اسلایدشوتحلیلتروریسمجنگجهانسیاستنظامی

ایران؛ ایده‌های شکست‌ناپذیر

خبرگزاری دید: نظم مصنوعی غرب آسیا در حال فروپاشی است. آمریکا و رژیم صهیونیستی که زمانی خود را معماران خاورمیانه جدید می‌پنداشتند، اینک در بن‌بست راهبردی خود درمانده‌اند. دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو از «معامله قرن» و «ائتلاف ناتوی عربی» دم می‌زدند، اما اکنون برای نجات از باتلاق تجاوز به ایران، برای یافتن یک راه خروج زودهنگام التماس می کنند.

محور غربی ـ عبری در دامی خودساخته گرفتار آمده است. آنان در توهمی کودکانه بر «نردبان تشدید تنش» دویدند تا با تکیه بر برتری فناورانه و جنگ ترکیبی، ایران را به زانو درآورند، اما هر پله‌ای که بالا رفتند، در معمای عمق استراتژیک ایران، به پرتگاه ورشکستگی نزدیک‌تر شدند.

ایران، هوشمندانه و مقتدرانه، میدان نبرد را به صحنه‌ای برای یک «جنگ فرسایشی ترکیبی» تبدیل کرد. راهبرد تهران در پیوند با «محور مقاومت» و بهره‌گیری از جغرافیای تعیین‌کننده منطقه، نه تنها معادلات نظامی، بلکه نظم اقتصادی جهان را به چالش کشید.

جریان بی‌پایان موشک‌های دقیق و پهپادهای نقطه‌زن که محصول «جهش فناورانه بومی» در سایه تحریم‌ها است، نه تنها پدافند رؤیایی دشمن و نظریه «برتری کیفی» ارتش اسرائیل را به باد داد، بلکه پیکره اقتصاد متزلزل رژیم صهیونیستی و متحدان مرتجع منطقه را هدف گرفت. این مقاومت هوشمندانه، زنجیره‌های حیاتی اقتصاد جهانی را از انرژی تا حمل و نقل دریایی مختل کرد؛ شاخص‌های بورس، سقوط کرد و قیمت پترول در تانک تیل‌های آمریکا لحظه به لحظه بالا رفت.

ایران با بهره‌گیری از «دکترین عمق استراتژیک» و اتصال بحران‌های منطقه‌ای به یکدیگر، توانست هزینه ناامنی را به طرز بی‌سابقه‌ای به کشورهای مهاجم و حامیان آن‌ها صادر کند.

قدرت حقیقی ایران، نه در موشک‌ها و پهپادها، که در ژرفای لایه‌های تمدنی و تاریخی آن نهفته است. آنچه امروز قدرت پوشالی متجاوزان را در هم کوبیده، نه صرفاً برتری نظامی، که «اراده جمعی» یک ملت و «پیوستگی تاریخی» آن است. ایران به‌عنوان وارث یک تمدن ۷۰۰۰ساله، همواره نشان داده که در برابر بحران‌ها نه تنها نمی‌شکند، بلکه از دل هر طوفان، ققنوس‌وار سر برمی‌آورد.

محور تجاوز از پله‌های نردبان جنگی که خود برپا کرد به ورطه یک جنگ فرسایشی کُشنده فروافتاد؛ زیرا نتوانست «معمای ایران» را درک کند: سرزمینی که از دل اسطوره‌های «رستم و سهراب» تا حماسه‌های عاشورا، «صبر» و «مقاومت» را به مثابه یک «کد ژنتیک تمدنی» در خود پرورانده است.

راز این حماسه را باید در «معنویت سیاسی» جست. درست همان‌گونه که میشل فوکو، اندیشمند برجسته فرانسوی، روح انقلاب اسلامی ایران را کشف کرده بود. او در ایران با پدیده‌ای کم‌نظیر مواجه شد که در جهان مدرن رو به افول است: «اراده جمعی یک ملت که در سیاست مدرن بی‌همتا است» و «معنویتی» که به سیاست، روحی تازه می‌بخشد. امروز، همان روح تازه، همان ایمان آتشین، در خیابان‌های تهران و شهرهای ایران جاری است. «ایمان» در سرزمین پهناور ایران، به مثابه موتور محرکه تاریخ عمل می‌کند و مرزهای جغرافیا را درمی‌نوردد.

ایران سربلند، با تکیه بر ایمان راسخ و اراده‌ آهنین مردمان خود، از این طوفان نه تنها عبور می‌کند، بلکه با بازتعریف موازنه قدرت در غرب آسیا، به قله‌های عزت و قدرت بلامنازع منطقه دست می‌یابد.

این، پایان دوران هژمون مستکبران و طلوع جهانی چندقطبی و عادلانه به رهبری ملت‌های آزاده است. جهانی که در آن، «ایران» به مثابه یک «ابررژیم» ظاهر می‌شود؛ نه با ادعای سلطه، که با قدرت الهام‌بخشی به ملت‌های تشنه آزادی. ایران امروز، نه یک کشور که یک «ایده» است؛ ایده‌ای که مرزهای خاورمیانه را پشت سر گذاشته و آینده جهان را شکل خواهد داد.

نویسنده: سید علی‌رضا محمودی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا