نویسنده: پروفسور فضلالهادی وزین
خبرگزاری دید: بار دیگر ایالات متحده در محاسبات راهبردی خود علیه جمهوری اسلامی ایران به خطایی فاحش دچار شد. آنگاه که واشنگتن با تکیه بر گفتمان استکباری و مداخلهجویانه، سه هدف عمده را برای تجاوز نظامی خود اعلام کرد: «تغییر نظام سیاسی ایران، توقف برنامه صلحآمیز هستهای و انهدام توان دفاع موشکی ایران.» اما بعد از توفیق خداوند خیرالناصرین، مقاومت، تدبیر و اراده قوی ملت و زعامت ایران سبب شد تا چرخ تاریخ جنگ را به سود فرعون ساکن در قصر سفید نچرخاند.

پس از چهل روز جنگ و تقابل نظامی و فشار حداکثری، پایان جنگ نه تنها هیچیک از اهداف از پیش اعلامشده آمریکا را برآورده نکرد، بلکه میدان نبرد به صحنه تحقیر راهبردی واشنگتن تبدیل شد. جایی که تنها دستاوردی که آمریکا توانست به عنوان شرط پایان جنگ مطرح کند، «باز ماندن تنگه هرمز» بود؛ تنگهای که پیش از آغاز درگیری نیز به روی تردد بینالمللی گشوده بود و هرگز محملی برای گفتوگو یا مناقشه به شمار نمیرفت!
جالب آن که این آمریکا بود که عملاً از تمام شروط اولیه خود عقب نشست و بدون قید و شرط، آتشبس را پذیرفت، اما مهمتر از آن، اکنون مذاکرات بر پایه سندی ده مادهای است که از سوی تهران ارائه شده و خود دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به صراحت به پذیرش آن به عنوان «زمینه و مبنای گفتوگو» اعتراف کرده است.
نکته تأملبرانگیز در تحولات اخیر این است که جمهوری اسلامی ایران با وجود نابرابری جنگ و تحمل آسیبهای بزرگ، بدون آن که حتی یک کلمه از اصول راهبردی خود عقب بنشیند، توانست ابتکار عمل را به دست گیرد.
واقعیت میدانی و دیپلماتیک امروز به روشنی نشان میدهد که قبول سند دهمادهای ایران توسط طرف آمریکایی، نه یک شروع ساده، بلکه یک تسلیم راهبردی در لفافه مذاکره است. در زبان دیپلماسی، زمانی که قدرت مهاجم مجبور شود نقشه راه ارائهشده توسط طرف مقابل را بپذیرد، این یعنی پیروزی بیچونوچرای ایران و شکستی تمامعیار برای سیاست خصمانه آمریکا.
خلاصه آن که آمریکا با دست خالی از این معرکه بیرون آمد و ایران با سرافرازی تمام، برگ برنده را از میز مذاکره به خانه برد. این همان ثمره صبر راهبردی، دفاع مقتدرانه و دیپلماسی عزتمندانه است.
اما هشدار:
تجربه تلخ گذشته، نگاه جمهوری اسلامی ایران را نسبت به رفتار آمریکا اصلاح کرده است. تهران به خوبی میداند که واشنگتن سابقهای طولانی در مکر، فریب، نقض تعهدات و «خریدن زمان» برای ترمیم قوای خود و طراحی توطئهای تازه دارد. پذیرش ظاهری این دهبند از سوی آمریکا هرچند یک پیروزی بزرگ محسوب میشود، اما به هیچ وجه به معنای پایان خطر یا تغییر ماهیت استکباری دشمن نیست.
بدین رو، محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران با نگاهی هوشمندانه و همانگونه که در اعلامیه شورای امنيت ملي ایران آمده است، بر مبنای اصل «عدم اعتماد به آمریکا» تنها بر اساس منافع ملی و قدرت بازدارندگی خود باید گام بردارد. هرگونه گام در مسیر مذاکره، تنها با چشمانی کاملاً باز، نظارت میدانی بر اجرای تعهدات و تکیه بر توان داخلی پیش خواهد رفت. درس بزرگ این است که هشیاری مطلق، شرط اول حفظ این پیروزی تاریخی در برابر دشمنی است که به مکر و خلف وعده شهره است.
ظاهرا آمریکا با دست خالی از این معرکه بیرون آمد و ایران با سرافرازی تمام، برگ برنده را از میز مذاکره به خانه برد، اما این پایان راه نیست؛ استمرار این پیروزی در گرو نفوذناپذیری در برابر فریب و تقویت هرچه بیشتر قدرت دفاعی و استقلال راهبردی کشور است.