قسمت اول ـ تحولات سیاسی
خبرگزاری دید: سال ۱۴۰۴ خورشیدی برای افغانستان سالی بود که در آن روندهای سیاسی کشور بیش از هر زمان دیگر در مسیر تثبیت ساختار قدرت حکومت طالبان، انقباض فضای سیاسی و تداوم انزوای بینالمللی قرار گرفت. در این سال، طالبان کنترل اداری و حکومتی خود را در سراسر کشور تحکیم کرد، اما این تثبیت با گشایش سیاسی، مشارکت اقوام یا اصلاحات ساختاری همراه نبود. در نتیجه، افغانستان در سال ۱۴۰۴ در یک وضعیت سیاسی دوگانه قرار گرفت: ثبات نسبی داخلی از یکسو و انزوای خارجی از سوی دیگر.

در سطح ساختار قدرت، سال ۱۴۰۴ شاهد تمرکز بیشتر تصمیمگیریها در حلقه قندهار بود. رهبر طالبان، ملا هبتالله آخوندزاده، همچنان مرجع اصلی تصمیمگیریهای کلان باقی ماند و شورای علما نقش پررنگتری در سیاستگذاریها یافت. این روند باعث شد که چهرههای تکنوکرات طالبان، فرماندهان میدانی و مدیران جوانتر که در سالهای نخست پس از سقوط جمهوری نقش بیشتری داشتند، به حاشیه رانده شوند. در مقابل، چهرههای سنتیتر و نزدیک به رهبری مذهبی طالبان نفوذ بیشتری پیدا کردند. این تغییرات نشاندهنده جهتگیری حکومت طالبان به سمت یک ساختار سیاسی بستهتر و ایدئولوژیکتر بود.
در حوزه سیاست داخلی، حکومت طالبان در سال ۱۴۰۴ بارها تأکید کرد که انتخابات را «غیر اسلامی» میداند و مشروعیت حکومت را از بیعت و شریعت میگیرد. این موضعگیری باعث شد که هیچ برنامهای برای انتخابات مطرح نشود. در نتیجه، افغانستان همچنان تنها کشور جهان باقی ماند که در آن هیچ سازوکار انتخاباتی فعال نیست. این وضعیت باعث شد جامعه جهانی از بهرسمیتشناسی رسمی حکومت این گروه خودداری کند و روابط افغانستان با جهان در سطح حداقلی باقی بماند.
در کنار این روند، سال ۱۴۰۴ شاهد انتصابات گسترده در سطح والیان، فرماندهان و مدیران ارشد بود. این جابهجاییها بیشتر با هدف تقویت وفاداری داخلی، جلوگیری از شکلگیری شکافهای درونی و کنترل بهتر ولایات انجام شد. در برخی موارد، فرماندهان نظامی به پستهای ملکی منتقل شدند تا نفوذ امنیتی طالبان در ساختار اداری تقویت شود. این انتصابات نشاندهنده تلاش حکومت طالبان برای ایجاد یک شبکه وفاداری گسترده در سراسر کشور بود.
با وجود ظاهر یکپارچه حکومت، نشانههایی از اختلافات درونی در سال ۱۴۰۴ دیده شد. اختلاف میان جناح قندهار و جناح کابل، رقابت میان شبکه حقانی و حلقه قندهار و نارضایتی برخی فرماندهان از سیاستهای سختگیرانه اجتماعی از جمله این موارد بود. هرچند این اختلافات هنوز به بحران تبدیل نشده، اما تحلیلگران معتقدند که در صورت فشارهای خارجی، بحران اقتصادی یا اختلاف بر سر جانشینی رهبری، این شکافها میتواند در سال ۱۴۰۵ اهمیت بیشتری پیدا کند.
در سطح روابط خارجی، افغانستان در سال ۱۴۰۴ همچنان در وضعیت انزوای سیاسی قرار داشت. هیچ کشور جهان حکومت طالبان را به رسمیت نشناخت، هرچند برخی کشورها مانند چین، روسیه، ایران، قطر و پاکستان روابط کاری و دیپلماتیک محدود را ادامه دادند. تلاش طالبان برای کسب مشروعیت بینالمللی عمدتاً به دلیل محدودیتهای اجتماعی، بهویژه در حوزه حقوق زنان، با شکست مواجه شد. جامعه جهانی بارها تأکید کرد که بدون تغییر در سیاستهای آموزشی و کاری زنان، امکان بهرسمیتشناسی وجود ندارد.
در حوزه سیاست منطقهای، طالبان تلاش کردند روابط خود را با کشورهای همسایه تقویت کنند، اما این تلاشها با چالشهایی همراه بود. روابط با پاکستان به دلیل درگیریهای مرزی، اخراج گسترده مهاجران افغانستانی و اتهامات اسلامآباد درباره حضور تحریک طالبان پاکستان در افغانستان، پرتنش باقی ماند. روابط با ایران نیز تحت تأثیر اختلافات آبی و مسائل مرزی قرار داشت، هرچند دو کشور تلاش کردند از تشدید تنش جلوگیری کنند. در مقابل، روابط با چین و روسیه در مسیر همکاریهای اقتصادی و امنیتی محدود پیش رفت، اما این همکاریها به سطح شراکت راهبردی نرسید.
در داخل کشور، نبود مشارکت سیاسی، حذف کامل احزاب، تعطیلی نهادهای انتخاباتی و محدودیتهای گسترده بر فعالیتهای مدنی باعث شد فضای سیاسی افغانستان در سال ۱۴۰۴ یکی از بستهترین دورههای تاریخ معاصر خود را تجربه کند. با این حال، طالبان تلاش کردند با ایجاد نظم اداری، کاهش فساد و کنترل امنیتی، نوعی ثبات حکومتی ایجاد کنند. این ثبات اما شکننده و وابسته به کنترل سختگیرانه بود، نه نتیجه یک توافق اجتماعی گسترده.
در مجموع، تحولات سیاسی افغانستان در سال ۱۴۰۴ نشاندهنده تثبیت قدرت طالبان، تداوم انزوای بینالمللی، بستهتر شدن فضای سیاسی و افزایش شکافهای درونی بود. این روندها زمینهساز سناریوهای پیچیدهتری در سال ۱۴۰۵ خواهد بود.