خبرگزاری دید: زاهد حسین، نویسنده و تحلیلگر شناختهشده پاکستانی، در یادداشتی تازه به بررسی ادعاهای اخیر رئیسجمهور آمریکا درباره مذاکره با ایران پرداخته و آن را با تناقضهای رفتاری واشنگتن در هفتههای گذشته مقایسه کرده است. گزارش این تحلیل را باهم میخوانیم.

عقبنشینی ترامپ از ضربالاجل ۴۸ ساعته برای بازگشایی تنگه هرمز و تمدید پنجروزه آن، نشانهای از سردرگمی در سیاستگذاری آمریکا است. در حالی که واشنگتن از «مذاکرات قوی» سخن میگوید، اما تهران هرگونه گفتوگوی مستقیم یا غیرمستقیم را رد کرده است.
ایران با وجود سه هفته حملات سنگین آمریکا و اسرائیل، اعلام کرده تا زمان برقراری آتشبس کامل، هیچ مذاکرهای انجام نخواهد شد. از نگاه نویسنده، طرح ادعای مذاکره میتواند پوششی برای آمادگی آمریکا جهت یک عملیات زمینی احتمالی باشد.
از سوی دیگر حسین تأکید کرده که نباید نقش پاکستان را که برای میانجیگری بین ایران و آمریکا اعلام آمادگی کرده است، بیش از حد بزرگ کرد. هرچند اسلامآباد با هردو طرف روابط نزدیک دارد و تماسهای سطح بالا برقرار شده، اما شکاف میان تهران و واشنگتن عمیقتر از آن است که با میانجیگری ساده پر شود. به گفته او، «مذاکره زیر سایه جنگ معنا ندارد.»
این تحلیلگر با اشاره به بحران تنگه هرمز گفته است تلاش سههفتهای آمریکا برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز، مسیری که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، بینتیجه مانده است. این وضعیت میتواند پیامدهایی فراتر از بحرانهای نفتی دهههای ۷۰ میلادی داشته باشد.
به باور حسین، با وجود ادعاهای واشنگتن درباره تضعیف توان نظامی ایران، حملات پهپادی و موشکی اخیر به پایگاههای آمریکا و همچنین حمله به نزدیکی تأسیسات دیمونا در اسرائیل نشان میدهد که ظرفیت بازدارندگی ایران همچنان فعال است.
این در حالی است که کشورهای عضو ناتو درخواست آمریکا برای اعزام ناو به تنگه هرمز را نپذیرفتهاند؛ وضعیتی که به گفته نویسنده، یکی از معدود مواردی است که واشنگتن در یک بحران بزرگ تا این حد تنها مانده است.
جمعبندی
در نهایت، زاهد حسین نتیجه گرفته که سخنان ترامپ درباره «حل کامل اختلافات» بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا آن که نشانهای از یک گشایش واقعی دیپلماتیک باشد.