خبرگزاری دید: حملات متجاوزانه آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران در آخر هفته گذشته، دولتهای اروپایی را در موقعیتی قرار داد که نه برای آن آماده بودند و نه در شکلگیری آن نقشی داشتند. واشنگتن بدون هماهنگی با متحدان اروپایی خود، یک عملیات نظامی بزرگ را آغاز کرد، در حالی که انتظار داشت از پایگاههای آنها استفاده کند و حمایت سیاسیشان را نیز به دست آورد. نتیجه، واکنشی بهشدت ناهماهنگ و پراکنده از سوی اروپا بوده است؛ واکنشی که بار دیگر محدودیت نفوذ این قاره در بحرانهای خاورمیانه را آشکار میکند.

بریتانیا تلاش کرده میان انتقاد از ایران و دعوت به کاهش تنش تعادل برقرار کند؛ رویکردی که نه در داخل کشور رضایت ایجاد کرده و نه در واشنگتن. کییر استارمر تأکید کرده که لندن در حملات مشارکت نداشته و حتی در ابتدا استفاده آمریکا از پایگاه دیهگو گارسیا را محدود کرده بود. با این حال، بریتانیا بار دیگر اجازه داده که نیروهای آمریکایی برای دفاع از متحدان منطقهای و امنیت اسرائیل از این پایگاه استفاده کنند و همزمان پشتیبانی نظامی دفاعی خود در منطقه را ادامه میدهد.
فرانسه موضعی انتقادیتر و مبتنی بر قوانین بینالمللی اتخاذ کرده است. امانوئل مکرون هشدار داده که اقدام نظامی خارج از چارچوب حقوقی میتواند ثبات جهانی را تضعیف کند و خواستار نشست اضطراری شورای امنیت شده است. با وجود این، پاریس از رویارویی مستقیم با واشنگتن پرهیز کرده و حملات ایران را نیز محکوم کرده است. اعزام ناو هواپیمابر شارل دوگل و داراییهای نظامی دیگر به منطقه نشان میدهد که فرانسه در تلاش است هم مشروعیت بینالمللی را حفظ کند و هم همسویی استراتژیک خود با آمریکا را از دست ندهد.
آلمان بیش از دیگران با اهداف آمریکا و اسرائیل همدلی نشان داده است. فریدریش مرتس، صدراعظم، ایران را تهدیدی بزرگ توصیف کرده و گفته است که تحریمها و دیپلماسی نتوانستهاند رفتار تهران را تغییر دهند. او ضمن دعوت به خویشتنداری، تأکید کرده که غرب باید برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و مهار گروههای نیابتی آن همکاری کند. مرتس در سفر اخیر خود به واشنگتن اعلام کرد که برلین و واشنگتن «همنظر» هستند، هرچند در برابر انتقادهای ترامپ از اروپا سکوت کرد.
در جنوب اروپا، واکنشها تندتر بوده است. پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، حملات را محکوم کرده و اجازه استفاده از پایگاههای اسپانیا برای عملیات علیه ایران را نداده است. حتی تهدید ترامپ به «قطع روابط» نیز موضع او را تغییر نداد. ایتالیا نیز نگرانیهای حقوقی مطرح کرده و وزیر دفاع این کشور حملات را مغایر قوانین بینالمللی دانسته است. این مواضع نشاندهنده نارضایتی دیرینه اروپا از اقدام نظامی یکجانبه آمریکا است.
در مقابل، پولند و برخی کشورهای اروپای شرقی حمایت آشکاری از عملیات آمریکا و اسرائیل نشان دادهاند. ورشو این درگیری را تهدیدی برای امنیت بینالمللی دانسته و کشورهای بالتیک، جمهوری چک و رومانی نیز مواضعی مشابه اتخاذ کردهاند. این شکاف، اختلافات عمیق درون اروپا درباره مداخله نظامی و استفاده از زور را برجسته میکند.
این بحران در زمانی رخ داده که اروپا تلاش داشت پس از سالی پرتنش در روابط با دولت ترامپ، رویکردی مستقلتر اتخاذ کند. اتحادیه اروپا در اواخر ۲۰۲۵ با بسته وام ۹۰ میلیارد یورویی برای حمایت از اوکراین موافقت کرده و در برابر تهدیدهای تجاری آمریکا نیز واکنش هماهنگ نشان داده بود، اما جنگ رمضان بار دیگر نشان داد که اروپا هنوز وزن استراتژیک محدودی در بحرانهای خاورمیانه دارد و نمیتواند مسیر واشنگتن را تعیین کند.
برای بسیاری از دولتهای اروپایی، اولویت اصلی همچنان جنگ اوکراین است. درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران میتواند از یک سو حمایت تهران از روسیه را کاهش دهد، اما از سوی دیگر با افزایش قیمت انرژی، درآمدهای مسکو را تقویت میکند. مهمتر از همه، این خطر وجود دارد که واشنگتن توجه و منابع خود را از اروپا منحرف کند؛ سناریویی که برای بسیاری از پایتختهای اروپایی نگرانکننده است.
در نهایت، اروپا در کوتاهمدت انگیزهای برای تشدید تنش با آمریکا بر سر جنگی که آغازگر آن نبوده و نفوذی بر آن ندارد، نمیبیند. بنابراین، محتملترین مسیر، حفظ فاصلهای محتاطانه و تمرکز بر اولویتهای داخلی و اروپایی خواهد بود.
واحد بین الملل – خبرگزاری دید