱۲۵ میلیون دالر هزینه داشته و هر روز ادامه عملیات حدود ۳۰ میلیون دالر دیگر به این رقم میافزاید. در دریا نیز حضور دو ناو هواپیمابر، ۱۴ ناوشکن و سه کشتی جنگی ساحلی، هزینهای معادل ۶۴.۵ میلیون دالر در ۱۰۰ ساعت نخست ایجاد کرده و هر روز ادامه عملیات حدود ۱۵.۴ میلیون دالر هزینه دارد.
در کنار این، واحدهای توپخانهای، پدافند هوایی و یک کندک گارد ملی نیز در منطقه فعال هستند که هزینههای آنها در قالب یک تیپ واحد محاسبه شده است.
هزینههای مهمات؛ گرانترین بخش جنگ
بر اساس ارزیابی CSISآمریکا در ۱۰۰ ساعت اول بیش از ۲۰۰۰ مهمات از انواع مختلف شلیک کرده است. با توجه به الگوهای جنگهای گذشته، تخمین زده میشود که برای جایگزینی این مهمات، ۳.۱ میلیارد دالر نیاز باشد. این رقم روزانه حدود ۷۵۸ میلیون دالر افزایش مییابد.
در مرحله نخست عملیات، موجی از موشکهای دوربرد مانند تاماهاوک شلیک شد؛ موشکهایی که هر کدام ۳.۶ میلیون دالر قیمت دارند. این مهمات برای نابودی پدافند هوایی ایران و ایجاد شرایط برای حملات بعدی استفاده شدند. پس از تضعیف پدافند ایران، آمریکا به سمت استفاده از مهمات ارزانتر مانند JDAM با قیمت حدود ۸۰ هزار دالر حرکت کرده است. این تغییر رویکرد میتواند هزینهها را در ادامه جنگ کاهش دهد.
در کنار حملات هوایی، واحدهای توپخانهای نیز از موشکهای تاکتیکی و پهپادهای تهاجمی یکطرفه استفاده کردهاند. همچنین متحدان منطقهای آمریکا، از جمله قطر، بحرین، کویت و امارات، نقش مهمی در رهگیری موشکها و پهپادهای ایران داشتهاند و بخشی از بار دفاع هوایی را از دوش آمریکا برداشتهاند.
خسارات تجهیزات و زیرساختها
تا این مرحله، خسارات جنگی حدود ۳۵۹ میلیون دالر برآورد شده است. مهمترین خسارت تأییدشده، سقوط سه فروند F‑۱۵ در حادثه آتش خودی بر فراز کویت است که جایگزینی آنها ۳۰۹ میلیون دالر هزینه دارد. همچنین حملات ایران خساراتی به تأسیسات بندری کویت و زیرساختهای پشتیبانی ناوگان آمریکا در قطر وارد کرده که حدود ۵۰ میلیون دالر برای تعمیر آنها در نظر گرفته شده است.
چشمانداز مالی جنگ
به گفته CSISروزهای نخست معمولاً پرهزینهترین بخش یک عملیات هوایی هستند، اما با گذشت زمان و کاهش شدت حملات، هزینهها به سطح پایدارتر میرسند. با این حال، حتی با استفاده از مهمات ارزانتر، بخش بزرگی از هزینهها همچنان خارج از بودجه مصوب باقی میماند و وزارت جنگ ناگزیر به درخواست بودجه تکمیلی خواهد بود؛ مشابه آنچه در آغاز جنگهای عراق و افغانستان رخ داد.
در نهایت، دولت ترامپ ناچار است تصمیم بگیرد هزینههای سرسامآور این جنگ را چگونه تأمین کند: از طریق لایحه تکمیلی، لایحه تطبیقی یا با جابهجایی بودجه در وزارت جنگ، اما واقعیت این است که هر گزینهای که انتخاب شود، یک حقیقت تلخ را آشکار میکند: جنگی که دولت ترامپ آغاز کرده، به سرعت در حال بلعیدن منابع مالی کشور است و دیر یا زود به میدان اصلی مناقشه سیاسی در واشنگتن تبدیل خواهد شد.
این جنگ نه در بودجه پیشبینی شده، نه در برنامهریزیهای راهبردی و نه حتی در افکار عمومی آمریکا جایگاهی نداشت. اکنون دولت ترامپ باید برای تأمین میلیاردها دالر هزینه پیشبینینشده، دست به دامن کنگره شود؛ اقدامی که بدون شک به نقطه تمرکز مخالفتها با ادامه جنگ تبدیل خواهد شد. هر لایحهای که برای تأمین مالی این درگیری ارائه شود، عملاً سندی است که نشان میدهد دولت، کشور را وارد جنگی کرده که نه توجیه اقتصادی دارد و نه حمایت سیاسی پایدار.
در واقع، این بخش از بحران بیش از هر چیز بیپروایی دولت ترامپ در آغاز یک جنگ پرهزینه و بیمحابا را برجسته میکند؛ جنگی که اکنون حتی ساختار مالی دولت را تحت فشار قرار داده و میتواند شکافهای سیاسی داخلی را عمیقتر کند.
به بیان دیگر، هر دالر جدیدی که برای این جنگ درخواست شود، یادآور این واقعیت تلخ و دردناک برای آمریکاییها است که هزینههای واقعی جنگافروزی، دیر یا زود این کشور را با بحرانهای بسیار عمیق و گسترده داخلی و نیز سیاست خارجی، مواجه خواهد کرد.