خبرگزاری دید: حزبالله بازسازی گستردهای در ساختار نظامی خود انجام داده؛ از ارتقای سامانههای ارتباطی و استقرار تجهیزات پیشرفته گرفته تا تغییر تاکتیکهای استتار و جابهجایی نیروها. مهمترین تحول، انتقال بخش قابل توجهی از پایگاههای پرتاب، مراکز فرماندهی و دپوی تسلیحات از جنوب به شمال رودخانه لیتانی است؛ اقدامی که با هدف ایجاد عمق دفاعی بیشتر و حفاظت از زرادخانه موشکی در برابر حملات پیشدستانه صورت گرفته است.

لبنان در نقطهای حساس از تنشهای نظامی و بحرانهای سیاسی قرار گرفته است. این وضعیت نشان میدهد میدان نبرد و رقابتهای داخلی در این کشور بحرانزده خاورمیانه، بیش از هر زمان دیگری درهمتنیده شدهاند. در این میان، نقشآفرینی تازه حزبالله و تغییرات ساختاری در آرایش نظامی این گروه، یکی از مهمترین عوامل نگرانی اسرائیل در جنگ اخیر به شمار میرود.
در ماههای گذشته، حزبالله بازسازی گستردهای در ساختار نظامی خود انجام داده؛ از ارتقای سامانههای ارتباطی و استقرار تجهیزات پیشرفته گرفته تا تغییر تاکتیکهای استتار و جابهجایی نیروها. مهمترین تحول، انتقال بخش قابل توجهی از پایگاههای پرتاب، مراکز فرماندهی و دپوی تسلیحات از جنوب به شمال رودخانه لیتانی است؛ اقدامی که با هدف ایجاد عمق دفاعی بیشتر و حفاظت از زرادخانه موشکی در برابر حملات پیشدستانه صورت گرفته است.
در عرصه سیاسی نیز فضای لبنان ملتهب است. تصمیم جنجالی برای اخراج سفیر ایران از بیروت، بهعنوان اقدامی هدایتشده از سوی احزاب مسیحی راستگرا توصیف میشود و تحلیلگران آن را تلاشی برای کشاندن حزبالله به یک واکنش پرهزینه یا وادار کردن آن به سکوتی میدانند که نشانه ضعف است. حزبالله و جنبش امل این سناریو را درک کرده و در برابر آن ایستادهاند.
در سطح راهبردی، دو طرف درگیر مسیرهای متفاوتی را دنبال میکنند. اسرائیل با تکیه بر دکترین «ضاحیه» و برتری هوایی، به دنبال تخریب زیرساختهای نظامی و فشار بر جامعه لبنان است. در مقابل، حزبالله بر جنگ فرسایشی و حفظ توان ضربهزنی مداوم تمرکز دارد؛ هدف نه پیروزی کلاسیک، بلکه جلوگیری از شکست و تحمیل یک معادله بازدارندگی جدید است.
در مجموع، لبنان امروز به صحنهای تبدیل شده که جنگ نظامی و رقابت سیاسی در آن بهطور کامل در هم تنیدهاند. بازآرایی نظامی حزبالله و فشارهای سیاسی داخلی، چشمانداز خروج از بحران را پیچیدهتر کرده و کشور را در وضعیت یک جنگ بقا قرار داده است؛ جنگی که نتیجه آن میتواند آینده لبنان را برای سالها تعیین کند.
افزون بر تحولات داخلی، جایگاه حزبالله در معادلات منطقهای نیز نقشی تعیینکننده در شکلگیری رفتار این جنبش دارد. حزبالله طی دو دهه گذشته از یک بازیگر صرفاً لبنانی به یک نیروی تأثیرگذار در محور مقاومت تبدیل شده که توانایی مداخله در بحرانهای منطقهای را دارد. این جایگاه، نهتنها قدرت چانهزنی حزبالله را در داخل لبنان افزایش داده، بلکه آن را به یکی از عوامل اصلی بازدارندگی در برابر راهبردهای اسرائیل در کل منطقه بدل کرده است. همین نقش فرامنطقهای موجب شده هرگونه درگیری در لبنان، پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور داشته باشد و در محاسبات قدرتهای منطقهای و بینالمللی لحاظ شود.
در سطح داخلی نیز حزبالله همچنان یکی از ستونهای اصلی معادلات سیاسی لبنان است؛ نیرویی که بدون مشارکت یا رضایت آن، تشکیل دولت، انتخاب رئیسجمهور یا مدیریت بحرانهای امنیتی عملاً ناممکن میشود. این وزن سیاسی، در کنار توان نظامی، باعث شده حزبالله در برابر فشارهای داخلی و خارجی انعطافپذیری بیشتری نشان دهد و تلاش کند معادلهای را حفظ کند که در آن، هم بقای خودش تضمین شود و هم لبنان از فروغلتیدن به یک جنگ تمامعیار جلوگیری کند. در چنین شرایطی، نقش حزبالله در تعیین مسیر آینده لبنان بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است.
در مجموع، لبنان امروز به صحنهای تبدیل شده که جنگ نظامی و رقابت سیاسی در آن بهطور کامل در هم تنیدهاند. بازآرایی نظامی حزبالله و فشارهای سیاسی داخلی، چشمانداز خروج از بحران را پیچیدهتر کرده و کشور را در وضعیت یک جنگ بقا قرار داده است؛ جنگی که نتیجه آن میتواند آینده لبنان را برای سالها تعیین کند.
روابط بین الملل – خبرگزاری دید