خبرگزاری دید: سکوت یا واکنش محدود کشورهای مختلف به این حملهها تنها به عوامل سیاسی و دیپلماتیک محدود نمیشود. برخی تحلیلگران معتقدند که این وضعیت نشاندهنده نوعی خلأ دیپلماتیک برای افغانستان است. نبود روابط رسمی گسترده، محدود بودن کانالهای دیپلماتیک و کاهش حضور نهادهای بینالمللی در این کشور، همگی باعث شدهاند که کابل در مواقع بحران نتواند بهسرعت حمایت سیاسی و دیپلماتیک گستردهای را جلب کند.

حملههای هوایی اخیر پاکستان به اهدافی در کابل و ننگرهار بار دیگر افغانستان را در مرکز یک بحران امنیتی و سیاسی قرار داده است؛ بحرانی که افزون بر ابعاد انسانی و نظامی، پرسشهای مهمی را درباره جایگاه بینالمللی افغانستان و واکنش جامعه جهانی به همراه دارد. با گذشت بیش از ۲۴ ساعت از این حملهها، واکنشهای رسمی و قاطع بینالمللی بسیار محدود بوده و تنها هند بهطور صریح این اقدام را محکوم کرده است. این وضعیت پرسشی جدی را مطرح میکند، چرا کابل در چنین شرایطی تا این اندازه تنها مانده است؟
در نگاه نخست، باید به مسئله مشروعیت سیاسی حکومت حاکم بر افغانستان توجه کرد. از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، این گروه هنوز از سوی بخش بزرگی از جامعه جهانی به رسمیت شناخته نشده است. همین مسئله باعث شده که بسیاری از کشورها در مواجهه با رویدادهای مرتبط با افغانستان با احتیاط و محافظهکاری عمل کنند. در واقع، بسیاری از دولتها نمیخواهند موضعی اتخاذ کنند که به نوعی به معنای پذیرش یا تقویت جایگاه رسمی طالبان تعبیر شود. در چنین فضایی، حتی رویدادهایی با ابعاد انسانی گسترده نیز گاهی با واکنشهای محدود و محتاطانه روبهرو میشود.
عامل دوم به پیچیدگی روابط منطقهای بازمیگردد. پاکستان یکی از بازیگران کلیدی در معادلات امنیتی جنوب آسیا و افغانستان به شمار میرود و بسیاری از کشورها روابط سیاسی، امنیتی یا اقتصادی مهمی با اسلامآباد دارند. از این رو، برخی دولتها ترجیح میدهند به جای محکومیت صریح، مواضع کلیتری اتخاذ کنند؛ مواضعی که بیشتر بر کاهش تنش و پرهیز از حمله به اهداف غیرنظامی تأکید دارد. نمونهای از این رویکرد را میتوان در واکنش کمیسیون اروپا مشاهده کرد که بهجای محکومیت مستقیم پاکستان، صرفاً از طرفها خواسته است از حمله به تأسیسات ملکی و مراکز صحی خودداری کنند.
در کنار این عوامل، روایتهای متضاد درباره ماهیت اهداف مورد حمله نیز در شکلگیری واکنشهای بینالمللی تأثیرگذار بوده است. طالبان گفته است که یکی از اهداف، یک مرکز درمان معتادان بوده و این حملهها صدها قربانی برجای گذاشته است. در مقابل، اسلامآباد تأکید دارد که عملیات هوایی با دقت و بر اساس اطلاعات امنیتی علیه مراکز نظامی و انبارهای تسلیحاتی انجام شده است. این اختلاف روایتها باعث شده برخی کشورها پیش از روشن شدن جزئیات، از اتخاذ موضع قاطع خودداری کنند.
از سوی دیگر، جایگاه افغانستان در اولویتهای سیاست خارجی بسیاری از قدرتهای جهانی نیز تغییر کرده است. پس از خروج فضاحت بار نیروهای غربی از افغانستان در سال ۲۰۲۱، توجه بینالمللی به این کشور بهطور قابلتوجهی کاهش یافت و بسیاری از دولتها تمرکز خود را بر بحرانهای دیگر معطوف کردند. در چنین شرایطی، حتی رویدادهای بزرگ در افغانستان نیز گاهی نمیتواند واکنش گسترده و فوری جامعه جهانی را برانگیزد.
با این حال، سکوت یا واکنش محدود کشورهای مختلف به این حملهها تنها به عوامل سیاسی و دیپلماتیک محدود نمیشود. برخی تحلیلگران معتقدند که این وضعیت نشاندهنده نوعی خلأ دیپلماتیک برای افغانستان است. نبود روابط رسمی گسترده، محدود بودن کانالهای دیپلماتیک و کاهش حضور نهادهای بینالمللی در این کشور، همگی باعث شدهاند که کابل در مواقع بحران نتواند بهسرعت حمایت سیاسی و دیپلماتیک گستردهای را جلب کند.
در مجموع، حملههای اخیر پاکستان و واکنش کمرنگ جامعه جهانی، تصویری از وضعیت پیچیده افغانستان در نظام بینالملل امروز ارائه میدهد. کشوری که درگیر چالشهای داخلی، اختلافات منطقهای و محدودیتهای دیپلماتیک است، در چنین بحرانهایی با حمایت محدودتری روبهرو می شود. در عین حال، این رویداد میتواند هشداری برای جامعه جهانی باشد که بیتوجهی به تحولات افغانستان ممکن است به تشدید بیثباتی در منطقهای بینجامد که همچنان از نظر امنیتی و انسانی اهمیت بالایی دارد.
از این منظر، پرسش اصلی تنها درباره حملههای اخیر نیست، بلکه درباره آینده جایگاه افغانستان در نظام منطقهای و جهانی است؛ اینکه آیا این کشور خواهد توانست از انزوای سیاسی خارج شود و نقش فعالتری در تعاملات بینالمللی ایفا کند، یا همچنان در حاشیه توجه جهانی باقی خواهد ماند.
نویسنده: سید باقر واعظی- خبرگزاری دید