اسلایدشوافغانستاناقتصاد و توسعهتحلیلتحلیل و ترجمهسیاستمنطقه

آسیای میانه؛ کریدور گریز افغانستان از بن‌بست تجاری و اقتصادی

خبرگزاری دید: آسیای میانه می‌تواند نیازهای اساسی افغانستان به انرژی را تأمین کند. در حال حاضر، افغانستان سالانه حدود ۶.۵ میلیارد کیلووات‌ساعت برق وارد می‌کند که سهم کشورهای آسیای میانه (به‌ویژه ازبیکستان و ترکمنستان) در این واردات بیش از ۷۰ درصد است.

آسیای میانه؛ کریدور گریز افغانستان از بن‌بست تجاری و اقتصادی

اقتصاد افغانستان به‌عنوان یکی از محصورترین کشورهای جهان، از دهه‌ها پیش در دام انحصار جغرافیایی گرفتار آمده است. وابستگی شدید به مسیرهای تجاری محدود (به‌ویژه از طریق پاکستان) و بی‌ثباتی‌های سیاسی درونی، این کشور را به یکی از شکننده‌ترین اقتصادهای منطقه تبدیل کرده است. آمارهای تجاری نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۴، کل تجارت خارجی افغانستان به ۱۲.۴۲ میلیارد دالر رسید که سهم صادرات تنها ۱۵ درصد (حدود ۱.۸ میلیارد دالر) و سهم واردات ۸۵ درصد (۱۰.۶ میلیارد دالر) بوده است. این عدم توازن ساختاری، هرگونه اختلال در مسیرهای سنتی را به یک بحران تمام‌عیار تبدیل می‌کند.

در چنین شرایطی، آسیای میانه نه یک گزینه، که یک ضرورت راهبردی برای افغانستان به شمار می‌رود. نزدیکی جغرافیایی، هزینه‌های حمل‌ونقل را کاهش می‌دهد و اشتراکات تاریخی-فرهنگی، بستر اعتماد متقابل را هموار می‌سازد. اما آنچه این فرصت را ملموس می‌کند، ارقام رو به رشد تجارت دوجانبه است.

 بر اساس داده‌های سال ۲۰۲۵، حجم مبادلات افغانستان با کشورهای آسیای میانه با رشد ۴۳ درصدی به ۲.۷ میلیارد دالر افزایش یافت. در همین دوره، صادرات افغانستان به این منطقه با جهش ۷۷ درصدی از ۱۲۲ میلیون دالر به ۲۱۶ میلیون دالر رسید. ازبکستان به‌تنهایی با رشد ۴۵.۵ درصدی، سهم ۱.۶ میلیارد دالری از این تجارت را به خود اختصاص داد. این ارقام به وضوح نشان می‌دهد که بازارهای شمالی در حال تبدیل شدن به مقصدی قابل اتکا برای محصولات افغانستان هستند.

اما اهمیت این همکاری فراتر از ارقام خام است. نخست، آسیای میانه می‌تواند نیازهای اساسی افغانستان به انرژی را تأمین کند. در حال حاضر، افغانستان سالانه حدود ۶.۵ میلیارد کیلووات‌ساعت برق وارد می‌کند که سهم کشورهای آسیای میانه (به‌ویژه ازبکستان و ترکمنستان) در این واردات بیش از ۷۰ درصد است. دوم، این منطقه دروازه‌ای به سوی بازارهای بزرگ‌تر مانند روسیه، قفقاز و حتی اروپای شرقی است. اگر کریدورهای ترانزیتی شمالی توسعه یابند، افغانستان می‌تواند به یک پل ارتباطی میان جنوب آسیا (با جمعیتی بیش از ۱.۸ میلیارد نفر) و اوراسیا تبدیل شود. چنین جایگاهی، نه‌تنها درآمد ارزی قابل توجهی از محل ترانزیت کالا ایجاد می‌کند، بلکه قدرت چانه‌زنی سیاسی کابل را در معادلات منطقه‌ای به طرز چشمگیری افزایش می‌دهد.

با این حال، مسیر بهره‌برداری کامل از این فرصت هموار نیست. حداقل چهار مانع جدی پیش روی آن قرار دارد:

۱. ضعف زیرساخت‌های داخلی: جاده‌ها و خطوط ریلی افغانستان هنوز به شبکه یکپارچه آسیای میانه متصل نشده‌اند. در حال حاضر، تنها یک خط آهن فعال میان مزارشریف و ترمذ (ازبیکستان) وجود دارد که ظرفیت آن پاسخگوی حجم بالای مبادلات نیست. پروژه خط آهن «افغان ترانس» (ترمذ-مزارشریف-کابل-پشاور) می‌تواند این گسل را ترمیم کند، اما نیازمند سرمایه‌گذاری نزدیک به ۵ میلیارد دالر و ثبات سیاسی بلندمدت است.

۲. موانع نهادی و اداری: گمرکات افغانستان فاقد استانداردهای مشترک با کشورهای همسایه شمالی هستند. تشریفات زائد، نبود پنجره واحد تجاری و فساد اداری، هزینه مبادلات را تا ۳۰ درصد افزایش می‌دهد. بر اساس گزارش اتاق بازرگانی افغانستان، گاهی یک کامیون حامل کالاهای صادراتی به ازبکستان بیش از ۱۰ روز در مرز معطل می‌ماند.

۳. نبود یک استراتژی منسجم اقتصادی در سیاست خارجی:  سیاست خارجی افغانستان در دهه‌های اخیر بیشتر تحت تأثیر ملاحظات امنیتی و سیاسی بوده تا الزامات اقتصادی. هنوز یک سند راهبردی جامع برای تبدیل شدن به چهارراه ترانزیتی جنوب و شمال آسیا تدوین و اجرا نشده است. این فقدان برنامه، باعث می‌شود بسیاری از توافق‌های دوجانبه در سطح اعلامیه‌ها باقی بمانند و به قراردادهای عملیاتی تبدیل نشوند.

۴. چالش امنیتی: ناامنی در برخی ولایت های شمالی افغانستان (مانند بلخ، جوزجان و فاریاب) گاهی روند اجرای پروژه‌های زیربنایی را مختل می‌کند و بیمه‌گذاران بین‌المللی را برای سرمایه‌گذاری در این مسیرها دچار تردید می‌سازد.

در سال ۲۰۲۵، اختلالات مکرر در گذرگاه‌های مرزی پاکستان (تورخم و چمن) نشان داد که اقتصاد افغانستان چقدر در برابر انسداد مسیرهای سنتی آسیب‌پذیر است. در آن مقطع، کریدورهای شمالی از طریق آسیای میانه و شرقی از طریق ایران توانستند ضربه این شوک را تا حد زیادی جذب کنند. کل تجارت خارجی افغانستان در همان سال به ۱۳.۹ میلیارد دالر رسید که ثابت کرد مسیرهای جایگزین، نه یک رویا، بلکه یک واقعیت عملیاتی هستند.

در نهایت، آسیای میانه یک فرصت راهبردی واقعی برای رهایی افغانستان از انحصار اقتصادی است. آمارهای دو سال اخیر نشان می‌دهد که با وجود تمام موانع، جریان تجارت به سمت شمال به طور طبیعی در حال افزایش است. اما تحقق کامل این پتانسیل، نیازمند یک اراده سیاسی پایدار برای اصلاح زیرساخت‌ها، شفاف‌سازی رویه‌های گمرکی، تدوین یک سند ملی ترانزیت و گسترش دیپلماسی اقتصادی هدفمند است. اگر افغانستان بتواند از این پنجره طلایی استفاده کند، نه‌تنها وابستگی خود به مسیرهای سنتی و بی‌ثبات را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند به یک بازیگر کلیدی در زنجیره تأمین منطقه‌ای تبدیل شود. اگرچه مسیر دشوار اما شدنی است.

نویسنده: احسان الله صمیم – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا