ادبیاتفرهنگ و هنر

لهجه آفتاب

خبرگزاری دید: ابوتراب اذان محض بود و تکبیر ناب، ثقل زمین بود و مرزبان آفتاب، خدای خطبه بود و کوه کلام، طنین واژه بود و سیل پیام. عارفان به گرد او در هلهله‌اند وصوفیان به شوق او در سلسله.

سوار سهمگین سوره‌ها بود و اثیری غرش اسطوره‌ها. تبسم پیغمبر به او بود و تکلم آفتاب با او. امام آب بود و مولای موج و به گرد قله‌ها لولای اوج.

بهار وحی درباغ رسول بود و نزول روح بر جسم بتول. روان پهلوانی در بدن بود و پهلوان روح در میدان تن. مرد میدان و عرفان و دانش و درد، گل گلزار لولاها و قهرمان افلاک بالاها. حصار عرش بر فرش حصیر، غبار وحی بر خاک غدیر. ذوالفقارش علمدار زمان‌ها بود و مبدأ رنگین‌کمان‌ها. دست بینوایان و قتال خدایان.

یا علی ‌جان! ای بت بالاتر از تأویل و مَثَل ورای تمثیل من!

من اسیر خفته در بند تو و یتیم کوی لبخند توام. استعارات و عبارات مرا عفو کن که اندیشه‌ام کوراست و روحم از مسیر بادها دور است.

بی‌تو در یادها گم گشته‌ام و از مراعات‌النظیر عاجزم و در درون من منیت و در شطح من جاهلیت مانده است! بغض‌های منفجر و نگاه‌های منتظر ساکنان قلب عالم و کاهنان کوه غیبت در هر نماز منتظر هستند تا از خاک حجاز اذان برخیزد.

امشب که کمیت همه ما لنگ است و دلم برای تو عجیب تنگ است، دلم یک بغل ضریح می‌خواهد، دلم عطش یک جو معرفت تو را دارد تا یک پیاله ترجمان دردها و مفسر زخم‌های تو باشد.

خوش دارم متولّی تولّای تو باشم؛ یعنی بر درگاه عشق تو بنشینم یا بر بارگاه بلند نیاز تو بایستم. خوش دارم اشک باشم دور سر تو بگردم و از معراج چشم تو نازل شوم و بر رخ ماهت بریزم و بر روی دامانت بنشینم.

خوش دارم آیینه‌ای باشم تا عکس تو در من بیفتد و تو خود را در من بینی و من رخ ماه تو را بینم.

لعنت بر آن شیاطینی که ما را از بهشت تو جدا کردند. لعنت بر این شانس که ما را به‌عمق نام تو نرساند.

لعنت بر این روزگار که قبض فراق ما را پیش‌فروش کرده بود. ای روزگار، تو را چه شده است؟ ای کاش تمام ثروت‌ها و سرمایه‌های خود را بسیج می‌کردی تا در هر قرنی، یک علی تحویل جامعه بشریت می‌دادی!

سلام بر تو و ابدان مطهر فرزندان تو که از بد حادثه، به‌تنگای خاک آمدید و در دار حسرت و ارض حیرت، خانه کردید. ابدان مطهر شما از اصلاب شامخه‌اند که نقطه نور و زائیده ظهورید.

شما اِبنِ عمِّ عشق و نواده نازید. شما خانواده خداوند و عیال‌الله‌اید. فرشتگانی به‌هیات آدمیان یا آدمیانی از ستاره فرشتگان.

نویسنده: داکتر سید علی حسنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا