اسلایدشوتحلیلتروریسمجنگجهانسیاستنظامی

حمله به جزایر ایرانی؛ خطایی که آمریکا را وارد عمیق‌ترین باتلاق نظامی قرن می‌کند

خبرگزاری دید: با گذشت نزدیک به یک ماه از جنگ رمضان، نشانه‌ها حاکی از آن است که نبرد میان ایران، آمریکا و اسرائیل در حال ورود به مرحله‌ای حساس و پیچیده است. در حالی که گزارش‌های متعدد غربی از بررسی گزینه «حمله زمینی آمریکا به جزایر ایرانی» سخن می‌گویند، تحلیل‌های میدانی و راهبردی نشان می‌دهد چنین اقدامی نه‌تنها با موانع جدی روبه‌رو است، بلکه می‌تواند آمریکا را وارد یک جنگ فرسایشی و پرهزینه کند؛ جنگی که ایران برای آن آماده است و از ابزارهای بازدارنده متعددی برخوردار.

به‌گفته تحلیلگران، دولت ترامپ در پی ناکامی در دستیابی به اهداف راهبردی خود در حوزه‌های موشکی، هسته‌ای و منطقه‌ای ایران، اکنون به دنبال ایجاد یک «اهرم فشار» جدید است. در ماه‌های اخیر، ایران با بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیک خود در تنگه هرمز، یک کارت بازی مهم در اختیار گرفته است؛ کارتی که جریان انرژی جهانی و امنیت دریایی را تحت تأثیر قرار داده و آمریکا را در مذاکرات آتش‌بس در موقعیت ضعیف‌تری قرار داده است.

از نگاه واشنگتن، اشغال یکی از جزایر ایرانی می‌تواند این توازن را تغییر دهد، اما پرسش اصلی این است که آیا چنین اقدامی عملی است و چه پیامدهایی برای آمریکا خواهد داشت؟

در هفته‌های اخیر، گمانه‌زنی‌های مختلفی درباره اهداف احتمالی آمریکا مطرح شده است. برخی گزارش‌ها از احتمال حمله به جزیره خارک سخن گفته‌اند؛ جزیره‌ای که میزبان پایانه صادراتی بخش عمده نفت ایران است، اما تحلیلگران غربی نیز اذعان دارند که چنین اقدامی می‌تواند بازار جهانی انرژی را دچار شوک کند و قیمت نفت را به‌شدت افزایش دهد و دولت ترامپ نیز به شدت از آن واهمه دارد.

گزینه‌های دیگر شامل جزیره لارک و جزایر سه‌گانه است. فاصله این جزایر از سواحل ایران و نزدیکی آن‌ها به تنگه هرمز، از نگاه آمریکا جذابیت عملیاتی دارد، اما همین موقعیت، آن‌ها را در تیررس مستقیم توان موشکی و پهپادی ایران قرار می‌دهد. افزون بر این، همراهی برخی بازیگران منطقه‌ای مانند امارات، هرچند ممکن است عملیات را تسهیل کند، اما خطرات سیاسی و امنیتی آن را نیز افزایش می‌دهد.

تحلیل‌های موجود نشان می‌دهد که حتی در صورت موفقیت نخستین آمریکا در پیاده‌سازی نیرو، این اقدام نمی‌تواند ایران را وادار به عقب‌نشینی کند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که ایران در برابر فشارهای اقتصادی، نظامی و امنیتی انعطاف‌پذیری بالایی دارد و ابزارهای متعددی برای پاسخگویی در اختیار دارد؛ از جمله ماین‌گذاری در تنگه هرمز، گسترش دامنه درگیری در منطقه و فعال‌سازی متحدان خود.

افزون بر این، نظرسنجی‌های داخلی آمریکا نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه با حمله زمینی مخالف‌اند. این مخالفت، هزینه سیاسی چنین اقدامی را برای ترامپ افزایش می‌دهد و می‌تواند شکاف‌های داخلی آمریکا را تشدید کند.

افزون بر این، چالش‌های زیادی فراروی دولت ترامپ برای اعزام نیروی زمینی به جزایر ایرانی وجود دارد. در یک ماه گذشته، بیش از ۱۳ پایگاه آمریکا در منطقه آسیب جدی دیده‌اند. این مساله توان آمریکا برای پشتیبانی مداوم از نیروهای زمینی را به‌شدت محدود کرده است. برخلاف جنگ‌های عراق و افغانستان، آمریکا نمی‌تواند در جزایر ایرانی پایگاه‌های امن و گسترده ایجاد کند؛ زیرا هرگونه انتقال نیرو، تجهیزات و مهمات در معرض حملات موشکی و پهپادی ایران خواهد بود.

از سوی دیگر، سامانه‌های پاتریوت و تاد که ستون فقرات دفاع هوایی آمریکا در منطقه هستند، یا آسیب دیده‌اند یا ذخایر آن‌ها رو به پایان است. انتقال سامانه‌های جدید از شرق آسیا یا اروپا نیز برای آمریکا هزینه‌زا و خطرناک است. در چنین شرایطی، نیروهای آمریکایی در جزایر عملاً بدون چتر دفاعی مؤثر باقی خواهند ماند.

مضاف بر این، دفاع از چند هزار سرباز در جزیره‌ای مانند خارک، نیازمند پوشش هوایی گسترده و حملات مداوم علیه زیرساخت‌های موشکی ایران است، اما ذخایر موشک‌های تهاجمی آمریکا با سرعت نگران‌کننده‌ای در حال کاهش است. استفاده از بیش از ۸۰۰ موشک کروز در یک ماه، حتی از عملیات ۲۰۰۳ عراق نیز بیشتر بوده است. ادامه این روند برای آمریکا پایدار نیست.

این در حالی است که ایران مدت‌ها است که احتمال حمله به جزایر را جدی گرفته و به تقویت پدافند، استحکامات و توان موشکی خود در این مناطق پرداخته است. بنابراین، حتی یک عملیات سریع نیز با مقاومت شدید مواجه خواهد شد.

 جمع‌بندی

برآیند تحلیل‌ها نشان می‌دهد که حمله زمینی آمریکا به جزایر ایرانی، نه‌تنها دستاورد راهبردی قابل توجهی برای واشنگتن ندارد، بلکه می‌تواند آمریکا را درگیر جنگی فرسایشی کند؛ جنگی که ایران برای آن آماده است و ابزارهای متعددی برای افزایش هزینه‌های دشمن در اختیار دارد.

محدودیت‌های لجستیکی، آسیب‌پذیری در برابر حملات موشکی و پهپادی، فرسایش ذخایر تسلیحاتی آمریکا، دشواری دفاع از جزایر و مخالفت داخلی در آمریکا، همگی نشان می‌دهد که این سناریو بیش از آن که یک «اهرم فشار» باشد، یک «دام راهبردی» است.

در نهایت، هرگونه اقدام نظامی علیه جزایر ایرانی می‌تواند دامنه جنگ را گسترش دهد و آمریکا را وارد مسیری کند که خروج از آن بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود؛ مسیری که ایران با اتکا به توان دفاعی، عمق راهبردی و انسجام داخلی، آماده مواجهه با آن است.

نویسنده: سید احمد موسوی ـ کارشناس نظامی ـ امنیتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا