دوگانگی اروپا در جنگ علیه ایران؛ ریاکاری در گفتار، همراهی در عمل
خبرگزاری دید: پایگاههای اروپایی که در اختیار آمریکا قرار گرفته، خود به هدفی مشروع برای دفاع از ایران تبدیل میشوند. اگر ایران به این پایگاهها به عنوان بخشی از زیرساخت تهاجم ضربه بزند، نه تنها سرعت عملیاتهای آمریکا کاهش مییابد، بلکه کشورهای اروپایی مستقیماً وارد آتش جنگی میشوند که ادعا میکنند خواستار پایان آن هستند. این واقعیت تلخ، دوگانگی آنها را بیش از پیش برملا میکند، آنها میخواهند هم در جنایات جنگی سهیم باشند و هم از پیامدهای آن مصون بمانند.

از اواخر فوریه ۲۰۲۶، منطقه خاورمیانه صحنه جنگی تمامعیار شده است. این بحران با حملات هماهنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه اهداف داخلی ایران آغاز شد و ایران در چارچوب حق مشروع دفاع از خود، با شلیک موشکها و پهپادها به اهداف متجاوز، پاسخی قاطع نشان داد. در این میان، نگاهها به نقش اروپا دوخته شده است؛ نقشی که بیش از هر چیز نمایانگر شکاف میان شعار و عمل است.
در سطح رسمی، دولتهای اروپایی بیانیههای ظاهراً متعادلی صادر کردهاند و خواستار کاهش تنش و راهحل دیپلماتیک شدهاند. اما در پشت این الفاظ، چند کشور اروپایی از جمله بریتانیا، آلمان، ایتالیا، فرانسه، یونان و پرتغال، پایگاهها و زیرساختهای نظامی خود را در اختیار ماشین جنگی آمریکا قرار دادهاند. سوخترسانی به جنگندهها، تأمین مهمات و اشتراک اطلاعات، تنها بخشی از خدماتی است که اروپا به هزینه امنیت منطقه و جان انسانها ارائه میدهد. این همراهی عملی، محکومیتهای لفظی را به سخره میگیرد و چهره واقعی اروپا را نشان میدهد: شریکی فعال در تجاوز، نه میانجی بیطرف.
این تضاد میان گفتار فریبنده و رفتار خصمانه، چیزی جز دوگانگی و ریاکاری نیست. اروپا در حالی مدعی حمایت از صلح است که با تأمین زیرساختهای نظامی، عملاً بستر تشدید جنگ را فراهم میکند. این رفتار نه تنها نشاندهنده فقدان استقلال راهبردی اروپاست، بلکه ثابت میکند که حتی در بحرانی که یک کشور مورد حمله اولیه قرار گرفته، این قاره نمیتواند موضعی منسجم و مبتنی بر عدالت اتخاذ کند. تابعیت محض از ناتو و واشنگتن، هر گونه ادعای اروپا درباره حفظ برجام یا حمایت از ثبات منطقه را به سخره گرفته است.
از منظر راهبردی، این همکاری ریشه در تعهدات از پیش تعریفشده ناتو دارد، اما این بهانه نمیتواند مسئولیت اخلاقی و سیاسی کشورهای اروپایی را بپوشاند. آنها با در اختیار گذاشتن پایگاههای خود، به آمریکا اجازه میدهند بدون نیاز به بازگشت به پایگاههای دور، عملیاتهای تهاجمی خود را با سرعت و کارایی بیشتری علیه ایران ادامه دهد. این یعنی اروپا نه تنها بیطرف نیست، بلکه بخشی از معادله تهاجم محسوب میشود.
با این حال، این همراهی هزینههای سنگینی برای خود اروپا نیز دارد. افکار عمومی کشورهای اروپایی حساسیت بالایی نسبت به مشارکت در جنگهای فرامرزی دارند و دولتها ناگزیرند این همراهی را پشت پرده و با کمترین اطلاعرسانی انجام دهند. همین امر باعث شده تا دولتهای اروپایی در تنگنای سیاسی گرفتار آیند: از یک سو به دلیل تعهدات ناتو، ناچار به همراهی با آمریکا هستند و از سوی دیگر برای حفظ وجهه داخلی و بینالمللی خود، ناگزیر از شعارهای صلحطلبانه. این توازنسازی ریاکارانه، در بلندمدت اعتبار سیاسی اروپا را نزد افکار عمومی جهان خدشهدار خواهد کرد.
نکته مهم دیگر آنکه پایگاههای اروپایی که در اختیار آمریکا قرار گرفته، خود به هدفی مشروع برای دفاع از ایران تبدیل میشوند. اگر ایران به این پایگاهها به عنوان بخشی از زیرساخت تهاجم ضربه بزند، نه تنها سرعت عملیاتهای آمریکا کاهش مییابد، بلکه کشورهای اروپایی مستقیماً وارد آتش جنگی میشوند که ادعا میکنند خواستار پایان آن هستند. این واقعیت تلخ، دوگانگی آنها را بیش از پیش برملا میکند، آنها میخواهند هم در جنایات جنگی سهیم باشند و هم از پیامدهای آن مصون بمانند.
در سطح ژئواکونومیک، ایران اهرمهای بازدارنده قدرتمندی در اختیار دارد. مسدود شدن تنگه هرمز در واکنش به همکاری عملی اروپا با آمریکا، میتواند امنیت انرژی اروپا را مستقیماً تهدید کند. بیشتر کشورهای اروپایی وابستگی شدیدی به نفت و گاز عبوری از خلیج فارس دارند و هرگونه اختلال در این مسیر، به افزایش بیسابقه قیمت انرژی، فشار اقتصادی طاقتفرسا و بحران در تأمین سوخت منجر خواهد شد. این تهدید واقعی، میتواند معادلات سیاسی را در پایتختهای اروپایی به نفع بازنگری در همکاری با آمریکا تغییر دهد.
در جمعبندی باید گفت که اروپا در بحران کنونی نشان داد که ارزشی به استقلال رأی و صلح پایدار نمیدهد و ترجیح میدهد نقش آلت دست آمریکا را ایفا کند. دوگانگی میان گفتار ظاهراً بیطرفانه و رفتار خصمانه عملی، چهره واقعی این قاره را آشکار ساخته است. ایران نیز با درک صحیح این واقعیت، میتواند با استفاده از اهرمهای دفاعی، نظامی و انرژی خود، هم هزینه همراهی با تجاوز را برای اروپا افزایش دهد و هم نشان دهد که در برابر ریاکاری و مداخله، سکوت نخواهد کرد.
در نهایت، پیام ایران روشن است: هر کشوری که پایگاه، خاک یا زیرساخت خود را در اختیار متجاوز قرار دهد، مسئولیت پیامدهای آن را نیز باید بپذیرد. اروپا نمیتواند همزمان نقش میانجی و شریک جنگ را ایفا کند. انتخاب با خود اوست؛ همسویی با صلح و احترام به حقوق ایران، یا ادامه این دوگانگی ریاکارانه که نتیجه ای جز بیاعتباری و بیثباتی برای خودش نخواهد داشت.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید