خبرگزاری دید: در کنار نگرانی اقتصادی، بعد امنیتی نیز برای پکن حیاتی است. حضور گروههای مسلح و افراطی در شمال غرب پاکستان و مناطق مرزی افغانستان، شرایطی پیچیده و چندلایه ایجاد کرده است. گروههایی مانند تحریک طالبان پاکستان و شاخههای منطقهای داعش در این مناطق فعال هستند و هرگونه درگیری گسترده میان طالبان و پاکستان، میتواند این گروهها را تقویت کرده و فضای نفوذ آنها را افزایش دهد.

افزایش تنشها میان طالبان در افغانستان و نیروهای نظامی پاکستان، توجه و نگرانی فزاینده چین را به خود جلب کرده است. این نگرانی نه تنها ریشه در مسائل امنیتی منطقه دارد، بلکه با منافع اقتصادی و استراتژیک پکن ارتباط مستقیم پیدا میکند. در سالهای اخیر، چین روابط خود را هم با طالبان و هم با دولت پاکستان تقویت کرده و سرمایهگذاریهای گستردهای در بخشهای مختلف، از زیرساختها و معادن گرفته تا حملونقل و انرژی، انجام داده است. در این شرایط، هرگونه تشدید درگیری میتواند این سرمایهگذاریها و پروژههای کلان را با خطر جدی مواجه کند.
یکی از محورهای اصلی نگرانی چین، ثبات پروژههای اقتصادی مشترک است، به ویژه آن دسته از پروژههایی که تحت چارچوب «دالان اقتصادی چین–پاکستان» (CPEC) اجرا میشوند. بندر گوادر در ایالت بلوچستان پاکستان، به عنوان نقطه استراتژیک این پروژه، اهمیت ویژهای برای پکن دارد؛ زیرا از طریق آن چین به دریای عرب و خلیج فارس دسترسی مستقیم پیدا میکند. هر گونه ناآرامی در این منطقه میتواند روند فعالیتهای اقتصادی چین را مختل کرده و مسیر حملونقل انرژی و کالا را تهدید کند. علاوه بر این، ناامنی در ایالتهای مرزی، از جمله خیبرپختونخوا، میتواند عملیات لجستیکی و شبکههای ترانزیت چین به افغانستان و بازارهای دیگر جنوب آسیا را با مشکل مواجه سازد.
در کنار نگرانی اقتصادی، بعد امنیتی نیز برای پکن حیاتی است. حضور گروههای مسلح و افراطی در شمال غرب پاکستان و مناطق مرزی افغانستان، شرایطی پیچیده و چندلایه ایجاد کرده است. گروههایی مانند تحریک طالبان پاکستان و شاخههای منطقهای داعش در این مناطق فعال هستند و هرگونه درگیری گسترده میان طالبان و پاکستان، میتواند این گروهها را تقویت کرده و فضای نفوذ آنها را افزایش دهد. از نگاه چین، این وضعیت نه تنها امنیت سرمایهگذاریهایش را تهدید میکند، بلکه احتمال رشد فعالیتهای تروریستی فرامرزی علیه خود چین، به ویژه از سوی جنگجویان اویغور و گروههای افراطی در شمال شرق افغانستان، وجود دارد.
دیپلماسی چین در این شرایط به طور فعال دنبال میشود. پکن با استفاده از کانالهای سیاسی و گفتوگوهای مستقیم، سعی دارد ضمن کاهش تنشها، نقش خود را به عنوان یک میانجی «سازنده» تثبیت کند. این میانجیگری شامل دیدار با مقامات طالبان و دولت پاکستان، تبادل نظر درباره امنیت مرزها و تلاش برای پیشگیری از حملات نظامی گسترده است. از منظر پکن، حفظ گفتوگو و اجتناب از تشدید درگیریها، به معنی حفاظت از ثبات منطقهای و امنیت سرمایهگذاریهای اقتصادی است.
یکی دیگر از ابعاد مهم نگرانی چین، بازار افغانستان است. افغانستان پس از خروج نیروهای بینالمللی و بازگشت طالبان، بازاری بالقوه برای کالاهای چینی به شمار میرود. اما افزایش ناامنی و تشدید تنشها با پاکستان میتواند این بازار را کاهش دهد یا دسترسی چین به آن را محدود کند. بنابراین، از نگاه اقتصادی، پکن باید همزمان با حفظ روابط سیاسی با طالبان، سازوکارهایی برای مدیریت خطرات اقتصادی ایجاد کند تا سرمایهگذاریها و جریانهای تجاری تحت تاثیر درگیریها قرار نگیرند.
ابعاد اجتماعی و انسانی نیز در نگرانی چین نقش دارند. تشدید حملات نظامی و بمبارانها میتواند موج جدیدی از آوارگی و بحران انسانی ایجاد کند، که نه تنها بر ثبات منطقه تاثیر میگذارد، بلکه میتواند فشار بر مسیرهای تجاری و شبکههای لجستیکی چین افزایش دهد. علاوه بر این، این وضعیت ممکن است موجب تشدید شکافهای قومی و محلی در مناطق مرزی شود و پروژههای زیرساختی چین، به ویژه در بلوچستان، را در معرض خطر قرار دهد.
در مجموع، نگرانی چین از درگیریهای افغانستان و پاکستان ترکیبی از مسائل اقتصادی، امنیتی و انسانی است. پکن با درک اهمیت ثبات منطقهای برای حفظ سرمایهگذاریها و پروژههای استراتژیک خود، تلاش دارد از طریق دیپلماسی فعال، گفتوگو و میانجیگری، از تشدید تنشها جلوگیری کند. موفقیت چین در این زمینه به توانایی آن در مدیریت همزمان روابط با طالبان و دولت پاکستان و پیشگیری از رشد گروههای افراطی در مناطق مرزی بستگی دارد. به عبارت دیگر، حفظ ثبات افغانستان و پاکستان، نه تنها مسئلهای سیاسی، بلکه یک ضرورت اقتصادی و امنیتی برای چین محسوب میشود که میتواند پیامدهای منطقهای و فرامنطقهای گستردهای داشته باشد.
نویسنده: احسان الله صمیم – خبرگزاری دید